ارتباط نوع زایمان با افسردگی پس از زایمان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 5، دوره 14، شماره 53، فروردین 1391، صفحه 46-53 اصل مقاله (235.26 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2012.932 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مریم نیک پور | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کارشناسی ارشد مامایی، عضو هیئت علمی دانشکده ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی بابل | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| افسردگی پس از زایمان شیوع بالایی داشته، طیف وسیعی از علل از جمله نوع زایمان در سببشناسی آن مطرح میباشند. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط نوع زایمان با شیوع افسردگی پس از زایمان انجام شد. روشکار: در این مطالعهی تحلیلی آیندهنگر در سالهای 86-1385، 420 زن مراجعهکننده به مراکز بهداشتیدرمانی شهرستان آمل که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، به روش نمونهگیری غیر احتمالی انتخاب شدند و در سه ماه آخر بارداری، پرسشنامهی افسردگی ادینبورگ را تکمیل نمودند. زنان با نمرهی بالاتر از 12 از مطالعه خارج شدند. 300 نمونه در دو و هشت هفته بعد از زایمان پیگیری و مقیاس افسردگی پس از زایمان ادینبورگ (EPDS) و فرمهای مصاحبه مربوط به اطلاعات جمعیتشناسی، زایمان، بعد از زایمان و نوزاد را تکمیل نمودند. تحلیل آماری با نرمافزار SPSS و آزمونهای مجذور خی، تی، منویتنی و مدل خطی عمومی انجام شد. یافته ها: بین دو گروه از نظر تحصیلات، شغل، وضعیت اقتصادی، رضایت از حمایت همسر و خانواده و حاملگی خواسته و ناخواسته، اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت. شیوع افسردگی در دو هفته بعد از زایمان 3/10درصد و در هشت هفته بعد از زایمان 13 درصد بوده است و بین دو گروه از نظر شیوع و میانگین نمرهی افسردگی در دو و هشت هفته بعد از زایمان، اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت. نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای افسردگی پس از زایمان، غربالگری، شناسایی و ارزیابی این اختلال مهم است. آموزش زنان در دوران بارداری در رابطه با این اختلال توسط مراقبان بهداشتی باید مد نظر قرار گیرد. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| افسردگی پس از زایمان؛ دوره ی بعد از زایمان؛ زایمان؛ سزارین؛ مهبل | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دورهی بعد از زایمان، زمانی است که بیشترین خطر برای بروز اختلالات خلقی شامل اندوه، افسردگی و سایکوز وجود دارد. افسردگی پس از زایمان یک مشکل شایع و قابل درمان با تاثیرات گسترده بر مادر و خانواده میباشد که بعضی از زنان پس از تولد نوزاد خود، آن را تجربه میکنند (1). افسردگی پس از زایمان با احساس غمگینی، ناتوانی از لذت بردن، تحریکپذیری و عصبانیت و کاهش اعتماد به نفس مشخص میگردد (2). میزان شیوع افسردگی پس از زایمان در مطالعات انجام شده در جهان بین صفر تا 60 درصد (3،4) و در ایران بین 40-16 درصد گزارش شده است (7-5). افسردگی پس از زایمان تاثیر منفی چشمگیری بر تمام ابعاد کیفیت زندگی مادر میگذارد (10-8).