تاثیر رویکرد زوج درمانی کوتاه مدت راه حل محور بر سازگاری زناشویی در زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 1، دوره 14، شماره 55، مهر 1391، صفحه 9-190 اصل مقاله (241.64 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2012.936 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| زهرا داودی1؛ عذرا اعتمادی2؛ فاطمه بهرامی3؛ مرضیه شاه سیاه4 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1کارشناس ارشد مشاوره ی خانواده، دانشگاه اصفهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2استادیار گروه مشاوره، دانشکده ی علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 3دانشیار گروه مشاوره، دانشکده ی علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه اصفهان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 4کارشناس ارشد مشاوره ی خانواده، دانشگاه علوم پزشکی قم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| : سازگاری زناشویی به صورت خودکار ایجاد نشده و به وجود آمدن آن نیاز به تلاش زوجین دارد. معمولا سال اول ازدواج از نظر سازگاری بسیار ناپایدار بوده و بیشترین خطر را برای ناسازگاری و طلاق دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر رویکرد راه حلمحور بر افزایش سازگاری زناشویی در زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان صورت گرفته است. روشکار: در این پژوهش نیمهتجربی در سال 89-1388 از روش پیشآزمون و پسآزمون با گروه شاهد استفاده شده است. جامعهی پژوهش شامل آن دسته از زوجین مراجعهکننده به مرکز مداخله در بحران شهر اصفهان میباشد که به صورت خودمعرف مراجعه کرده بودند. نمونهی پژوهش شامل 32 زوج از بین زوجهای داوطلب شرکت در مطالعه است که به صورت در دسترس و تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی جمعیتشناختی و پرسشنامهی سازگاری زناشویی اسپاینر بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و روشهای آمار توصیفی و تحلیلی (کوواریانس) استفاده شد. یافته ها: رویکرد راه حلمحور بر سازگاری زناشویی موثر است (001/0P<) تجزیه و تحلیل دادهها در مورد ابعاد سازگاری زناشویی نشان داد که این رویکرد بر بعد انسجام موثر بوده (002/0P<) اما بر بعد توافق و رضایت تاثیر معنیداری نداشته است. نتیجه گیری: با توجه به افزایش نرخ طلاق در دو دههی گذشته در کشور، درمان راه حلمحور با کمک به زوجین برای توسعهی راه حلهای موثر و یافتن موارد استثنا در زندگی میتواند سازگاری زناشویی را افزایش و از طلاق جلوگیری نماید. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| زناشویی؛ زوج درمانی؛ سازگاری؛ طلاق | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سنگ بنای خانواده، ازدواج است. ازدواج، نیازمند همکاری، همدلی، وحدت، علاقه، مهربانی، بردباری و مسئولیتپذیری است. با شروع ازدواج و ایجاد رابطهی زناشویی، رضایت زناشویی به متغیری مهم در رابطه با کیفیت ازدواج بدل سازگاری زناشویی، وضعیتی است که در آن زن و شوهر در بیشتر مواقع احساسی ناشی از خوشبختی و رضایت از همدیگر دارند. روابط رضایتبخش در بین زوجین از طریق علاقهی متقابل، میزان مراقبت از همدیگر و پذیرش و تفاهم یکدیگر قابل سنجش است (3). در واقع رضایت زناشویی یک ارزیابی کلی از وضع فعلی ارتباط، ارایه میدهد. یکی از رایجترین مفاهیم برای تعیین و نشان دادن میزان شادی و میزان پایداری رابطه، رضایت و سازگاری زناشویی است (4). سازگاری زناشویی به صورت خودکار ایجاد نشده و به وجود آمدن آن نیاز به تلاش زوجین دارد. معمولا سال اول ازدواج از نظر سازگاری بسیار ناپایدار بوده و بیشترین خطر را برای ناسازگاری و طلاق دارد (5). سازگاری رضایتبخش فرد با موقعیتهای اجتماعی عمدهی زندگی به طور مستقیم با میزان ارضای همهی نیازهای اساسی مرتبط است. نیازها و ارضای آنها به خصوص به ادراک افراد بستگی دارد که با