بررسی اثربخشی آموزش مهارت های فرزندخواندگی بر کاهش تنیدگی و تغییر سبک های مقابله ای زوجین متقاضی فرزند | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 3، دوره 14، شماره 55، مهر 1391، صفحه 19-210 اصل مقاله (222.83 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2012.938 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| الهه ذوقی فیاض1؛ حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف2؛ احمد علی پور3؛ مهناز علی اکبری دهکردی4 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1کارشناسی ارشد روان شناسی، دانشگاه پیام نور، واحد تهران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2استاد گروه روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3دانشیار گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، واحد تهران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 4استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه پیام نور، واحد تهران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| : امروزه به واسطهی افزایش میزان ناباروری زوجها و بیسرپرستی کودکان، فرزندخواندگی بیشتر در کانون توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای فرزندخواندگی برکاهش تنیدگی و تغییر سبکهای مقابلهای زوجین متقاضی فرزندخواندگی انجام گرفته است. روشکار: پژوهش حاضر از نوع طرحهای نیمهآزمایشی است. جامعهی پژوهش شامل تمام زوجین متقاضی فرزندخواندگی بوده که از خرداد 88 لغایت خرداد 89 به سازمان بهزیستی خراسان رضوی مراجعه نمودهاند. زوجین واجد معیارهای پژوهش به شیوهی نمونهی در دسترس انتخاب و پرسشنامهی اضطراب کتل و سبکهای مقابلهای لازاروس و فولکمن را تکمیل نمودند. از بین ایشان تعداد 14 زوج دارای نمرهی خام بیشتر از 35 در تست اضطراب و سبک مقابلهی هیجانمدار در پرسشنامهی سبکهای مقابله بودند، انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد جایگزین شدند. سپس 8 جلسهی آموزش مهارتهای فرزندخواندگی برای گروه آزمون اجرا گردید. گروه شاهد روند عادی مراحل اداری را سپری نمودند. بعد از اجرای مداخله، میزان تنیدگی و سبکهای مقابلهی دو گروه مجددا اندازهگیری و 6 هفته بعد آزمون پیگیری روی گروه آزمون اجرا شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل کوواریانس یک سویه و تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر تحلیل گردید. یافته ها: بین دو گروه آزمون و شاهد، از نظر تفاوت نمرات در دو ﺁزمون اضطراب کتل (05/0P≤) و سبکهای مقابله (05/0P≤) تفاوت مثبت و معنیداری وجود داشت. نتیجه گیری: آموزش مهارتهای فرزتدخواندگی میتواند موجب کاهش میزان تنیدگی زوجین متقاضی فرزند گردیده و باعث شود که این افراد در مقابله با تنیدگی، بیشتر از سبکهای مقابلهی مسئلهمدار استفاده کنند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| استرس؛ زوجین؛ فرزندخواندگی؛ مهارتها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