ادامه اختلال و عدم تشخیص به موقع آن منجر به تطابق غیر موثر مادر با کودک (11) همسر و خانواده و در نتیجه، عدم توانایی انجام وظایف مادری و همسری میگردد که در صورت تشدید منجر به تراژدی خودکشی مادر یا فرزندکشی میگردد (12). یافتههای گوناگون و متفاوتی در شیوع و سببشناسی این اختلال گزارش گردیده است از جملهی آنها میتوان از سابقهی افسردگی (17-13)، سابقهی افسردگی در خانواده (13،14)، ناخواسته بودن حاملگی (13،14،18)، حاملگی اول (13،14)، نوع زایمان (21-19)، تعارضات با همسر (13،14،21،22)، عدم حمایت از همسر (23)، بستری شدن نوزاد، بستری شدن مادر بعد از زایمان به هر علت (13،14) را میتوان نام برد. همان طور که ذکر شد نوع زایمان از عوامل خطرساز افسردگی پس از زایمان مطرح شده است. پژوهشهای انجام شده در این زمینه نتایج متفاوت و متضادی را در پی دارد. نتایج مطالعهی انجام شده توسط آپونگ[1] و همکاران نشان داد زنانی که به طریق سزارین نوزاد خود را به دنیا میآورند شانس بیشتری برای ابتلا به افسردگی پس از زایمان دارند (19). دولتیان و همکاران و فرزاد و همکاران نیز در بررسیهای خود به این نتیجه رسیدند که سزارین، زنان را برای ابتلا به افسردگی پس از زایمان مستعدتر میکند (20،17). در مقابل، یافتههای پژوهش چاآیا[2] و همکاران (21) و سلملنیان و همکاران (15)، نشان داد که افسردگی در زنان تحت سزارین نسبت به زنان با زایمان طبیعی، کمتر است. همچنین بعضی از محققین به این نتیجه رسیدند که بین نوع زایمان با افسردگی بعد از زایمان ارتباطی وجود ندارد (24). با توجه به متفاوت بودن نتایج بررسیهای انجام شده و ناشناخته ماندن این اختلال در بیش از 50 درصد موارد که میتواند مشکلات متعددی را برای مادر و کودک به وجود بیاورد (25)، شناسایی عوامل موثر در بروز این اختلال بسیار ضروری به نظر میرسد، لذا این تحقیق با هدف تعیین ارتباط نوع زایمان با افسردگی از زایمان در زنان مراجعهکننده به مراکز بهداشتیدرمانی آمل در دو و هشت هفته بعد از زایمان انجام گرفت. روشکار در این مطالعهی تحلیلی آیندهنگر از تیرماه 1385 تا فروردینماه 1386 در مراکز بهداشتیدرمانی منتخب شهر آمل انجام شد. 420 زن باردار مراجعهکننده به مراکز بهداشتی پس از توضیح و اخذ رضایت کتبی به افراد واجد شرایط، نحوهی تکمیل پرسشنامه آموزش داده میشد. در سه ماه آخر بارداری، مقیاس افسردگی پس از زایمان ادینبورگ[3] توسط واحد پژوهش تکمیل میگردید. در صورتی که نمرهی افسردگی مساوی یا بیشتر از 13 بود، واحد پژوهش از مطالعه حذف شده و به یک روانپزشک ارجاع داده میشد ولی اگر نمرهی افسردگی پایینتر از 13 بود از واحد پژوهش درخواست میشد که دو هفته و سپس هشت هفته بعد از زایمان به مرکز بهداشتیدرمانی مورد نظر مراجعه کند. 40 نفر به علت سزارین اورژانسی، 58 نفر به علت بستری شدن نوزاد در بیمارستان، 12 نفر به علت عدم همکاری و دسترسی و 14 نفر به علت عدم تکمیل پرسشنامه از مطالعه حذف شدند. در دو هفته بعد از زایمان 300 نفر (155 نفر در گروه زایمان طبیعی، 146 نفر در گروه زایمان سزارین انتخابی) و در هشت هفته بعد از زایمان 290 نفر (148 نفر در گروه زایمان طبیعی و 142 نفر در گروه زایمان سزارین انتخابی) فرمهای مصاحبه