توجه به سن و جنس، استعدادهای ارثی، فرهنگ، طبقهی اجتماعی، شغل، محل جغرافیایی، تعلیم و تربیت، تجارب و سازگاریهای زندگی اشخاص دیگر در محیط فرد، تغییر پیدا میکند (6). متاسفانه امروزه آمار طلاق رو به افزایش است. به طوری که در آمریکا در سال 1956 از بین هر 1000 ازدواج 259 طلاق به چشم میخورد و امروزه در آمریکا 1/2 از 2/3 ازدواجهای سالانه به طلاق و جدایی منجر میشود. تعداد روابطی که با طلاق خاتمه یافتهاند در چهل سال گذشته تقریبا سه برابر شده است (7). بسیاری از افراد جوان، اولین ازدواج خود را تنها یک آزمایش برای کسب تجربه میدانند و از قبل، پایان ازدواج خود را جدایی در نظر میگیرند، اما با این حال ازدواج میکنند تا تجربهای کسب کرده باشند. با توجه به این اگر عامل تعهد زوجین به ازدواج، بچهها، ثبات اقتصادی، پیمان معنوی یا عوامل اجتماعی نیست، پس چیست؟ طبق مطالعهی طرح تحقیقات ملی ازدواج در سال 2001، امروزه اصلیترین انگیزهی ازدواج در جوانان، پیدا کردن شریکی برای گریز از تنهایی است. کسی که بتواند با او ارتباط روحی و عاطفی سرشار برقرار کند (8). واقعیت آن است که اساس عملی ازدواج تا حد زیادی ناشناخته مانده است که این امر، تاسفآور است زیرا آمار فعلی در مورد بقای ازدواجها بسیار تیره و تار به نظر میرسد. امروزه متارکه و طلاق پدیدهای بسیار رایج قلمداد شده و متارکه را یک راه مطمئن به سمت طلاق به جای مصالحه نشان میدهد. البته ممکن است از همگسیختگی زناشویی تنها با این رویدادهای منفی زندگی، رابطه نداشته و در واقع در بین در بیشتر زوجهایی که برای زوجدرمانی طلاق، مراجعه میکنند وجود میل به طلاق در دو طرف نیست. اصولا، در این زمان، یکی از زوجین برای طلاق تصمیم گرفته ولی دیگری به ادامهی زندگی امیدوار است. لازم است که در درمان، تعهد زوجین، احساسات و تصمیم آنان بررسی شود. در حقیقت بین رهاکننده و رهاشونده، تفاوت زیادی وجود دارد که این مسئله در زندگی زناشویی و در رابطهی همسران در حین و بعد از طلاق موثر است (13). پیشگیری از مشکلات، متفاوت است. مشکلات بالقوه در درجهی اهمیت متفاوتی در درمانهای بالینی قرار دارند، اساس نظری/عملی مداخله، گام به گام صورت میگیرد و باید در آغاز، طول مدت جلسات و قالب درمانی برای هر مشکل خاص در ابتدا مد نظر قرار گیرد (14). خانوادهدرمانی کوتاهمدت راه حلمحور توسط دشیزر[1] شکل گرفت (15). بر این اساس با بهکارگیری اصولی که دیدگاه راه حلمحور کشف کرده و اتخاذ موضعی قوی در مقابل طلاق زودرس، میتوان بر بسیاری از مشکلات زناشویی غلبه کرد (16). وظیفهی درمانگر راه حلمحور، کمک به مراجع برای توسعهی میزان موارد استثنا نسبت به مشکلات وی است. یعنی توسعهی راه حلهای موثری که از قبل در دسترس بودهاند. تلاش درمانگر بر این است تا از دریچهی چشم مراجع به مشکل بنگرد و با همان ادراک به دنبال تغییر رفتار باشد. اما با وجود همسانی مدل راه حلمحور با ایجاز و علمگرایی رویکردهای راهبردی، درمانگران این مکتب بر تشریک مساعی (بین درمانگر و مراجع) در ساختن روایتهای راهحلمحور تاکید میورزند (17). در سطح دیگر، هدف درمان تنها کمک به مراجع است که با تغییر از صحبت دربارهی مشکل به صحبت دربارهی راه حلها، تغییر در کلام خویش را شروع میکنند. کمک به مراجع برای تعیین اهداف روشن و دستیافتنی، عمدهترین مداخله در نوع خود است و جریان اندیشیدن دربارهی آینده و آن چه را که شخص میخواهد متفاوت باشد، بخش بزرگی از کاری است که درمانگر راه حلمدار انجام میدهد (18). از آن جایی که طلاق، پدیدهای است که تمام افراد، خانوادهها و جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر رویکرد راهحلمحور بر افزایش سازگاری زناشویی زنان و مردان مستعد طلاق شهر اصفهان است. روشکار این پژوهش نیمهتجربی با روش پیشآزمون و پسآزمون با گروه شاهد انجام شده و جامعهی آماری آن شامل تمام مراجعین خودمعرف متقاضی طلاق تحت پوشش مرکز مداخله در بحران شهرستان اصفهان در