رابطه ی تصویر بدن و سبک های مقابله ای با شدت دیسمنوره ی اولیه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 8، دوره 14، شماره 56، دی 1391، صفحه 55-344 اصل مقاله (345.56 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2013.893 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سهیلا نظرپور1؛ کامیان خزایی2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشجوی دکترای بهداشت باروری، مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دکترای علوم تربیتی، مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عوامل متعددی بر شدت دیسمنوره تاثیر میگذارند. هدف از این بررسی، تعیین رابطهی تصویر بدن و سبکهای مقابلهای با شدت دیسمنورهی اولیه میباشد. روشکار: این مطالعهی از نوع توصیفی-همبستگی از آبان 1389 آغاز و در آذر ماه 1390 پایان یافت. در این پژوهش 254 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی چالوس به صورت نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب و پرسشنامههای تعیین شدت دیسمنورهی آندرش و میلسوم، تصویر بدن فیشر و تعیین سبکهای مقابلهای لازاروس و فالکمن توسط آنان تکمیل شد. دادهها با استفاده از SPSS نسخهی 16 و آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یکسویه و آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافتهها: بین شدت دیسمنورهی اولیه با تصویر بدن (01/0≥P) و سبکهای مقابلهای (مسئلهمحوری 01/0≥P و هیجانمحوری 05/0≥P) و تمام مولفههای تصویر بدن رابطهی معنیدار (01/0≥P) وجود دارد و مولفههای تصویر بدن از توانایی پیشبینی شدت دیسمنوره برخوردارند. همچنین از بین مولفههای سبکهای مقابلهای، بین شدت دیسمنوره با مشکلگشایی برنامهریزی شده (01/0≥P)، جستجوی حمایت اجتماعی (05/0≥P)، خویشتنداری (05/0≥P)، ارزیابی مجدد مسئله (05/0≥P) و مسئولیتپذیری (05/0≥P) رابطهی معنیداری وجود داشته و مولفهی مشکلگشایی برنامهریزی شده از توانایی پیشبینی شدت دیسمنوره برخوردار است. نتیجهگیری: دو عامل روانشناختی تصویر بدن و سبکهای مقابلهای با شدت دیسمنورهی اولیه ارتباط دارند. لذا باید در اداره و کنترل شدت دیسمنورهی اولیه به این دو مقوله، توجه نمود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تصویر بدن؛ دیسمنوره؛ مقابله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دیسمنوره یک اختلال ژنیکولوژیک شایع است که تقریبا 50 درصد از زنان دارای سیکلهای قاعدگی منظم را درگیر در سالهای اخیر زنان به عنوان نیروی انسانی در خیلی از زمینههای کاری از جمله حرفههای مختلف فنی به کار گماشته شدهاند و تا حدودی به علت همین وظایف شغلی در حال توسعهی زنان بوده است که اخیرا نسبت به علایمی که برخی از زنان در زمان قاعدگی ابراز میکنند، تجدیدنظرهایی از نظر توجهات پزشکی به عمل آمده است (17). وجود دیسمنوره یکی از عوامل اصلی مختلکنندهی کیفیت زندگی و فعالیتهای اجتماعی زنان جوان میباشد (18) به خصوص اگر با علایمی مانند سردرد، خستگی، تهوع و استفراغ، اسهال، بیحوصلگی، لرز، گرفتگی عضلانی و... همراه باشد (12،13). وجود دیسمنورهی شدید نیاز به استراحت مطلق را ضروری ساخته و موجب میگردد که فرد از محل کار و یا تحصیل خود غیبت کند. درد قاعدگی در تعدادی از زنان منجر به اختلال در انجام امور از جمله خانهداری، دشواری در انجام امور شغلی و فعالیتهای مربوط به تحصیل در طی چند روز در هر سیکل قاعدگی میشود. همچنین این درد میتواند منجر به از دست رفتن زمان مطالعه و تحصیل و کار در زنان به خصوص در سنین نوجوانی گردد (19،20). عوامل سببی دیسمنورهی اولیه و علایم همراه آن شامل عوامل روحی و روانی، اندوکرینی، سرویکال، افزایش غیرطبیعی فعالیت رحمی و ساخت و ترشح بیش از حد پروستاگلاندینها میباشد (23-21). طی بررسیهای به عمل آمده، عوامل متعددی میتوانند بر شدت دیسمنورهی اولیه موثر باشند. فعالیت بیش از حد و حرکات ورزشی و بدنی، رتروورسیون رحم، تنشهای روانی و اجتماعی، سرما، مصرف الکل و سیگار، رژیم