و پرسشنامهی پژوهش را تکمیل نمودند. فرمهای مصاحبه شامل اطلاعات فردی، خانوادگی، مامایی، زایمان، بعد از زایمان و نوزاد بود. مقیاس افسردگی ادینبورگ از 10 سئوال 4 گزینهای تشکیل شده که حداقل نمرهی آن، صفر و حداکثر 30 میباشد. هر سئوال، امتیازی بین صفر تا 3 بر اساس شدت علایم به خود اختصاص میدهد. نمرهی پایینتر، نشاندهندهی وضعیت بهتر فرد و نمرهی بالای 12، وجود احتمالی اختلال افسردگی را نشان میدهد. این ابزار، نتایج در پژوهش حاضر، بین دو گروه از نظر میزان تحصیلات مادر و پدر، شغل مادر، سطح درآمد خانواده، رضایت در روابط زناشویی، جنس نوزاد، رضایت حمایت از همسر و افراد خانواده و پذیرش حاملگی، اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت. ولی بین دو گروه از نظر سن، نوع مالکیت منزل، زمان و مکان زایمان و زندگی با افراد دیگر خانواده، اختلاف آماری معنیداری یافت شد (جدول 1). میانگین سنی در گروه زایمان مهبلی (34/4±23/24 سال) کمتر از گروه زایمان با سزارین (73/4±23/26 سال) بود. (001/0P<)
جدول 1- توزیع فراوانی مطلق و نسبیخصوصیات فردی و اجتماعی زنان در دو گروه زایمان مهبلی و سزارین
نتایج پژوهش نشان داد در دو هفته بعد از زایمان، شیوع افسردگی 3/10 درصد (گروه زایمان طبیعی 5/9% و گروه سزارین انتخابی30/11%) بود و بین دو گروه از نظر شیوع افسردگی بعد از زایمان، اختلاف آماری معنیداری یافت نشد. (نمودار 1) در دو هفته بعد از زایمان، میانگین نمرهی افسردگی بر اساس پرسشنامهی ادینبورگ در گروه زایمان طبیعی 64/4±58/7 و در گروه سزارین 06/4±19/8 بود و بین دو گروه اختلاف آماری معنیداری وجود نداشت (جدول 2).
نمودار 1-توزیع فراوانی واحدهای پژوهش بر اساس تقسیمبندی مقیاس افسردگی ادینبرگ در دو هفته بعد از زایمان به تفکیک گروه
در هشت هفته بعد از زایمان، شیوع افسردگی 13درصد (گروه زایمان طبیعی 50/15% و در گروه سزارین انتخابی 11%) بود و بین دو گروه از نظر شیوع افسردگی در هشت هفته بعد از زایمان، اختلاف آماری معنیدار وجود نداشت (نمودار 2). همچنین میانگین نمرهی افسردگی در گروه زایمان طبیعی 67/4±60/6 و در گروه سزارین 75/4±60/6 بود و بین دوگروه، اختلاف آماری معنیداری یافت نشد (جدول 2).
جدول 2-مقایسه میانگین و انحراف معیار افسردگی در دو و هشت هفتگی بعد از زایمان در دو گروه زایمان مهبلی و سزارین
با حذف اثر متغیرهایی که در این پژوهش همسان نبودند با آزمون مدل خطی عمومی بین دو گروه، اختلاف آماری معنیداری نبوده است. بحث با توجه به ابعاد افسردگی بعد از زایمان و اثرات متعدد و چندین جانبهی آن بر روی مادر و کودک، خانواده، زندگی زناشویی، وضعیت شغلی و در نهایت اثرگذاری در اجتماع و اقتصاد خانواده و جامعه بایستی با تامل بیشتری در مورد این عارضه اندیشید (17). اغلب زنانی که از این اختلال رنج میبرند، درمانی دریافت نکرده و ممکن است برای بیش از یک سال پس از زایمان، افسرده باقی بمانند که این وضعیت میتواند بر ارتباط با همسر تاثیر منفی گذاشته و به صورت جدی ارتباط مادر با کودک را تحت تاثیر قرار دهد و منجر به تاخیر شناختی و هیجانی و حتی منجر به غفلت از کودک شده (2) و در مجموع، تاثیر گستردهای بر سلامت و رفاه کودک داشته باشد (29).