تابستان 1388 میباشد. تمام مراجعین خودمعرف در زمان مراجعه به مرکز مداخله در بحران (طلاق) به زندگی مشترک ادامه میدادند و علت مراجعهی آنها حل مشکلات زناشویی یا شروع روند طلاق بود. جامعهی آماری این طرح، افرادی را که به دلیل اعتیاد، بیماری روانی، قتل و خیانت زناشویی برای طلاق مراجعه کرده بودند، در ابزار پژوهش پرسشنامهی سازگاری زوجی اصلاح شده: فرم اصلی این مقیاس توسط اسپانیر و بر اساس نظریهی لیوایز و اسپانیر[2] (19) در مورد کیفیت روابط زناشویی ساخته شده است (20). فینچام، برادبوری[3] نیز پس از مطرح کردن نظریهی خود در مورد کیفیت زناشویی، این پرسشنامه را به عنوان ابزاری مناسب برای ارزیابی کیفیت زناشویی معرفی میکنند (21). این پرسشنامهی 14 سئوالی از روی فرم اصلی 32 سئوالی اسپانیر، ساخته شده است و به صورت طیف 6 تایی از 0 تا 5 نمرهگذاری میشود، به گونهای که پاسخ کاملا موافق، نمرهی 5 و پاسخ کاملا مخالف، نمرهی صفر میگیرد. این ابزار از سه خردهمقیاس همفکری و توافق، انسجام و رضایت تشکیل شده است که در مجموع نمرهی کیفیت زناشویی را نشان میدهند و نمرات بالا نشاندهندهی کیفیت زناشویی بالاتر است (22).
جدول 1- شرح جلسات خانوادهدرمانی کوتاهمدت راه حلمحور
تحلیل عاملی تاییدی، ساختار سه عامل پرسشنامه را در آمریکا تایید کرده و روایی آن را نشان داده است. پایایی پرسشنامه به شیوهی آلفای کرونباخ در مطالعهی هوتلیست و میلر[4] از 8/0 تا 9/0 گزارش شده است (23). در ایران، برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS با استفاده از روشهای آمار توصیفی و تحلیلی (کوواریانس) استفاده شد. نتایج با توصیف دادههای گردآوری شده در این مطالعه علاوه بر مشخصات جمعیتشناختی گروه آزمون و شاهد (جدول 2) میانگین نمرهی سازگاری زناشویی و میانگین نمرهی ابعاد آن به دست آمد که در جدول 3 مشخص گردیده است. میانگین تعداد فرزندان در گروه شاهد و آزمون 3 فرزند بود.
جدول 2- مشخصات جمعیتشناختی زوجین تحت زوجدرمانی کوتاهمدت راه حلمحور
جدول 3- دادههای توصیفی نمرات مربوط به سازگاری زناشویی برحسب نمرات پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه تحت زوجدرمانی و گروه شاهد
جدول 3 یافتههای توصیفی مربوط به نمرات سازگاری زناشویی دو گروه آزمون و شاهد را نشان میدهد. نتایج تحلیل کوواریانس تاثیر زوجدرمانی کوتاهمدت راه حلمحور بر افزایش سازگاری زناشویی در مرحلهی پسآزمون در جدول 4 ارایه شده است. بنا بر نتایج، تفاوت بین میانگین نمرات زوجین در سازگاری زناشویی در مرحلهی پسآزمون در دو گروه شاهد و آزمون معنیدار است (005/0P<). زوجدرمانی کوتاهمدت راه حلمحور بر سازگاری زناشویی موثر بوده و میزان تاثیر آن در مرحلهی پسآزمون 25/0 بوده است.
جدول 4- نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسهی نمرهی کل گروههای تحت زوجدرمانی و شاهد در مرحلهی پسآزمون
*p< 004/0
جدول 5 میانگین و انحراف معیار نمرات زوجین در ابعاد نتایج جدول 6 نشان میدهد، تفاوت بین میانگین نمرات زوجین در ابعاد پرسشنامهی سازگاری زناشویی در مرحلهی پسآزمون در دو گروه شاهد و آزمون در بعد توافق و رضایت، معنیدار نشده اما در بعد انسجام معنیدار است (002/0P<). به عبارت دیگر زوجدرمانی کوتاهمدت راه حلمحور بر بعد انسجام موثر بوده و بر بعد توافق و رضایت زوجین موثر نبوده است. میزان تاثیر رویکرد راه حلمحور در مرحلهی پسآزمون 28/0 بوده است. بحث نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زوجدرمانی کوتاهمدت راه حلمحور بر سازگاری زناشویی و بعد انسجام موثر بوده است (001/0P<). توماس و روت[5] از مقیاس سازگاری دوتایی به منظور ارزیابی تغییرات در روابط زوجین استفاده کردند. نمرات پرسشنامهی وضعیت زوجین به عنوان پیشآزمون-پسآزمون کاهش احتمال طلاق زوجین را نشان داد (25). سوپر[6] میزان اثر بخشی این رویکرد را در سازگاری دانش آموزان و کارایی آنان در کلاس درس گزارش دادند (26).