غذایی پرچرب، چاقی، کمبود آهن و تاریخچهی خانوادگی به عنوان عوامل تشدیدکننده شناخته شدهاند. خوردن کافئین، عوامل مسبب عدم تخمکگذاری (مثل OCP[1])، زایمان واژینال قبلی، افزایش سن و کاهش حرکات ورزشی در طی قاعدگی از جمله عوامل کاهندهی درد قاعدگی هستند (5،6،27-24). همچنین بر خلاف درد شکمی ناشی از عوامل عفونی، این درد با ماساژ شکم، فشار متقابل یا حرکت بدن بهتر میشود (15). برخی تحقیقات نیز نشان میدهند که الگوی قاعدگی میتواند بر شدت دیسمنوره موثر باشد. به طوری که در زنان دارای مدت و مقدار زیاد خونریزی قاعدگی، منارک زودرس و با سیکلهای منظم، دیسمنوره شدت بیشتری دارد (6،26-24). از جمله عواملی که به نظر میرسد میتوانند بر شدت دیسمنوره، موثر باشند عوامل روانی و رفتاری هستند (6). اگر چه عوامل روحی-روانی، به طور متقاعدکنندهای به عنوان عوامل سببی اثبات نشدهاند، اما میتوانند سبب تشدید درد شوند و باید در موارد شکست درمانی در نظر گرفته شوند (6،27). همانند سایر اشکال درد، درد قاعدگی نیز ممکن است با اضطراب، تنش، ترس و یا احساس گناه همراه باشد (27،28). عوامل روانی ممکن است در دیسمنورهی اولیه دخالت داشته باشند و شامل عوامل نگرشی میباشند که از مادر به دختر رسیده است (29). بررسیها نشان دادهاند که در دخترانی که وضعیت روحی و عاطفی بیثباتی دارند و آنهایی که در جریان قاعدگی حس خوبی ندارند، دیسمنورهی اولیه بیشتری دیده میشود (30). با توجه به بازشناسی نقش متغیرهای روانشناختی در پدیدآیی و تداوم اختلالات جسمانی از سوی پژوهشگران حوزههای مختلف پزشکی و اختصاص یافتن انبوهی از ادبیات پژوهشی به ارتباط بین مولفههای روانشناختی و انواع شکایات جسمانی، این مطالعه بر آن است تا ارتباط شدت دیسمنورهی اولیه را با دو متغیر تصویر بدن و سبکهای مقابلهای مورد توجه قرار دهد. تصویر بدن، احساس فرد از بدن و یک تجسم ذهنی از ظاهر فیزیکی خود است (31،32). برخی از شواهد وجود دارد که نشان میدهد تصویر بدنی فرد با درد ارتباط دارد (33) و ایجاد اختلال در تصویر بدن میتواند اثرات جسمی و روانی عمیقی داشته، بر احساس درد تاثیر بگذارد (31،32). سبکهای مقابلهای، فرآیند مقابلهی فرد برای مدیریت تنش هستند (22) که در برخی از مطالعات به ارتباط بین سبکهای مقابلهای و درد و ناتوانی در بیماران اشاره شده است. لذا به نظر میرسد توجه به مقولهی روانی میتواند افقی تازه را در درمان و کنترل دیسمنورهی اولیه باز نماید. شناخت این که چه عواملی در شدت دیسمنورهی اولیه دخیل میباشند، میتواند قدمی در مسیر شناخت بهتر این مسئلهی همگانی باشد تا شاید بتوان با تعدیل و تغییر برخی از این عوامل تغییرپذیر، در جهت بهبود این مشکل تلاش نمود. این بررسی با هدف تعیین رابطهی تصویر بدن و سبکهای مقابلهای با شدت دیسمنورهی اولیه انجام گردیده است. روشکار این مطالعهی توصیفی-همبستگی به منظور تعیین ارتباط و همبستگی بین تصویر ذهنی از بدن و سبکهای مقابلهای با شدت دیسمنورهی اولیه در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس در سال 90-1389 انجام پذیرفته است. بررسی از آبان 1389 آغاز و در آذر 1390 پایان یافت و در این بررسی نمونهگیری به صورتتصادفی طبقهای انجام گرفته است. به این ترتیب که از میان دانشکدههای مختلف، سه دانشکده یا رشتهی مستقل به طور تصادفی تعیین شده و در هر یک با توجه به تعداد دانشجویان دختر و انتخاب تصادفی کلاسهای درس، تعداد 254 نفر (با احتساب نسبت هر یک از دانشکدهها)، از طریق نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در این راستا ابتدا در هر کلاس توضیحات لازم و مناسب در زمینهی پژوهش داده شد و پس از کسب رضایت آگاهانهی افراد داوطلب، فرم مصاحبهی مقدماتی در اختیار آنان قرار گرفت تا تکمیل نمایند. نمونهها در رد یا قبول شرکت در پژوهش آزاد بودند. مصاحبهی مقدماتی شامل سئوالات بالینی در جهت تشخیص دیسمنورهی اولیه و تمایز آن از دیسمنورهی ثانویه (وجود درد به علت بیماریهای لگنی) بود. این سئوالات بر اساس مشخصات دیسمنورهی اولیه که در کتب