نمودار 2-توزیع فراوانی واحدهای پژوهش بر اساس تقسیمبندی مقیاس افسردگی ادینبرگ در هشت هفته بعد از زایمان به تفکیک گروه
یافتههای پژوهش، گویای شیوع افسردگی 10 و 13 درصد به ترتیب در دو و هشت هفته پس از زایمان در زنان مراجعهکننده به مراکز بهداشتیدرمانی شهر آمل میباشد. بحث و نتیجهگیری با توجه به ابعاد افسردگی بعد از زایمان و اثرات متعدد و چندین جانبهی آن بر روی مادر و کودک، خانواده، زندگی زناشویی، وضعیت شغلی و در نهایت اثرگذاری در اجتماع و نقش داشتن در اقتصاد خانواده و جامعه بایستی با تامل بیشتری به این عارضه اندیشید (17). اغلب زنانی که از این اختلال رنج میبرند درمانی دریافت نمیکنند و ممکن است برای بیش از یک سال پس از زایمان افسرده باقی بمانند که این وضعیت میتواند بر ارتباط با همسر تاثیر منفی بگذارد و به صورت جدی ارتباط مادر با کودک را تحت تاثیر قرار دهد و منجر به تاخیر شناختی و هیجانی و حتی منجر به غفلت از کودک گردد (2) و در مجموع تاثیر گستردهای بر سلامت و رفاه کودک داشته باشد (29). شیوع افسردگی پس از زایمان در مطالعهی حاضر از بررسی زنگنه و همکاران (18) و فرزاد و همکاران (17) پایینتر میباشد ولی با نتایج چاندارن[4] و همکاران (30) و خدادادی (5) به طوری که تقریبا 90 درصد از مادران در هر دو گروه از حمایت خانواده و 80 درصد از حمایت همسر خود، راضی بودند. تحقیقات نشان میدهند که بین حمایت همسر و خانوادهها با مادران و افسردگی پس از زایمان، ارتباط نتایج پژوهش نشان داد که در دو و هشت هفته بعد از زایمان بین نوع زایمان و افسردگی پس از زایمان، اختلاف آماری معنیداری مشاهده نشد.
نتایج مطالعهی پاتل[5] و همکاران که تعداد 10931 مادر باردار را در دوران بارداری و سپس در هشت هفته پس از زایمان با مقیاس ادینبورگ ارزیابی کردند، نشان داد که ارتباط [1]Ukpong [2]Chaaya [3]Edinburgh Postpartum Depression Scale [4]Chandaran [5]Patel [6]Thompson [7]Adewuya
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. Gale S, Harlow BL. Postpartum mood disorders: A review of clinical and epidemiological factors. J Psychosom Obstet Gynecol 2003; 24(4): 257-66. 2. Tannous L, Gigante LP, Fucus SC, Busnello ED. Postnatal depression in Southern Brazil: Prevalence and its demographic and socioeconomic determinants. BMC Psychiatry 2008; 8: 1. 3. Adewuya AO, Fatoye FO, Ola BA, Ijaodola OR, Ibigbami SM. Sociodemographic and obstetric risk factors for postpartum depressive symptoms in Nigerian women. J Psychiatr Pract 2005; 11(5): 353-8. 4. [Latorre-Latorre JF, Contreras-Pezzotti LM, Herran-Falla OF. [Postnatal depression in a Colombian city: Risk factors]. Aten Primaria 2006; 37(6): 332-8. (Spanish) 5. Khodadadi N, Mahmodi H, Mirhaghi N. [Relationship postpartum depression social psychiatry disorders]. Journal of Ardabil University of Medical Sciences 2008; 8(2): 142-8. (Persian) 6. Kheirabadi GR, Maracy MR, Barekatain M, Salehi M, Sadri GH, Kelishadi M, et al. Risk factors of postpartum depression in rural areas of Isfahan Province, Iran. Arch Iran Med 2009; 12(5): 461-7. 7. Azimi Lolaty H, Hsaini SH, Khalilian A, Zaghami M. Prevalence and predictors of postpartum depression among pregnant women referred to mother-child care clinic. Res J Biol Sci 2007; 2(3): 285-90. 8. Posmontier B. Functional status outcomes in mothers with and without postpartum depression. J Midwifery Womens Health 2008; 53: 310-8. 9. Detychey C, Briancon S, LIghezzolo J, Spitz E, Kabuth B de luigi V, et al Quality of life, postnatal depression and baby gender Clinical nursing 2007; 17: 312-22. 10. Talbot J. The year book of psychiatry and applied mental health. Philadelphia: Mosby; 2001: 11. Lowdermilk L, Perry E, Bobak M. Maternity and women health care. 7th ed. Philadelphia: Mosby; 2000: 940-64. 