زادوری و باروری همواره یکی از مهمترین کارکردهای خانواده به شمار رفته و داشتن فرزند، با رشد و ورود به دنیای بزرگسالی برابر دانسته شده است. در تمام فرهنگها زن و شوهر در صورت ناتوانی برای بچهدار شدن خود را ناکامل میشمارند و دستیابی به نقش والدینی را شرط اساسی کمال فردی، پذیرش اجتماعی، تکمیل هویت جنسی و موقعیت کامل بزرگسالی میدانند (1). به همین دلیل زوجهای نابارور کوشش فراوانی را صرف تشخیص و درمان ناباروری میکنند (2). در ایران نیز به علت ویژگیهای فرهنگی، موضوع باروری بسیار اهمیت دارد و زمینه و شرایط روانی و اجتماعی نیز به اهمیت این موضوع افزوده و آن را برای فرد، تبدیل به بحران روانی و اجتماعی مینماید (3). بر این اساس، منطقی است که فرض شود ناتوانی در داشتن فرزند، تنشزا بوده و باعث آشفتگی در کیفیت زندگی شود (4). در این موارد، تمایل شدید به داشتن بچه میتواند تا پذیرفتن کودکی به فرزندی که طبیعت او را از داشتن والدین محروم کرده است پیش برود. فرزندخواندگی[1] راه حلی منطقی جهت تامین این نیاز ذاتی بشر میباشد. با توجه به این مباحث میتوان فرزند خواندگی را شیوهای از مراقبت فرزندان دانست که در آن رابطهی والد- فرزندی به شیوهای قانونی، عاطفی و اجتماعی بین افرادی برقرار میشود که هیچ رابطهای به واسطهی تولد با یکدیگر ندارند و تلاش میکنند به اهداف خود یعنی تجربهی والدینی، والدگری و پاسخ به فقدانهایی که تجربه کردهاند، دست یابند (5). فرزندپذیری گر چه به عنوان راه حلی جهت تامین نیاز والدگری زوجین میباشد اما برخلاف آن چه از عنوان آن برداشت میشود و گمان میرود که موضوعی به سادگی در آغوش گرفتن یک کودک است، آمیزهای از موضوعات و مسائل پیچیده را دربرمیگیرد که به هنگام ورود به این فرآیند و به تدریج برای مثلث فرزندپذیری دراین حوزه آشکار میشوند (5). هنوز هم این موضوع چه تحت تاثیر نگاه خانوادهی ایرانی یا عرف و یا ملاحظات حقوقی موجود با احتیاط و تنش فراوانی برای خانوادهها همراه است، ﺁنها با نگرانیهای بسیاری مواجه میشوند، ممکن است نگران عدم دلبستگی به کودک باشند، همچنین مباحث مربوط به هویت و نحوهی شکلگیری آن از مهمترین چالشهای این خانوادهها میباشد(6). وجود این نگرانی در زوجین در کنار پذیرش و تجربهی نقش والدگری برای نخستین بار میتواند تنش و فشار روانی بسیاری را برای آنها به همراه داشته باشد. استرس مفهوم مهمی در فرزندپروری است و در اکثر مواقع رابطهی بسیار نزدیکی با اختلال در کنشهای والدین و کودکان دارد. این موضوع همان گونه که ذکر شد تجربهی ناباروری، مواجهه با تحقیقات نشان دادهاند راهبردهای مقابله با استرس ریشه در تجربیات دوران کودکی افراد دارد. کودکان الگوهای مقابله با استرس والدین را مشاهده مینمایند و یاد میگیرند که والدین آنها چگونه با رویدادهای تنشزا مقابله میکنند (10). با توجه به این که شیوههای تربیتی کودک و محیط خانوادگی از سوی دیگر کودکانی که مدت زمان طولانی در مراکز شبانهروزی زندگی میکنند دارای مشکلات هیجانی، رفتاری و اختلالات ارتباطی میباشند و به همین دلیل در ارتباط با همسالان، بیشتر با شکست مواجه میشوند (11). هنگامی که این کودکان در محیط جدید به عنوان فرزندخوانده پذیرفته میشوند این مسائل گاه باعث بروز مشکلات در فرآیند سازگاری کودک با محیط خانوادهی جدید و عدم توانایی والدین در کنترل آنها و در نهایت مشکلات در روابط والدینی میشود و با توجه به خطر بروز تعارض در روابط والد-کودک ضرورت آمادهسازی والدین بالقوه جهت درک حضور فرزند جدید در محیط خانواده و وجود مهارتهای فرزندپذیری ویژه برای این والدین آشکار میباشد (11). پودی و جکسون[2] در بررسی تاثیر ﺁموزش والدین فرزندپذیر بیان نمودند که ﺁموزش، این والدین را برای مدیریت رفتارهای کودکان ﺁماده ساخته و در فرآیند تصمیمگیری و پذیرش فرزند به ﺁنها کمک میکند (12). پکیفیک[3] و همکاران در پژوهش خود که به ﺁموزش ﺁنلاین والدین فرزندپذیر پرداخته بودند به این نتیجه رسیدند که این ﺁموزش، رضایت و دقت والدین را بالا برده و باعث گردیده ﺁگاهیشان در خصوص نیازهای فرزندشان افزایش یابد (13). بادن[4] معتقد است تاکنون توجه چندانی به امور مشاوره با فرزندخواندهها نشده است و بیشتر مطالعات صورت گرفته به بررسی تاثیر وراثت در ﺁنها پرداخته است. وی در پژوهش خود بیان میکند که فرزندخواندهها دارای چالشها و نگرانیها و سبکهای نتایج تحقیقات ذکر شده و نیز وجود هفت هزار خانواده در نوبت فرزندخواندگی که گویای شمار گستردهای از افراد و خانوادههای درگیر این پدیده میباشند بیانکنندهی اهمیت و ضرورت توجه به این موضوع میباشد، لذا لازم است که برای فراهم نمودن زندگی سالم و بانشاط و مقابلهی موثر و سازگارانه با عوامل تنشزا و نگرانیها، این والدین بالقوه به ابزارهای تدافعی مجهزگردند. آموزش مهارتهای فرزندخواندگی از جمله ابزارهایی میباشد که میتواند در کاهش تنیدگی و اتخاذ شیوهی مواجههای مناسب با وقایع تنیشزای زندگی موثر واقع شوند. انواع گستردهای از برنامههای آموزشی جهت آموزش والدین فرزندپذیر در نقاط مختلف دنیا تدوین و مورد استفاده قرار میگیرد. در این پژوهش از رویکرد مدل به مشارکت در آمادهسازی والدین/گروه و انتخاب خانوادههای فرزندپذیر (MAPP/GPS)[6] استفاده شده است تا از طریق این برنامهی آموزشی، معلومات، نگرش و مهارتهای مورد نیاز این والدین بالقوه گسترش یابد. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای فرزندخواندگی بر کاهش استرس و تغییر سبکهای مقابلهی زوجین متقاضی فرزندخواندگی انجام گرفته است. روشکار پژوهش حاضر این تحقیق نیمهﺁزمایشی، از نوع طرحهای پیشﺁزمون-پسﺁزمون-پیگیری بوده و در ﺁن از دو گروه ﺁزمون و شاهد استفاده شده است. جامعهی ﺁماری این پژوهش تمام زوجینی میباشند که از تاریخ خرداد 1388 لغایت خرداد 1389 با مراجعه به سازمان بهزیستی خراسان رضوی تقاضای فرزندخواندگی نمودهاند و از بین ﺁنها، 14 زوج را که دارای معیارهای موردنظر پژوهش (حداقل سطح تحصیلات دیپلم، حداقل سن 25 و حداکثر 45 سال، طول مدت ازدواج حداقل 5 سال، وجود مشکل ناباروری) بوده و مطابق با مقیاس اضطراب کتل دارای سطح اضطراب متوسط به بالا (نمرهی خام بیشتر از 35) و نیز سبک مقابلهای هیجانمحور در پرسشنامهی سبکهای مقابلهای لازاروس-فولکمن بودهاند، انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه ﺁزمون (7 زوج) و شاهد (7 زوج) جایگزین شدند. دادههای مورد نظر به کمک ابزارهای زیر گردﺁوری شدند: پرسشنامهی اضطراب کتل: جهت بررسی میزان استرس زوجین استفاده شد. حاوی 40 سئوال است و در نمرهگذاری بایستی مجموع نمرات 20 پرسش نخست (20-1) و 20 پرسش بعدی (40-21) را به طور جداگانه مشخص کنیم و سپس جمع کل نمرات را به دست آوریم. نمرهی خامی که به دست میآید به نمرات طراز شده تبدیل گردیده و وضعیت آزمودنی نسبت به اضطراب مشخص میشود. بررسیهای متعدد در ایران روایی و اعتبار این مقیاس را تایید کردهاند. برای مثال در پژوهشی روایی این پرسشنامه بر اساس محاسبهی همبستگی بین عوامل اضطرابی کتل، آزمون اضطراب صفت-حالت اشپیلبرگر[7] و فهرست اضطراب شیهان[8] مورد تایید قرار گرفته است (16). شیخ الاسلامی اعتبار آزمون را از طریق روش دو نیمه کردن 91/0 در اضطراب آشکار و90/0 در اضطراب پنهان ذکر نموده است (17). پرسشنامهی سبکهای مقابلهای