مرجع جهت تشخیص بیان شده و در مراکز بالینی از آن برای تشخیص دیسمنوره استفاده میگردد، تهیه و تنظیم گردید. بر اساس دادههای به دست آمده از مصاحبهی مقدماتی که نشاندهندهی وجود و یا عدم وجود شرایط لازم داوطلب به منظور شرکت در تحقیق بود، افراد حایز شرایط مشخص و با انتخاب تصادفی، فرمهای پرسشنامه در اختیار آنان قرار گرفت تا تکمیل نمایند. تفهیم اطلاعات موجود در فرمهای پرسشنامه به آزمودنیها توسط محقق قبل از تکمیل انجام پذیرفت. انجام نمونهگیری و تکمیل پرسشنامهها در خارج از ساعات کلاس درس انجام پذیرفته و از دانشجویان خواسته شد که از درج نام و نام خانوادگی خود بر روی پرسشنامهها خودداری نمایند و به ایشان اطمینان داده شد که اطلاعات آنان تنها کاربرد تحقیقاتی دارد. همچنین سعی گردید در خصوص رفع مشکلات جسمی مربوط به درد قاعدگی راهنماییهای لازم به آزمودنیها انجام گیرد. در این بررسی سه نوع پرسشنامه به کار برده شد که عبارتند از: الف-پرسشنامهیتعیینشدتدردقاعدگیطبقدرجهبندیشفاهی چندبعدی[2] آندرش و میلسوم[3]: بر اساس این پرسشنامه، شدت درد قاعدگی اولیه به چهار دستهی عدم درد قاعدگی (درجهی صفر)، درد قاعدگی خفیف (درجهی 1)، درد قاعدگی متوسط (درجهی 2) و درد قاعدگی شدید (درجهی 3) تقسیمبندی میشود و در برگیرندهی 4 مشخصه یا سئوال کلی شامل ماهیت درد (سئوال اول)، علایم عمومی (سیستمیک) (سئوال دوم)، توانایی انجام کار (سئوال سوم) و لزوم مصرف مسکن (سئوال چهارم) است و آزمودنی با توجه به شرایط این چهار مشخصه، شدت درد را تعیین مینماید (34). در این مطالعه جهت بررسی پایایی و روایی پرسشنامهی مذکور از محاسبهی آلفای کرونباخ، ضریب اسپیرمن براون و ضریب تنصیف گاتمن استفاده گردید. نتایج به به ترتیب برای آلفای کرونباخ 899/0، ضریب اسپیرمن براون 836/0 و ضریب تنصیف گاتمن 825/0 به دست آمد. همچنین از روش آزمون-بازآزمون استفاده شد. به این ترتیب که به 10 نفر از افراد مشابه با نمونههای مورد مطالعه، دو پرسشنامه با فاصلهی ده روز داده شد تا تکمیل نمایند و با استفاده از آزمون آماری ضریب همبستگی 94/0 به دست آمد. ب- پرسشنامهی تصویر بدن فیشر[4]: این آزمون در سال 1970 توسط فیشر ساخته شده و دارای 46 ماده است. هر ماده دارای ارزشی بین 1 تا 5 (خیلی ناراضی=1، ناراضی=2، متوسط=3، راضی=4 و خیلی راضی=5) میباشد. کسب نمرهی 46 نشاندهندهی اختلال و نمرهی بالاتر از 46 و هرچه بالاتر (حداکثر 230) عدم اختلال را نشان میدهد. حیطههای مورد سنجش در این آزمون شامل سر و صورت با 12 ماده (سئوال 1 تا 12)، اندامهای فوقانی شامل 10 ماده (سئوال 13 تا 22) و اندامهای تحتانی شامل 6 ماده (سئوال 23 تا 28) است. 18 مادهی دیگر، نگرش آزمودنی را نسبت به ویژگیهای کلی بدن (سئوال 29 تا 46) میسنجند (35). اعتبار این آزمون توسط یزدانجو در ایران مورد بررسی قرارگرفته است. ضریب همبستگی محاسبه شدهی آزمون در اجرای اول و اجرای دوم به روش پیرسون برای دانشآموزان سال اول 81/0، دانشآموزان سال دوم 84/0، دانشآموزان سال سوم 87/0 و جمع ج- پرسشنامهی تعیین سبکهای مقابلهای تهیه شده توسط توسط لازاروس و فالکمن[5]: این پرسشنامه توسط لازاروس و فالکمن در سال 1985 تهیه شده و شامل 65 ماده است که 8 روش مقابلهای مسئلهمدار و هیجانمدار را اندازهگیری میکند. این پرسشنامه دو دسته روشهای مسئلهمدار (جستجوی حمایتهای اجتماعی شامل 6 سئوال، مسئولیتپذیری شامل 6 سئوال، مشکلگشایی برنامهریزی شده شامل 9 سئوال و ارزیابی مجدد مسئله شامل 8 سئوال) و هیجانمدار (رویارویی شامل 6 سئوال، دوریگزینی شامل 10 سئوال، خویشتنداری شامل 10 سئوال و فرار و اجتناب شامل 10 سئوال) را اندازهگیری دادههای این مطالعه از طریق شاخصهای آمار توصیفی نظیر میانگین و انحراف استاندارد و ترسیم جداول و نمودارها، طبقهبندی و خلاصه شده و همچنین جهت تجزیه و تحلیل دادهها برای آزمون فرضیهها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک سویه و آزمون تحلیل رگرسیون گام به گام ضمن بهرهمندی ازنرمافزار SPSS نسخهی 16 استفاده شده است.
