نقش تعدیل کننده ی سبک های دلبستگی در رابطه ی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 6، دوره 14، شماره 56، دی 1391، صفحه 35-324 اصل مقاله (329.27 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2012.891 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محمدعلی بشارت1؛ پویش گنجی2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استاد گروه روانشناسی بالینی، دانشگاه تهران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه تهران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| با توجه به اهمیت شناخت متغیرهای تعیینکننده و تاثیرگذار بر رضایت زناشویی، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلکنندهی سبکهای دلبستگی در رابطهی بین ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی انجام گرفت. روشکار: در این پژوهش اکتشافی از نوع همبستگی، افراد متاهل شاغل در دو بیمارستانهای روانپزشکی رازی و سینا در شهرتهران به صورت داوطلب در یک دورهی زمانی چهار ماهه در سال 1390 در این پژوهش شرکت کردند. از شرکتکنندگان (195 زن، 103 مرد) خواسته شد که مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و پرسشنامهی وضعیت زناشویی گلومبوک-راست (GRIMS) را تکمیل کنند. دادهها با استفاده از روشها و شاخصهای آماری شامل فراوانی، میانگین، انحراف معیار، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیرهی تعدیلی تحلیل گردیدند. یافتهها: ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی همبستگی منفی معنیدار دارد (001/0P<)، سبک دلبستگی ایمن با رضایت زناشویی، همبستگی مثبت معنیدار (01/0P<) و سبکهای دلبستگی ناایمن با رضایت زناشویی، همبستگی منفی معنیدار دارد (001/0P<). نتیجهی تحلیل رگرسیون نشان داد که تنها سبک دلبستگی ایمن، توان تعدیل رابطهی ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی را دارد. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی یک رابطهی خطی ساده نیست و سبکهای دلبستگی میتوانند این رابطه را تعدیل نمایند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دلبستگی؛ رضایت زناشویی؛ ناگویی هیجانی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
رضایت زناشویی[1]، ارزیابی کلی ذهنی فرد از رابطهی زناشویی و میزان برآورده شدن نیازها، خواستهها و آرزوهای شخصی و زوجی در این رابطه است (1). تحقیقات نشان میدهند که متغیرهای متعدد مانند عشق، تعهد، ارتباط، اعتمادمتقابل، احترام، حمایت، وفاداری، علایق مشترک، درک متقابل، صمیمیت،نگران یکدیگر بودن و توجه کردن، تبادل متقابل احساسات و افکار و تجربیات با رضایت زناشویی رابطه دارند (2). ارتباط موثر[2] نقش برجستهای در رضایت زناشویی دارد لیپرت و پراگر[5] نشان دادند که رفتار خودآشکارسازانهی زوجین با رضایت زناشویی، رابطهی مثبت دارد (13). کوردوا، گی و وارن[6] نیز به این نتیجه رسیدند که مهارتهای عاطفی[7] و توانایی ابراز هیجانها با رضایت زناشویی رابطهی مثبت دارد (14). همدلی[8]، به این علت که به زوجین کمک میکند تا یکدیگر را بهتر درک کنند و بفهمند، بر رضایت زناشویی موثر است (17-15). همچنین رشد صمیمیت[9]، عنصری تعیینکننده در موفقیت یک ازدواج است (18). با توجه به اثری که متغیرهایی مانند صمیمیت، بیان عواطف، تبادلات عاطفی و همدلی بر رضایت زناشویی دارند مشکلات و اختلالاتی که بر این متغیرها و مسایل، اثر منفی بگذارند، میتوانند مانع از کسب رضایت زناشویی شوند. ناگویی هیجانی[10] یکی از این مشکلات محسوب میشود. ناتوانی در پردازش شناختی[11] اطلاعات هیجانی و تنظیم هیجانها، ناگویی هیجانی نامیده میشود (19). ناگویی هیجانی سازهای است