جدول 5- میانگین و انحراف معیار نمرات زوجین در ابعاد پرسشنامهی سازگاری در گروههای تحت زوجدرمانی و شاهد در مرحلهی پیشآزمون و پسآزمون
جدول 6- نتایج تحلیل کوواریانس برای مقایسهی نمرهی کل گروههای تحت زوجدرمانی و شاهد در مرحلهی پسآزمون
لامبرت، اوکشی، فینچ و جاکوبسون[7] کارایی درمان راه گاتمن[9] بیان نمود که زوجهای دارای عقاید و نگرشها و ارزشهای یکسان و هماهنگ در زندگی زناشویی سازگارترند. این پژوهش تاثیر رویکرد زوجدرمانی کوتاهمدت راه حلمحور را بر کاهش گرایش به طلاق نشان داد که همگی این تحقیقات با نتایج پژوهش حاضر همخوان است (10). مود[10] طی تحقیقی تحت عنوان درمان راه حلمحور و افزایش آموزش مهارتهای ارتباطی نشان داد که زنان و مردان به درمان راه حلمحور به طور متناوب پاسخ میدهند (30). وولوون[11] در تحقیقی رویکرد راه حلمحور را بررسی و در مورد این رویکرد، یک دیدگاه را بیان کرد. این دیدگاه یک رویکرد بسیار قوی برای راه حل دادن به مراجع را نشان میدهد و این که آنها چگونه میتوانند این راهکارها را برای تغییر در روشهای اتخاذ کرده در زندگی زناشویی به کار ببرند. در این تحقیق این رویکرد به عنوان رویکرد آزمایشی به کار رفته و از رویکردهای دیگر به صورت شاهد استفاده شد. از سال 1985 تا 2006 تحقیقات انجام شده در مورد این رویکرد بررسی گردیده و نتایج نشان داد که در اکثر این تحقیقها رویکرد راه حلمحور تاثیر بالایی داشته است. این رویکرد در کارهای اجتماعی و دیدگاه مخصوص مشاور میتواند پیشروی زیادی داشته باشد (31). نظری در مطالعهی خود به برخی مطالعات در خصوص کارایی زوجدرمانی گروهی راه حلمحور در بهبود و افزایش رضایت زناشویی اشاره کرده است. در یکی از این پژوهشها ابتدا از زوجینی که میخواستند روابطشان بهبود پیدا کند از طریق آگهی در روزنامه دعوت به عمل آمد. نتایج نشان داد گروه آزمون در پسآزمون، تفاوت معنیداری در تمام از آن جایی که این رویکرد بر یک بعد (انسجام) سازگاری زناشویی این زوجین موثر بوده است لازم است در تعمیم نتایج، احتیاط شود و همین طور چون این پژوهش، مرحلهی پیگیری نداشته و تعداد نمونه به صورت در دسترس انتخاب شده لازم است تعمیم نتایج در بلندمدت، با احتیاط صورت گیرد. پیشنهاد میشود در پژوهشهای بعدی مرحلهی پیگیری گنجانده شده و مطالعه بر روی نمونههای بیشتر صورت گرفته و نتایج آن با نتایج این پژوهش مقایسه شود. نتیجهگیری با توجه به افزایش نرخ طلاق در دو دههی گذشته در کشور، درمان راه حلمحور با کمک به زوجین برای توسعهی راه حلهای موثر و یافتن موارد استثنا در زندگی میتواند سازگاری زناشویی را افزایش و از طلاق جلوگیری نماید. [1]De Shazer [2]Lewis and Spanier [3]Finchman and Bradbury [4]Hotlist and Miller [5]Tomas and Ruth [6] Super [7] Lamber, Okiisgi, Finch and Johnson [8] Lee [9] Gottmann [10] Mudd [11] Wolvon
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. Fisher TD, McNulty JK. Neuroticism and marital satisfaction: The mediating role played by the sexual relationship. J Fam Psychol 2008; 22: 112-22. 2. Dum J, Davies LC. Family lives and friendships: The perspectives of children in step-single-parent and non step families. J Fam Psychol 2001; 15: 272-87. 3. Sinha P, Mukerjec N. Marital adjustment space orientation. J Soc Psychol 1990; 130(5): 633-9. 4. Daniel JW, Balard RDS. How couple maintain marriage. J Fam Relat1999; 48(3): 263. 5. Conway J. Midlife dimensions with portion 95-98. [cited 2002]. Available from: URL; http://www.Midlife.com/html/resources/Articles/RA22. 6. O'Rourke N, Cappeliez P. Intra-couple variability in marital aggrandizement: Idealization satisfaction with enduring relationships. Buck J Cover 2003; New York: Springer; 15,80. 7. Cherlin A. Marriage, divorce, and remarriage. Cambridge, MA: Harvard University; 1992: 76-80. 8. Bloom K, Hodges S, Coldwell TL, Systra FM, Cedrone WO. Marital interaction in middle and old age: A predictor of marital satisfaction? Int J Aging Hum Dev 1997; 65(4): 283-300. 9. Shafi Abadi A. [Growth principles]. 