نتایج در مطالعهی حاضر به منظور تعیین رابطهی تصویر بدن و سبکهای مقابلهای با شدت دیسمنورهی اولیه بر روی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس، میانگین سنی آزمودنیها 578/20 سال، میانه 20 سال، نما 20 سال، انحراف معیار 787/1 سال و خطای استاندارد میانگین 112/0 بوده است. نتایج توصیفی شامل میانگین، انحراف استاندارد و خطای استاندارد میانگین مربوط به آزمونهای سهگانه این مطالعه در جدول 1 ارایه شده است.
جدول 1- میانگین، انحراف استاندارد، خطای استاندارد میانگین مربوط به مولفههای تصویر بدنی، سبکهای مقابلهای و شدت دیسمنورهی اولیه در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس
نتایج نشان داد که 1/16 درصد فاقد دیسمنورهی اولیه (درجهی صفر)، 4/35 درصد از افراد تحت مطالعه به دیسمنورهی خفیف (درجهی یک)، 7/32 درصد به دیسمنورهی متوسط (درجهی دو) و 7/15 درصد به دیسمنورهی شدید (درجهی سه) مبتلا بودند. البته باید یادآور شد که برای تشخیص قطعی دیسمنورهی اولیه و تمایز آن از دیسمنورهی ثانویه نیاز به اقدامات و بررسیهای فرابالینی و آزمایشگاهی میباشد که این مسئله در بررسی حاضر از جمله محدودیتهای پژوهش میباشد. به منظور تایید فرضیههای پژوهش مبنی بر وجود ارتباط بین تصویر بدن و سبکهای مقابلهای با شدت دیسمنوره از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج مشخص نمود با اطمینان 99/0 و سطح خطاپذیری 01/0≥P بین شدت دیسمنورهی اولیه و تصویر بدن، رابطهی معنیدار قوی آماری وجود دارد. همچنین در خصوص سبکهای مقابلهای با اطمینان 99/0 و سطح خطاپذیری 01/0≥P بین شدت دیسمنورهی اولیه و سبک مسئلهمحوری و با اطمینان 95/0 و سطح خطاپذیری 05/0≥P بین شدت دیسمنورهی اولیه و سبک هیجانمحوری رابطهی معنیدار آماری وجود دارد (جدول 2). جدول 2- همبستگی بین تصویر بدن و سبکهای مقابلهای با شدت دیسمنورهی اولیه در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس
** معنیداری در سطح خطاپذیری 01/0≥P * معنیداری در سطح خطاپذیری 05/0≥P
با بررسی همبستگی بین هر یک از مولفههای تصویر بدن و شدت دیسمنورهی اولیه توسط کاربرد آزمون پیرسون مشخص گردید با اطمینان 99/0 و سطح خطاپذیری 01/0≥P، بین شدت دیسمنورهی اولیه با تمامی مولفههای تصویر بدن،
جدول 3-همبستگی بین شدت دیسمنوره اولیه و مولفههای تصویر بدن در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس
در این بررسی مولفههای چهارگانهی تصویر بدن به عنوان متغیرهای پیشبینی و شدت دیسمنورهی اولیه به عنوان متغیر ملاک وارد مدل رگرسیون گام به گام شدند و نتایج نشان داد که 937/0 از تغییرات مربوط به شدت دیسمنورهی اولیه توسط ویژگیهای کلی به تنهایی تبیین میشود و با اضافه شدن سر و صورت به 946/0، با اضافه شدن اندامهای فوقانی به 986/0 و بالاخره با اضافه شدن اندامهای تحتانی 100 درصد تغییرات شدت دیسمنورهی اولیه تبیین میشود (01/0≥P). به عبارتی نتیجه نشان میدهد که مولفههای تصویر بدن از توانایی با بررسی همبستگی بین هر یک از مولفههای سبکهای مقابلهای و شدت دیسمنورهی اولیه توسط کاربرد آزمون پیرسون مشخص گردیدبین شدت دیسمنورهی اولیه با مشکلگشایی برنامهریزی شده در سطح خطاپذیری 01/0≥P، بین شدت دیسمنورهی اولیه با جستجوی حمایت اجتماعی، خویشتنداری، ارزیابی مجدد مسئله و مسئولیتپذیری در سطح خطاپذیری 05/0≥P، رابطهی معنیدار آماری وجود دارد (جدول4). در این بررسی، مولفههای هشتگانه سبکهای مقابلهای (چهار مولفه مربوط به سبک هیجانمحور و چهار مولفه مربوط به سبک مسئلهمحور) به عنوان متغیرهای پیشبینی و شدت دیسمنورهی اولیه به عنوان متغیر ملاک وارد مدل رگرسیون گام به گام شدند و نتایج نشان داد که 123/0 از تغییرات مربوط به شدت دیسمنورهی اولیه توسط مشکلگشایی برنامهریزی شده به تنهایی تبیین میشود (01/0≥P) و سایر مولفهها در تغییرات شدت دیسمنورهی اولیه، ارزش تبیینی ندارند. به عبارتی نتیجه نشان میدهد که از مولفههای سبکهای مقابلهای، تنها مولفهی مشکلگشایی برنامهریزی شده از توانایی پیشبینی شدت دیسمنورهی اولیه در دانشجویان برخوردار است. بررسی همبستگی بین مولفههای سبکهای مقابله با مولفههای تصویر بدن با کاربرد آزمون پیرسون نشان داد که بین جدول 4-همبستگی بین شدت دیسمنورهی اولیه و مولفههای سبکهای مقابلهای در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس
** معنیداری در سطح خطاپذیری 01/0≥P * معنیداری در سطح خطاپذیری 05/0≥P
بحث بر اساس نتایج، میانگین سنی آزمودنیها 58/20 سال، میانه 20 سال، نما 20 سال و انحراف معیار 787/1 سال میباشد. به طوری که بیشترین نمونهها را دانشجویان 20 ساله تشکیل نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که 9/83 درصد از نمونهها دارای درد قاعدگی (خفیف، متوسط یا شدید) و 1/16 درصد فاقد دیسمنوره بودهاند. اسپیروف[6] میزان دیسمنوره را در طول نوجوانی 45 تا 72 درصد (39) و بنیکریم[7] شیوع آن را در نوجوانان 60 تا 92 درصد (13) گزارش نمودهاند. راپکین[8] نیز گروه سنی شایع برای دیسمنوره اولیه را بین 17 تا 22 سالگی میداند (4). کالیس[9] نیز شیوع دیسمنوره را در سطح جهان 8/15 تا 5/89 درصد برآورد نموده که در جمعیت نوجوانان بالاترین شیوع را دارا است (6). نتایج به دست آمده از پژوهش حاضر نیز در راستای نتایج گزارشات قبلی میباشد.اما مطالعهی بورنت[10] و همکاران در خصوص بررسی شیوع دیسمنورهی اولیه در کانادا که بر روی 2721 زن 18 ساله و بالاتر انجام گرفت شیوع دیسمنورهی اولیه را 60 درصد به دست آورد که نسبت به نتیجهی حاصل از پژوهش حاضر، پایینتر بوده است (12). بر اساس یافتههای حاصل از بررسی، در افرادی که دچار دیسمنورهی اولیه بودند، شدت دیسمنوره به ترتیب شیوع شامل 4/35 درصد دیسمنورهی خفیف (درجهی یک)، 7/32 درصد دیسمنورهی متوسط (درجهی دو) و 7/15 درصد دیسمنورهی شدید (درجهی سه) میباشد. به عبارتی بالاترین میزان شیوع متعلق به دیسمنورهی خفیف و کمترین آن مربوط به نوع شدید است. یافتهی حاصل با نتایج به دست آمده از یک بررسی وسیع همهگیریشناسی 4 ساله که توسط کلین و لیت[11] بر روی هفتاد هزار دختر نوجوان انجام گرفت و مشخص نمود در بین افراد دچار دیسمنورهی اولیه، 49 درصد دیسمنورهی خفیف، 37 درصد دیسمنورهی متوسط و 12 درصد دیسمنورهی شدید دارند(40)، تا حدود زیادی مشابهت دارد. در مطالعهی بورنت و همکاران در کانادا، 60 درصد از زنان دچار دیسمنورهی اولیه درد متوسط یا شدید داشتند (12) اما در مطالعهی حاضر این میزان 4/48 درصد میباشد. نتایج نشان میدهد بین تصویر بدن و شدت دیسمنورهی اولیه، رابطهی معنیدار قوی از نظر آماری وجود دارد. موسلی[12] و همکاران نیز در بررسی خود در زمینهی تصویر بدن و تاثیر اختلال در تصویر بدنی بر احساس درد نشان دادند که اختلال در تصویر بدن، احساس درد را تغییر دهد (31). همچنین هولملوند[13]، در تحقیقی با هدف تعیین ارتباط تجربهی ذهنی دیسمنورهی اولیه با نیازهای روانی مشخص نمود که زنان دچار دیسمنورهی اولیهی شدید در مقایسه با زنانی که چنین دردی را نداشتند، عزت نفس کمتری داشتند (41). هر چند که در بررسی هولملوند به مقولهی عزت نفس توجه شده اما این مقوله میتواند منعکسکنندهی چگونگی سنخیت فرد با تصویر ذهنی خویش باشد. لذا به نوعی نشاندهندهی ارتباط تصویر ذهنی با شدت دیسمنوره و در راستای تایید پژوهش حاضر است. این یافتهها به این صورت تبیین میشوند که تصویر بدن به عنوان یک سازهی بنیادین شخصیت در تشکیل هویت فردی و اجتماعی، سازندهی شیوههای مواجهه با مسایل روزمره است. به نظر میرسد دیسمنورهی اولیه با رضایت از خویشتن، رضایت از تن و ظاهر جسمانی و رضایت از جذابیت جسمانی ارتباط تنگاتنگی دارد. همچنین، ارتباط قابل توجه بین این متغیرها حاکی از آن است که دیسمنورهی اولیه از عوامل روانشناختی تاثیر زیادی می پذیرد. بررسی حاضر مشخص مینماید که بین شدت دیسمنورهی اولیه و سبک مسئلهمحوری و بین شدت دیسمنورهی اولیه و سبک هیجانمحوری، رابطهی معنیداری وجود دارد. استیلتجنس[14] و همکاران نشان دادهاند که در بیماران مبتلا به استئوآرتریت مفصل ران، بین سبکهای مقابلهای با درد ناشی از بیماری استئوآرتریت