چندوجهی، متشکل از دشواری در شناسایی احساسات[12]، دشواری در توصیف احساسات برای دیگران، دشواری در تمایز بین احساسات و تهییجهای بدنی[13] مربوط به برانگیختگی هیجانی، قدرت تجسم محدود که بر حسب فقر خیالپردازیها مشخص میشود و سبک شناختی عینی (غیر تجسمی)، عملگرا و واقعیتمدار یا تفکر عینی (19). افراد مبتلا به ناگویی هیجانی، تهییجهای بدنی بهنجار را بزرگ با استناد به یافتههای پژوهشی که ذکر گردیدند، میتوان پیشبینی کرد که ناگویی هیجانی در پژوهش حاضر نیز سبک دلبستگی[16] تجسم درونی فرد است از رابطهی دلبستگی که در کودکی با مراقبان خود داشته است. سبک دلبستگی فرد در کودکی، الگوی تعامل وی را در بزرگسالی با افراد مهم زندگیاش تعیین میکند. بین سبک دلبستگی مادر-نوزاد و مدل رابطهی عاشقانهی فرد در بزرگسالی رابطه وجود دارد (34). هازن و شیور[17] (34) با استفاده از سبکهای دلبستگی تدوین شده توسط اینسورث[18] و همکاران (35) سه سبک دلبستگی بزرگسالی را مطرح کردند: ایمن[19]، اجتنابی[20]، دوسوگرا[21]. هازن و شیور اظهار داشتند که سبکهای دلبستگی تمایزهای بنیادی افراد در تجسم ذهنی عشق رمانتیک را بازنمایی میکند. دلبستههای ایمن، تجربههای عشقشان را به صورت شادیآور، قابل اعتماد، حمایتکننده و دلپذیر توصیف میکنند. در مقابل، اجتنابگرها تجربهی عشقشان را با ترس از صمیمیت توصیف میکنند. دوسوگراها این تجربه را به صورت وسواسی، همراه با حسادت و جذابیت جنسی افراطی توصیف میکنند. سبکهای دلبستگی با رضایت زناشویی هم رابطه دارد (39-36). این محققان، همبستگیهای مثبت بین سبک دلبستگی ایمن و رضایت زناشویی و رابطهی منفی بین سبک ناایمن و رضایت زناشویی را نشان دادند. پژوهشها در زمینهی دلبستگی نشان میدهند که سبک دلبستگی ناایمن به درجات بالایی با ناگویی هیجانی رابطه دارد (44-40). بشارت نشان داد که احساسات ناامنی در روابط دلبستگی، نقص و نارسایی در شناسایی و ابراز هیجانها را پیشبینی با توجه به نقشی که روابط نزدیک و صمیمی در بهزیستی، سلامت روانی و کمک به خودشکوفایی افراد دارد، شناسایی عوامل تاثیرگذار بر این روابط از اهمیت ویژه برخوردار است. صمیمیت و تبادلات عاطفی از عناصر مهم در رضایت زناشویی هستند که در افراد با ناگویی هیجانی دچار نقص شدهاند. همچنین در این پژوهش، نقش تعدیلکنندهی سبکهای دلبستگی در رابطهی ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی بررسی میشود که به شناخت کاملتر و بهتر روابط این متغیرها کمک میکند. بر این اساس، هدفهای پژوهش به این شرح دنبال میشوند: 1-تعیین رابطه ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی، 2-تعیین رابطهی سبک دلبستگی ایمن با رضایت زناشویی، 3-تعیین رابطهی سبکهای دلبستگی ناایمن با رضایت زناشویی، 4-تعیین نقش تعدیلکنندهی سبکهای دلبستگی در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی. روشکار این پژوهش، یک مطالعهی اکتشافی از نوع همبستگی است. جامعهی آماری مورد بررسی در این پژوهش، افراد متاهل شاغل در بیمارستانهای روانپزشکی شهر تهران بودند. افراد متاهل شاغل در دو بیمارستان روانپزشکی رازی و سینای تهران در یک دورهی زمانی 4 ماهه در سال 1390 در این پژوهش شرکت کردند. از این جمعیت، تعداد 298 نفر (103 مرد، 195 زن) به صورت داوطلب شرکت کردند. پس از تشریح اهداف پژوهش و آماده شدن داوطلبان برای پاسخگویی به پرسشنامهها، مقیاس دلبستگی بزرگسال[23] (AAI)؛ مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو[24] (TAS-20) و پرسشنامهی وضعیت زناشویی گلومبوک-راست[25] (GRIMS) در اختیار ایشان قرار گرفت. شرکتکنندگان به صورت انفرادی پرسشنامهها را تکمیل کردند و مدت زمان لازم برای پاسخگویی به الف- مقیاس دلبستگی