لازاروس-فولکمن: برای سنجش افکار و اعمال افراد برای مقابله با رویدادهای تنشزای زندگی روزمره به کار میرود. دارای 66 ماده و 8 مقیاس بوده است که تمام مقیاسهای آزمون، در 2 خوشهی اصلی، روشهای رویارویی هیجانمحور (مقابلهی رویارویی، دوریجویی، خویشتنداری، گریز-اجتناب) و مسئلهمحور (جست و جوی حمایت اجتماعی، مسئولیتپذیری، حل مدبرانهی مسئله و بازبرآورد مثبت) قرار میگیرند (18). افراد به هر ماده، روی یک مقیاس چهار گزینهای لیکرت پاسخ میدهند که بسامد هر راهبرد را به این شکل نشان میدهد. صفر نشانگر «به کار نبردم» یک، نشانگر «تا حدی به کار بردم» دو، نشانگر «بیشتر مواقع به کار بردم» و سه، نشانگر «به مقدار زیاد به کار بردم» است (19). از آن جا که راهبردهای توصیف شده، راهبردهایی هستند که افراد در مقابله با خواستهای موقعیتهای تنشزا آنها را به کار میبرند، پرسشنامهی سبکهای مقابلهای روایی صوری دارد. لازاروس و فولکمن ضریب پایایی را به روش آلفای کرونباخ برای هر یک از خردهمقیاسهای سبک مسئلهمدار 60/0 تا 75/0 و برای خردهمقیاسهای هیجانمدار در دامنهی 66/0 تا 79/0 گزارش کردند (19). قدمگاهی و دژکام ضریب همسانی درونی را با بهرهگیری از ضریب آلفای کرونباخ 61/0 تا 79/0 و پایایی بازآزمایی این آزمون را در فاصلهی چهار هفته 59/0 تا83/0 گزارش کردند (20). به منظور رعایت اخلاق پژوهش و حقوق آزمودنیها ضمن اعلام صریح داوطلبانه بودن شرکت، هم به صورت شفاهی (قبل از اجرا) و هم به صورت کتبی (بالای پرسشنامه) خاطر نشان گردید که اطلاعات درخواستی در این پرسشنامهها، صرفا به منظور اهداف پژوهشی است. آزمودنیها به جای نام خود در پرسشنامهها شماره و یا کد خاصی وارد میکردند تا اطلاعات مربوط به آنها کاملا محرمانه باقی بماند. در این پژوهش، زوجین متقاضی گروه ﺁزمون تحت 8 جلسه (یک بار در هفته و هر جلسه به مدت 2 ساعت) ﺁموزش مهارتهای فرزندخواندگی قرار گرفتند و گروه شاهد روند عادی مراحل اداری را سپری نمودند. سر فصل جلسات ﺁموزشی در جدول 1 (سر فصل محتوی جلسات آموزش مهارتهای فرزندخواندگی) ذکر شده است. پس از اتمام مداخله، آزمونهای اجرا شده در پیشآزمون، برای هر دو گروه آزمون و شاهد دوباره اجرا شد. مدت شش هفته پس از انجام پسآزمون، به منظور پیگیری و بررسی ماندگاری تاثیر آموزش، آزمونهای اجرا شده در پسآزمون به عنوان آزمون پیگیری، مجددا بر روی گروه آزمون اجرا گردید. در نهایت دادههای جمعﺁوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS و ﺁزمونهای ﺁماری تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر مورد پردازش ﺁماری قرار گرفت.
جدول 1- سر فصل محتوی جلسات آموزش مهارتهای فرزندخواندگی
نتایج فراوانی و نحوهی توزیع متغیرهای پژوهش در جدول 2 ذکر شده و همان گونه که مشاهده میشود دو گروه نمونه از نظر متغیرهای میزان تحصیلات، سن، جنس، شغل و طول مدت ازدواج همسان بودند. میانگین نمرات آزمودنیهای پژوهش در متغیرهای اضطراب و سبک مقابله (هیجانمداری و مسئلهمداری) پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری در جدول 3 ارایه شده است. همان طور که در جدول دیده میشود میانگین نمرات اضطراب و یافتهها، حاکی از آن است که ﺁموزش مهارتهای فرزندخواندگی میزان تنش زوجین متقاضی فرزندخواندگی را کاهش میدهد زیرا ﺁزمون تحلیل کوواریانس (جدول 4) میان نمرات اضطراب دو گروه شاهد و ﺁزمون، تفاوت معنیداری را در سطح 005/0P≤ و559/5= Fنشان داد.