6th ed. Tehran: Figures; 1995; 86-189. (Persian) 10. Gottman JM. The marriage clinic: A scientifically based marital therapy. New York: W.W. Norton; 1999: 69. 11. Bray JH, Hetherington EM. Families' transition: Introduction and overview. J Family Psychology 1993; 7: 3-8. 12. Ahrons C. The good divorce: Keeping your family together when your marriage comes apart. New York: Harper Collins; 1995: 34-57. 13. Bradbury T, Fincham F, Beuch S. Research on the nature and determinants of marital satisfaction; a decade on review. J Marr Fam 2000; 62: 964-80. 14. Young ME, Long LL. Counseling and therapy for couples Pacific Grove. CA, Broous: Cole; 1998: 321-31. 15. De Shazer S. Words were originally magic. New York: W.W. Norton; 1997: 12-8. 16. Walter JL, Peller JE: Rethinking our assumptions: Assuming anew in a postmodern world. In Handbook of solution focused brief therapy. Edited by Miller SD, Hubble MA, Duncan BL. San Francisco: Jossey-Bass, 1996, 9-26 17. Rusbult CE. A longitudinal test of the investment model: The development (and deterioration) of satisfaction and commitment in heterosexual involvements. J Pers Soc Psychol 1986; 45: 101- 18. Janson DR, Amaloza TO, Booth A. Stability and developmental change in marital quality. J Marriage Family 1992; vol: 54. 582-585. 19. Lewis S, Spanier G. Theories about the family. 2nd ed. New York: Free; 1979: 74. 20. Adital B, Laree Y. Dyadic characteristics of individual attributes; attachment, neuroticism and their relations to marital quality and closeness. Am J Orthopsychiatry 2005; 4: 621. 21. Finchman FD, Bradbury TN. The assessment of marital quality: A Reevaluation. J Marr Fam 1987; 49: 797-809. 22. Hotlist CS, Miller B. Perceptions of attachment style and marital quality in midlife marriage. Fam Relat 2005; 54: 46-58. 23. McAllister M. Doing practice differently: Solution-focused nursing. Journal of Advanced Nursing, Vol. 41(6), pp. 528-535. 24. Isanezad O. [Investigate the effectiveness of quality improvement enrichment marital relationships of couples in Isfahan]. MS. Dissertation. University of Isfahan: College of educational sciences, 2008: 24-46. (Persian) 25. Tomas A, Ruth E. Teachers' conflict management styles with peers and students' parents. J Conflict Manag 1999; 10: 69-89. 26. Super P. When sup use was fully engaged in the couples' financial affairs and id familiar with a business owned by the spouse. J Family Psychology 1992; 7: 3-8. 27. Lamber MJ, Okiisgi JC, Finch AE, Johnson LD. Outcome assessment: From conceptualization to implementation. Prof Psychol 1998; 29: 63-70. 28. Lee MY. A study of solution-focused brief family therapy: Outcomes and issue. Am J Fam Ther 1997; 25: 1-70. 29. Ahmadi Kh. [Identifying the factors affecting marital adjustment and compare the effectiveness of intervention methods to change lifestyle and problem solving in couples with marital incompatibility]. Ph.D. Dissertation. Allameh Tabatabaei University: College of education and psychology, 2004: 32-47. (Persian) 30. Mudd J. Solution- focused therapy and communication skills training; an integrated approach to couple therapy. MS. Dissertation. Virginia University: College of Polytechnic Institute, 2000: 26. 31. Wolvon LJ. Real estate and divorce: Breaking up is hard to do. Tex Manag Real Estate J 2009; 25(9): 203. 32. Nazari AM. [Effectiveness consulting solutions-based on marital satisfaction of couples both working]. New research of consulting 2006; 5(20): 30. (Persian)
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 20,574 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 4,295 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