بزرگسال (AAI): مقیاس دلبستگی بزرگسال که با استفاده از مواد آزمون دلبستگی هازن و شیور (34) ساخته و در مورد نمونههایی از جامعهی ایرانی هنجاریابی شده است (45)، یک آزمون 15 سئوالی است و سه سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا را در مقیاس 5 درجهای لیکرت (هیچ=1، کم=2، متوسط=3، زیاد=4، خیلی زیاد=5) میسنجد. حداقل و حداکثر نمرهی آزمودنی در زیرمقیاسهای آزمون به ترتیب 5 و 25 خواهد بود. ضرایب آلفای کرونباخ پرسشهای هر یک از زیرمقیاسهای ایمن، اجتنابی و دوسوگرا در مورد یک نمونهی دانشجویی (1480 نفر شامل 860 دختر و 620 پسر) برای کل آزمودنیها به ترتیب 85/0، 84/0، 85/0، برای دانشجویان دختر 86/0، 83/0، 84/0 و برای دانشجویان پسر 84/0، 85/0 و 86/0 محاسبه شد که نشانهی همسانی درونی[26] خوب مقیاس دلبستگی بزرگسال است. ضرایب همبستگی بین نمرههای یک نمونهی 300 نفری از آزمودنیها در دو نوبت با فاصلهی چهار هفته برای سنجش پایایی بازآزمایی[27] محاسبه شد. این ضرایب در مورد سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا برای کل آزمودنیها به ترتیب 87/0، 83/0 و 84/0، برای دانشجویان دختر 86/0، 82/0، 85/0 و برای دانشجویان پسر 88/0، 83/0 و 83/0 محاسبه شد که نشانهی پایایی بازآزمایی رضایتبخش مقیاس است. روایی محتوایی[28] مقیاس دلبستگی بزرگسال با سنجش ضرایب همبستگی بین نمرههای 15 نفر از متخصصان روانشناسی مورد بررسی قرار گرفت. ضرایب توافق کندال برای سبکهای دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به ترتیب 80/0، 61/0 و 57/0 محاسبه شد. روایی همزمان[29] مقیاس دلبستگی بزرگسال از طریق اجرای همزمان مقیاسهای مشکلات بین شخصی و حرمت خود کوپر اسمیت در مورد یک نمونهی 300 نفری از آزمودنیها ارزیابی شد. نتایج ضرایب همبستگی پیرسون نشان داد که بین نمرهی آزمودنیها در سبک دلبستگی ایمن و زیرمقیاسهای مشکلات بین شخص همبستگی منفی معنیدار (از 26/0=r تا 45/0=r) و با زیرمقیاسهای حرمت خود، همبستگی منفی اما غیرمعنیدار به دست آمد. این نتایج، نشان دهندهی روایی کافی مقیاس دلبستگی بزرگسال است. نتایج تحلیل عوامل نیز با تعیین سه عامل سبک دلبستگی ایمن، سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی دوسوگرا، روایی سازهی[30] مقیاس دلبستگی بزرگسال را مورد تایید قرار داد (45). ضرایب آلفای کرونباخ زیرمقیاسهای ایمن، اجتنابی و دوسوگرا برای نمونهی پژوهش حاضر به ترتیب 83/0، 80/0 و 78/0 محاسبه شد. ب- مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (20-TAS):مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (46) یک آزمون 20 سئوالی است و سه زیرمقیاس دشواری در شناسایی احساسات[31]، دشواری در توصیف احساسات[32] و تفکر عینی[33] را در اندازههای پنج یک نمرهی کل نیز از جمع نمرههای سه زیرمقیاس برای ناگویی هیجانی کلی محاسبه میشود. ویژگیهای روانسنجی مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 در پژوهشهای متعدد بررسی و تایید شده است (51-47). در نسخهی فارسی مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20، ضرایب آلفای کرونباخ برای ناگویی هیجانی کل و سه زیرمقیاس دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر عینی به ترتیب 85/0، 82/0، 75/0 و 72/0 محاسبه شد که نشانهی همسانی درونی خوب مقیاس است. پایایی بازآزمایی مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 در یک نمونهی 67 نفری در دو نوبت با فاصلهی چهار هفته از 70/0=r تا 77/0=r برای ناگویی هیجانی کل و زیرمقیاسهای مختلف تایید شد. روایی همزمان مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 بر حسب همبستگی بین زیرمقیاسهای این