جدول 2- جدول ارزیابی همگنی زوجین متقاضی فرزند تحت آموزش مهارتهای فرزندخواندگی قرار گرفته و گروه کنترل
جدول 3- مقایسهی میانگین و انحراف استاندارد نمرات مقیاسهای اضطراب و سبک مقابله در پیشآزمون و پسآزمون و پیگیری در زوجین متقاضی فرزند تحت آموزش مهارتهای فرزندخواندگی قرار گرفته و گروه کنترل
جدول4- نتایج تحلیل کوواریانس یک سویهی نمرات اضطراب زوجین متقاضی فرزند تحت آموزش مهارتهای فرزندخواندگی قرار گرفته و گروه کنترل
تحلیل کوواریانس نمرات سبک مقابله (هیجانمداری و مسئلهمداری) نشاندهندهی آن است که عامل آموزش یعنی مداخله موثر بوده و باعث تغییر در پراکندگی نمرات شده است و این تفاوت در سطح بالاتر از 99 درصد اطمینان، معنیدار است (01/0P<). نتایج تحلیل کوواریانس سبک مقابله در جدول 5 مشهود است. این نتایج نشان میدهند ﺁموزش مهارتهای فرزندخواندگی سبکهای مقابلهی زوجین متقاضی فرزندخواندگی را تغییر میدهد.
جدول5- نتایج تحلیل کوواریانس یک سویهی نمرات سبک مقابلهی زوجین متقاضی فرزند تحت آموزش مهارتهای فرزندخواندگی قرار گرفته و گروه کنترل
جهت پیگیری اثر آموزش و اثر گذشت زمان، افراد گروه آزمون تحت آزمون پیگیری نیز قرار گرفتند و هر دو آزمون اضطراب، سبکهای مقابله (مسئلهمداری و هیجانمداری) برای بار سوم با فاصلهی زمانی شش هفته اجرا گردید. سپس با استفاده از سه نمرهای که هر یک از افراد گروه آزمون داشتند، تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر یک سویه انجام گرفت. همان گونه که نتایج تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر جدول 6 نشان میدهند تغییرات درونفردی در سه بار
جدول6- نتایج تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر متغیرهای اضطراب و سبک مقابله گروه آزمایش (زوجین متقاضی فرزند تحت آموزش مهارتهای فرزندخواندگی قرار گرفته)
بحث و نتیجهگیری در پژوهش حاضر محققین هیچگونه پیشینهی پژوهشی کاملا مشابه در رابطه با موضوع مورد بررسی در پژوهشهای داخلی نیافتهاند و پژوهش حاضر احتمالا یکی از نخستین پژوهشها در زمینهی موضوع مورد تحقیق میباشد و از آن جا که در این پژوهش متغیرهایی چون استرس، سبک مقابله و فرزندخواندگی مورد بررسی قرار گرفتهاند، نتایج این پژوهش با نتایج پژوهشهای مربوط به این متغیرها، مقایسه میگردد. نتایج کسب شده در این پژوهش حاکی از این است که تفاوت معنیداری میان دو گروه نمونه (ﺁزمون و شاهد) از نظر تفاوت نمرات در ﺁزمون اضطراب در پسﺁزمون وجود دارد و دورسی[9] و همکاران با استناد به نتایج تحقیقاتی که انجام دادهاند، تاثیر برنامههای آموزشی حمایتکننده بر خانوادههای دارای کودکان با نیازهای ویژه، در کاهش استرس والدین و افزایش کیفیت روابط والد-کودک مثبت ارزیابی کردهاند (21). تیمر[10] و همکاران نیز بیان کردند که درمان رابطهی والد-کودک از طریق ارایهی آموزش به والدین باعث کاهش مشکلات رفتاری کودکان و نیز کاهش تنش والدین نسبت به دورهی پیش از آموزش میشود (22)، کرام[11] نیز بیان نموده است که آموزش والدین میتواند با ایجاد حس صلاحیت و افزایش سطح حرمت خود در ایفای صحیح نقش والدینی بر اثر حمایت شبکهی اجتماعی، استرس را کاهش داده و والدگری را ارتقا بخشد (23). در این پژوهش، کاهش استرس را میتوان ناشی از همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که ﺁموزش مهارتهای فرزندخواندگی، سبکهای مقابلهی زوجین متقاضی را تغییر داده و باعث گردیده در گروه ﺁزمون در مقایسه با شاهد به طور معنیداری نمرات هیجانمداری، کاهش و نمرات مسئلهمداری، افزایش یابد. پژوهش پودی و جکسون که به مطالعه بررسی تأثیر آموزش والدین فرزندپذیر در رشد مهارتهای فرزندپذیری پرداخته اند و توانستند این فرضیه را اثبات کنند که آموزش والدین پکیفیک در پژوهش خود بیان نمود که آموزش تحت وب (آنلاین) والدین سبب افزایش معلومات و اصلاح نگرشها و سبکهای مقابله با عوامل تنشزا و افزایش رضایتمندی در ایشان گردیده است (13). رینوزو[13] و همکارش در پژوهش خود اثبات میکنند کودکانی که والدینشان مقابلهی موثری دارند اضطراب موقعیتی کمتری را تجربه و به طور معنیداری از سبک مقابلهی گرایشی استفاده میکنند (25). نکتهی مهم دیگری که در توصیهی اثربخشی مداخلهی مذکور میتوان به آن اشاره کرد اثر حمایت روانی گروه است. با توجه به این که این افراد، احساس تنهایی کرده و مشکلشان را منحصر به فرد میدانند و از طرفی نمیتوانند احساسات و مشکلات خود را در هر جایی مطرح کنند، لذا گروه، امنترین مکان جهت تخلیهی روانی و بحث در مورد ناگفتهها را فراهم نموده و میتواند تنش ناشی از عدم حمایت اجتماعی را در آنها کاهش داده و باعث نوعی آرامش روانی در ایشان گردد. روشهای مختلف درمانی همچون آموزش شناختیرفتاری، مدیریت تنش، آموزش مهارتهای مقابله و حل مسئله در کاهش استرس و تغییر سبکهای مقابلهی گروههای مختلف موثر بودهاند با این حال با استناد به پژوهش بادن که اثبات کرد فرزندخواندهها و والدین آنها دارای چالشها، نگرانیها و سبکهای مقابلهی متفاوت هستند (14) این افراد، نیازمند دریافت مشاوره و آموزشهای ویژهای میباشند. آموزش مهارتهای فرزندخواندگی به عنوان مجموعهای از مفاهیم مختلف که این والدین بالقوه در آینده در برخورد با در مطالعهی حاضر محدودیتهایی وجود داشت. در ابتدا اینکه حجم نمونهی حاضر محدود به افراد مراجعه کننده به
مرکز خاصی بوده است و امکان انتخاب تصادفی وجود نداشت و دیگر این که امکان پیگیری نتایج در طولانیمدت به علت محدودیت زمانی وجود نداشت، لذا پیشنهاد میشود پژوهشهایی گستردهتر بر روی زوجین متقاضی با فرهنگهای متفاوت و با دورههای پیگیری طولانیمدت انجام شود تا بهتر بتوان نتایج را بر روی تمام زوجین متقاضی فرزند تعمیم داد [1]Adoption [2]Puddy and Jackson [3]Pacific [4]Baden [5]Donor [6]Model Approach to Partnerships in Parenting/ Group Preparation and Selection of Foster and/or Adoptive Families [7]Spilberger State-Trait Anxiety Inventory [8]Sheehan Patient-Rating Anxiety Inventory [9]Dorsey 2Timmer 3Crum [12]Price [13]Reinoso
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. Daniluk JC. Infertility: Interpersonal and intrapersonal impact. J Fertil Steril 2003; 49: 982-5. 2. Dhillon R, Cumming C, Cummind D. Psychological well-being and coping patterns in infertile man. J Fertil Steril 2000; 45(5): 702-3. 3. Neel Frooshan P, Ahmadi A, Abedi MR. [The effects of cognitive-behavioral consultation based on interactive cognitive subsystems approach on infertile couples' change of attitude]. Journal of family study 2007; 2: 5-8. (Persian) 4. Pahlavani H, Malakooti K, Shahrokh E. [Study of stressors, coping strategies and its relation to mental health in infertile persons]. Andeesheh va Raftar 2002; 7(4): 79-81. (Persian) 5. Razaghi R. [Adoption].1st ed. Tehran: Public relations publishing of Welfare Organization; 2007: 6. Sepehr H. [Status and challenges in relation to adoption and care of children in alternative families]. Journal of fertility and infertility 2001; 2(8): 62-4. (Persian) 7. Farzadfard Z, Hooman HA. [The role of parenting skills training on reduction stress of mothers and children's behavioral problems]. Journal of Iranian psychologists 2009; 4(3): 278-80. (Persian) 8. Shakeri J. Study of general health, coping strategies and marital satisfaction in infertile women. J Reprod Infertil 2007; 7(3): 270-1. 