مفصل ران ارتباط وجود دارد (42). اسکون[15] و همکاران نیز در تحقیقی با هدف تعیین اثر سبک مقابلهای منفی بر روی درد بعد از عمل و رفتارهای مرتبط با درد به این نتیجه رسیدند که بیماران برخوردار از سبک هرچند که در خصوص ارتباط بین درد قاعدگی و سبکهای مقابله، پژوهش دیگری به دست نیامده است اما تحقیقات بیان شده همه به نوعی در راستای ارتباط سبکهای مقابله و انواع درد بوده و تاییدکنندهی پژوهش حاضر میباشند. در تبیین این یافتهها میتوان چنین ابراز نمود که افراد دارای سبک مقابلهی مسئله محوری با توجه به مواجههی مستقیم با موقعیت مسئلهای و اجتناب از روشهای فرافکنانه بیشتر به انتخاب راههای منطقی برای مواجهه با دیسمنورهی اولیه میپردازند. در حالی که افراد دارای سبک هیجانمحور به جای مواجههی مستقیم با مسئله و کنار آمدن با تبعات آن به انکار یا استتار یا سانسور خود، از تبعات منطقی مسئله فرار می کنند. بنابراین، ارتباط بیشتر دیسمنورهی اولیه با سبک مقابلهی مسئلهمحور نشانگر آن است که دیسمنورهی اولیه نیز همچون سایر مسایل در افراد دارای سبک مقابلهی مسئلهمحور، بیشتر از افراد دارای سبک نتایج پژوهش نشان میدهد بین شدت دیسمنورهی اولیه و تمامی مولفههای تصویر بدن (سر و صورت، اندامهای فوقانی، اندامهای تحتانی و ویژگیهای کلی) رابطه وجود دارد و بیشترین ضریب همبستگی مربوط به ویژگیهای کلی و کمترین آن مربوط به اندامهای تحتانی است. این یافته گویای آن است که افرادی که تصویر بدنی مطلوبی داشتهاند، دچار دیسمنورهی اولیهی کمتری بودهاند و این مسئله به خصوص در زمینهی استنباط فرد از ویژگیهای کلی تصویر بدن چشمگیرتر بوده است و بعد از آن به ترتیب تصور فرد از اندامهای فوقانی، سر و صورت و اندامهای تحتانی اهمیت داشتهاند. دارا بودن تصویر بدنی مطلوب در دختران در شکلگیری هویت شخصی و تشکیل اعتماد به نفس آنان از اهمیت بسیاری برخوردار است. با توجه به این که ویژگیهای کلی به خصوص وزن، قد و حجم بدن در زندگی جوانان امروز در مرکز تمرکز تصویر بدنی قرار دارد، منطقی مینماید که از سایر مولفههای تصویر بدن، اهمیت بیشتری داشته باشد. با توجه به سنینی که دانشجویان به سر میبرند، متمرکز بودن بر تصویر کلی و قرار داشتن آن در مرکز توجه دختران سنین 18 تا 23 سال، تعجب برانگیز نخواهد بود که بین این مولفهها و شدت دیسمنورهی اولیه ارتباط بیشتری وجود داشته باشد. پس از تصویر کلی، اندام های فوقانی به خصوص سر و صورت از اهمیت قابل توجهی در جاذبههای جنسی دختران جوان برخوردار هستنند. نقش جذابیتهای مربوط به سر و صورت از آن جهت غیر قابل اغماض است که امروزه بیشترین اعمال زیبایی در خصوص این اندامها صورت میگیرد و اعمال جراحی پیرامون اندامهای مربوط به سر و صورت به طور روزافزونی در حال افزایش است. بررسی مشخص میکند که تمام مولفههای تصویر بدن از توانایی پیشبینی شدت دیسمنورهی اولیه در دانشجویان برخوردارند. نتایج حاصل تاییدکنندهی همبستگی تمام نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که بین شدت دیسمنورهی اولیه با مشکلگشایی برنامهریزی شده، جستجوی حمایت اجتماعی، خویشتنداری، ارزیابی مجدد مسئله و بالاخره یافتههای این مطالعه در خصوص ارتباط چندگانه بین مولفههای سبکهای مقابله با مولفههای تصویر بدن حاکی از آن است که بین مشکلگشایی برنامهریزیشده به ترتیب با ویژگیهای کلی، اندامهای فوقانی، سر و صورت و اندامهای تحتانی و بین مسئولیتپذیری با اندامهای فوقانی و بین جستجوی حمایت اجتماعی با ویژگیهای کلی و بین رویارویی با ویژگیهای کلی، رابطهی معنیدار آماری وجود دارد. همچنین بین خویشتنداری با ویژگیهای کلی و بین ارزیابی مجدد مسئله با ویژگیهای کلی و اندامهای فوقانی و نیز بین جستجوی حمایت اجتماعی با سر و صورت، رابطهی معنیدار آماری وجود دارد. لذا میتوان چنین نتیجهگیری نمود که بین مولفههای