12. World Health Organization. World Health Report 2001. Mental health: New understanding, new hope. Geneva World Health Organization 2001. Available from: URL; http://books.google.com/books?id=GQEdA+World+Health+Report+2001.+Mental+health: New+understanding,+new+hope.+GenevaWorld+Health+Organization+2001.&source=bl&ots=dRHRLdlvF&sig=mPM03izcDFj8CtriZNRBwxi1acU&hl=en&sa=X&ei=YfsoT_qnIejP4QTixKTCAw&ved=0CEEQ6AEwBQ#v=onepage&q&f=false 13. Mallikarjun PK, Oyebode F. Prevention of postnatal depression. J R Soc Health 2005; 125(5): 221-6. 14. Cunnigham FG, Leveno KJ, Bloom SR, Haulth J, Gilstraplc LC, Wenstrom KO. William's obstetrics. 22th ed. New York: McGraw Hill; 2005: 708. 15. Salmalnian H, Nasiri Amiri F, Kheyrkhah F. [Prevalence of pre and postpartum depression symptoms and some related factors]. Journal of Babul University of Medical Sciences 2008; 10(3): 16. Khamseh F. [Evaluation of psycho-social factors affecting in post-partum depression]. Kowsar medical journal 2002; 7(4): 327-31. (Persian) 17. Farzad M, Ghazi Mirsaeid SB. [Association between type of delivery and maternal blue]. Journal of Shahid Beheshti University of Medical Sciences 2005; 29(4): 331-5. (Persian) 18. Zanganeh M, Shams N, Alizadeh K, Rezaei M, Pormher S. [Postpartum depression and its relationship with unwanted pregnancy and baby gender]. Journal of Kurdistan University of Medical Sciences 2009; 14: 65-71. (Persian) 19. Ukpong DI, Owolabi AT. Postpartum emotional distress: A controlled study of Nigerian women after caesarean child birth. J Obstet Gynaecol 2006; 26: 127-9. 20. Dolatian M, Maziar P, Alavi Majd H, Yazdjerdi M. [The relationship between mode of delivery and postpartum depression]. Journal of reproduction and infertility 2006; 7(3): 260-8. (Persian) 21. Chaaya M, Campbell OM, El Kak F, Shaar D, Harb H, Kaddour A. Post partum depression: Prevalence and determinants in Lebanon. Arch Women Ment Health 2002; 5: 65-72. 22. Patel RR, Murphy DJ, Peters TJ. Operative delivery and postnatal depression: A cohort study. BMJ 2005; 330(7496): 879. 23. Thompson JF, Roberts CI, Currie M, Ellwood DA. Prevalence and persistence of health problems after child birth: Associations with parity and method of birth. Birth 2002; 29(2): 83-94. 24. Sharifi KH, Soki Z, Akbari H, Sharifi M. [The relationship between mode of delivery and postpartum depression]. Feyz journal of Kashan University of Medical Sciences 2007; 12(1): 50-5. (Persian) 25. Jones H, Venis J. Postpartum psychiatric disorder. J Psychosoc Nurs 2001; 12: 25-9. 26. Eberhard-Gran M, Eskild A, Tambs K, Opjordsmoen S, Samuelsen SO. Review of validation studies of the Edinburgh postnatal depression scale. Acta Psychiatr Scand 2001; 104(4): 243-9. 27. Castanon SC, Pinto LJ. Use the postnatal depression scale to detect postnatal depression. Rev Med Chill 2008; 136: 851-8. 28. Montazeri A, Torkan B, Omidvar S. The Edinburgh postnatal depression scale (EPDS): translation and validation study of the Iranian version. BMC Psychiatry 2007; 11: 293-7. 29. Suri R, Burt VK. The assessment and treatment of postpartum psychiatric disorders. J Pract Psychiatr Behav Health 1997; 3: 67-77. 30.Chandran M, Tharyan P, Muliyll J, Abraham S. Postpartum depression in a cohort of women from a rural area of Tamil Nadu India: Incidence and risk factor. Br J Psychiatry 2002; 181: 499-504.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 13,325 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,904 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