9. Lazarus R. From psychological stress to the emotion: A history of changing out looks.J Ann Rev Psychol 2001; 4: 190-9. 10. Chavoshfar J, Rasoolzadeh K. [Comparative study of stress factors and encounter styles in adolescents in circadian centers and adolescents with parents]. Journal of psychology 2000; 4(2): 11. Oreme J,Buehler C, McSurdy M, Rhodes K, Cox E, Patterson D A. Parental and familial characteristics of family foster care applicants. J Children Youth Serv Rev 2004; 26: 307-12. 12. Puddy R, Jackson Y. The development of parenting skills in foster parent training. J Children Youth Serv Rev 2003; 25(12): 987-93. 13. Pacifici C, Delney R, White L. Web-based training for foster, adoptive, and kinship parents. Children Youth Serv Rev 2006; 28: 1329-33. 14. Baden A, Wiley M. Counseling adopted persons in adulthood: integrating practice and research. J Couns Psychologist 2007; 35: 868-71. 15. Donor P. Adoptive parent preparation project. Evan B. Donaldson Adoption Institute. [cited 2008]. Available from: URL; http://www.adoptioninstitute.org. 16. Neamat Tavoossy M. [Effect of gradual stress relieving training on management of stresses due to everyday life events]. Journal of Iranian psychologists 2009; 16:325-327. (Persian) 17. Sheikholeslami F. [Study of group therapy effect on anxiety rate in patients with heart attack in selected hospitals of Isfahan University of Medical Sciences]. Journal of fundamentals of mental health 2003; 6: 102-104. (Persian) 18. Ghazanfari F, Ghadampoor E. [The study of relationship between coping strategies and mental health of residents of Khorramabad]. Journal of fundamentals of mental health 2009; 10(1): 48-49. (Persian) 19. Aghayoosefi A. [The role of personality factors on coping strategies and coping method therapy effect on personality factors and depression]. Ph.D. Dissertation. Tehran: Tarbiat Modarres University, 2001: 80-100. (Persian) 20. Ghadamgahi J, Dojkam M. [Quality of social relationships, stress rate and coping strategies with it in patients with cardiovascular heart disease]. Andeesheh va Raftar 1998; 4(1): 7-10 (Persian) 21. Dorsey S, Farmer EM, Barth RP, Greene KM. Current status and evidence base of training for foster and treatment foster parent. J Children Youth Serv Rev 2008; 30: 1403-16. 22. Timmer S, Urquiza A, Zebell N. Challenging foster caregiver-maltreated child relationships: The effectiveness of parent-child interaction therapy. J Children YouthServ Rev 2006;28: 2-6. 23. Crum WES. Foster parent parenting characteristics that lead to increased placement stability or disruption. J Children Youth Serv Rev 2010; 32(2): 185-90. 24. Price JM, Chamberlain P, Landseverk J, Reid J. Keep foster-parent training intervention: Model description and effectiveness. J Child Fam Soc Work 2009; 14: 233-42. 25. Reinoso M, Forns M. Stress, coping and personal strengths and difficulties in internationally adopted children in Spain.J Children Youth Serv Rev 2010; 32: 1807-10.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 8,181 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,504 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