نتیجهگیری به طور کلی نتایج پژوهش حاضر حاکی از این میباشد که دو عامل تصویر بدن و سبکهای مقابلهای به عنوان دو عامل روانشناختی با شدت دیسمنورهی اولیه (به عنوان یک مسئلهی فیزیولوژیک) ارتباط دارند. لذا به نظر میرسد به منظور اداره و کنترل شدت دیسمنورهی اولیه میتوان بر مسایل روانشناختی نظیر تصویر بدن و سبکهای مقابلهای توجه خاصی نمود. از طرفی اداره و کنترل مناسب درد ناشی از دیسمنوره توسط روشهای مختلف درمانی میتواند بر تصویر بدن و سبکهای مقابلهای تاثیر بگذارد. [1]Oral Contraceptive Pill [2]Verbal Multidimensional Scoring System [3]Andersh and Milsom [4]Fisher Body Image Scale [5]Lazarus and Folkman [6]Speroff [7]Banikarim [8]Rapkin [9]Calis [10]Burnett [11]Klein and Litt [12]Moseley [13]Holmlund [14]Stealtjens [15]Schon
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. Ryan KJ, Berkowitz RL, Barbieri RL, Donaif A. [Kistner' gynecology and women' health]. 7th ed. Ghazijahani B, Ghotbi R. (translators). Tehran: Golban; 2005: 62-5. (Persian) 2. Sadatian SA. Fundamental affectations of gynecology. 3rd ed. Tehran: Noordanesh; 2005: 72-4. (Persian) 3. Ogilvie AR. Dysmenorrhes. [cited 2012]. Available from: URL; http://trove.nla.gov.au/result?q=dysmenorrhoea 4. Rapkin AJ, Gambone JC. Dysmenorrhea and chronic pelvic pain. In: Heker NF, Moore JJ. (editors). [Essential of obstetrics and gynecology]. 4th ed. Arian Mehr S, Mohamadi M. (translators). Tehran: Teymorzade-Tabib; 2005: 290-1. (Persian) 5. Dysmenorrhea. Available from: URL; http:/www.clinicalconnection.com/clinicaltrials/condition/ dysmenorrheal.aspx. 6. Calis KA. Dysmenorrhea. [cited 2009 Jan]. Available from: URL; http://emedicine.medscape.com/article/253812-overview 7. Ohde S, Tokuda Y, Takahashi O, Yanai H, Hinohara S, Fukui T. Dysmenorrhea among Japanese women. Int J Gynaecol Obstet 2008; 100(1): 13-7. 8. Sharma P, Malhotra C, Taneja DK, Saha R. Problems related to menstruation amongst adolescent girls. Indian J Pediatr 2008; 75(2): 125-9. 9. Lee LK, Chen PC, Lee KK, Kaur J. Menstruation among adolescent girls in Malaysia: A cross-sectional school survey. Singapore Med J 2006; 47(10): 869-74. 10. El-Gilany AH, Badawi K, El-Fedawy S. Epidemiology of dysmenorrhoea among adolescent students in Mansoura, Egypt. East Mediterr Health J 2005; 11(1-2): 155-63. 11. Cakir M, Mungan I, Karakas T, Girisken I, Okten A. Menstrual pattern and common menstrual disorders among university students in Turkey. Pediatr Int 2007; 49(6): 938-42. 12. Burnett MA, Antao V, Black A, Feldman K, Grenville A, Lea R, et al. Prevalence of primary dysmenorrhea in Canada. J Obstet Gynaecol Can 2005; 27(8): 765-70. 13. Banikarim Ch. [cited 2007]. Available from: URL; http://www.microsoft.com/isapi/redir.d//,prd=ie&pever=6&ar=msnhome 14. Akbarzade Pasha AA. [Order of obstetrics and Gynecology]. 11th ed. Tehran: Pasha-Golban; 2003: 466-8. (Persian) 15. Berek JS. Berek and Novaks gynocology. 4th ed. Philadelphia: Lippincott Williams and Wilkins; 2007: 516-19. 16. Dawood MY. Dysmenorrhea. Clin Obstet Gynecol 1999; 33(1): 163-7. 17. Teperi J, Rimpela M. Menstrual pain, health and behaviour in girls. Soc Sci Med 1989; 29(2): 163-9. 18. Dawood MY. Primary dysmenorrhea. Obstet Gynecol 2006; 108: 428-41. 19. French L. Dysmenorrhea. Am Fam Physician 2005; 71(2): 285-91. 20. Lentz GM. Primary and secondary dysmenorrhea, premenstrual syndrome, and premenstrual dysphoric disorder: Etiology, diagnosis, management. In: Katz VL, Lentz GM, Lobo RA, Gershenson DM. (editors). Comprehensive gynecology. 5th ed. Philadelphia: Mosby Elsevier; 2007: 76. 21. Frederickson HL. Obstetrics/gynecology secrects. 2nd ed. Philadelphia: Hanleg and Belfus; 1997: 11-17. 22. Havens C, Sulliva N, Tiltion D. Manual of out patient gynecology. 2nd ed. USA: Carol; 1991: 113-29. 23. Zakeri Hamidi M, Ziai S, Kazemnezhad A. [Therapeutic effects of vitamin E in the gastrointestinal symptoms associated with primary dysmenorrheal]. Journal of Ardabil University of Medical Sciences 2006; 6(4): 374-8. (Persian) 24. Primary dysmenorrhea basics for women. [cited 2010]. Available from: URL; http://www.menstruation-info-with-doc.com/primary-dysmenorrhea.html 25. Nazarpour S. [Textbook of gynecology and infertility]. 1st ed. Tehran: Boshra; 2007: 242. (Persian) 26. Schroeder B, Sanfilippo JS. Dysmenorrhea and pain in adolescents. Pediatr Clin North Am 1999; 46(3): 555-71. 27. Hormonal imbalance general illness information. Available from: URL; http://www.rxmde.com/b.main/b1.illness/b1.1.illnesses/dysmenorrhea.htm 28. Willson JR, Carrington ER. Obstetrics and gynecolog. 12th ed. St. Louise: Mosby; 2003: 257-60. 29. Decherney AH, Nathan L. Current obstetric and gynecology and treatment. 9th ed. New Jersey: Appleton and Lange; 2003: 625-7. 30. Rara. Primary dysmenorrhea. [cited 2011 Feb]. Available from: URL; http://www.bukisa.com/articles/449490 primary-dysmenorrhea. 31. Moseley GL, Parsons TJ, Spence C. Visual distortion of a limb modulates the pain and swelling evoked by movement. Curr Biol 2008; 11: 1188-91. 32. Neurophylosophy. Distorting the body image affects perception of pain. [cited 2008 Nov 26]. Available from: http://scienceblogs.com/neurophilosophy/2008/11/distorting the body image affects perception of pain.php 33. Lotze M, Moseley GL. Role of distorted body image in pain. Curr Rheumatol Rep 2007; 9(6): 34. Andersch B, Milsom I. An epidemiologic study of young women with dysmenorrhea. Am J Obstet Gynecol 1982; 144: 655-69. 35. [Fisher body image test]. 1st ed. Tehran: Testing company of Yar Puya; 2010: 1-3. Available from: URL; http://www.azmonyar.com (Persian) 36. Asgari P, Pasha Gh, Aminian M. [The relationship of emotional, psychological stressors of life and body image in women with eating disorders]. Journal of psychiatry and clinical psychology 2009; 4(13): 65-78. (Persian) 37. Lazarus RS, Folkman S. Stress, appraisal and coping. New York: Springer; 1984: 45-6. 38. Abolghasemi A, Narimani M. [Psychological tests]. Ardabil: Bagh-e Resvan; 2004: 155-89. (Persian) 39. Speroff L, Fritz MA. Clinical gynecology, endocrinology and infertility. 7th ed. USA: McGrow Hill; 2005: 539-40. 40. Klein JR, Litt IF. Epidemiology of adolescent dysmenorrhea. Pediatrics 1981; 68(5): 661-4. 41. Holmlund U. The experience of dysmenorrheal and its relationship to personalit, variables. Acta Psychiatr Scand 2007; 82(2): 182-7. 42. Steultjens MP, Dekker J, Bijlsma JW. Coping pain, and disability in osteoarthritis: A longitudinal study. J Rheumatol 2001; 28(5): 1068-72. 43. Schon J, Geriach K, Happe M. Influence of negative coping style on post-operative pain reporting and pain related. Behaviour 2007; 21(2): 146-53. 44. Asghari Moghadam MA, Bisadi Z, Partovi Sh, Heydari Sh, Rezai M, Zekri M, et al. [The role and effectiveness of coping strategies in pain experience of mammography]. Journal of pscycology 2005; 9(4): 366. (Persian) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 8,571 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,356 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