آزمون و مقیاسهای هوش هیجانی[34]، بهزیستی روانشناختی[35] و درماندگی ج- پرسشنامهی وضعیت زناشویی گلومبوک-راست (GRIMS): پرسشنامهی وضعیت زناشویی گلومبوک-راست یک مقیاس 28 سئوالی است. پرسشها در اندازههای چهار درجهای لیکرت، مشکلات موجود در روابط زوجین را از صفر تا نمرهی سه در زمینهی میزان حساسیت[38] و توجه زوجین نسبت به نیازهای یکدیگر، تعهد[39]، وفاداری[40]، مشارکت[41]، همدردی[42]، ابراز محبت، اعتماد، صمیمیت[43] و همدلی زوجین میسنجد. حداقل نمرهی آزمودنی در این مقیاس، صفر و حداکثر نمره 84 خواهد بود. نمرهی تراز شدهی آزمودنیها در 9 درجه بر حسب شدت و ضعف مشکلات زناشویی محاسبه میشود (53). در فرم فارسی این پرسشنامه نمرهی کل مقیاس با آلفای کرونباخ 92/0 برای نمونهای از زنها و 94/0 برای شوهرها محاسبه شد که نشانهی همسانی درونی بالای پرسشنامه است (54). ضرایب همبستگی بین نمرههای آزمودنیها در دو نوبت با فاصلهی دو هفته برای کل نتایج در این پژوهش میانگین سن شرکتکنندگان 37 سال، انحراف معیار سن آنها 95/9 سال در دامنهای از 23 تا 70 سال بود. میانگین طول مدت ازدواج 7/12 سال و انحراف معیار آن 38/10 سال بود. جدول 1 میانگین و انحراف معیار نمرههای مربوط به سبکهای دلبستگی، ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی را در دو گروه مردان و زنان نشان میدهد.
جدول 1- میانگین و انحراف معیار نمرههای شرکتکنندگان در مورد سبکهای دلبستگی، ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی
ماتریس همبستگیهای پیرسون بین متغیرهای پژوهش در جدول 2 ارایه شده است. بر اساس متغیرهای جدول 2، ناگویی هیجانی، سبک دلبستگی دوسوگرا، سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی ایمن به ترتیب بیشترین تا کمترین ضریب همبستگی را با رضایت زناشویی دارند. تمامی ضرایب همبستگی، معنیدار هستند.
جدول 2- ضرایب همبستگی بین سبکهای دلبستگی، ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی
نتایج تحلیل رگرسیون تعدیلی به منظور بررسی نقش تعدیلکنندهی سبک دلبستگی ایمن در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی در جدول 3 ارایه شده است. نتایج تحلیل رگرسیون در مدل 1 نشان میدهد که رابطهی متغیرهای ناگویی هیجانی و دلبستگی ایمن 37/0 بوده که 13/0 درصد از واریانس نمرات رضایت زناشویی را به طور معنیدار تبیین میکند. مدل 2 میزان رابطهی بین متغیرهای پیشبین ناگویی هیجانی و سبک دلبستگی ایمن را پس از ورود اثر تعدیلکنندهی دلبستگی ایمن نشان میدهد. با مقایسهی مدل 1و2، ملاحظه میگردد که دلبستگی ایمن سبب افزایش R2 نشده است و در نتیجه، معنیدار نیست (00/0=R2∆، 07/0=∆F و79/0=P). مدل 2 نشان میدهد که هیچ درصدی از واریانس مشاهده شده در نمرات رضایت زناشویی توسط تعدیلکنندهی دلبستگی ایمن تبیین نمیشود.
جدول 3- نتایج تحلیل رگرسیون تعدیلی به منظور بررسی نقش تعدیلکنندهی سبک دلبستگی ایمن در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی
مدل 1- متغیرهای پیشبین: ناگویی هیجانی و دلبستگی ایمن مدل2- متغیرهای پیشبین: ناگویی هیجانی، دلبستگی ایمن و اثر تعدیلکنندگی دلبستگی ایمن
نتایج تحلیل رگرسیون تعدیلی به منظور بررسی نقش تعدیلکنندهی سبک دلبستگی اجتنابی در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی در جدول 4 ارایه شده است. نتایج تحلیل رگرسیون در مدل 1 نشان میدهد که رابطهی متغیرهای ناگویی هیجانی و دلبستگی اجتنابی 41/0 بوده که 16/0 درصد از واریانس نمرات رضایت زناشویی را به طور معنیدار تبیین می کند. مدل 2 میزان رابطهی بین متغیرهای پیشبین ناگویی هیجانی و سبک دلبستگی ایمن را پس از ورود اثر تعدیلکنندهی دلبستگی ایمن نشان میدهد. با مقایسهی مدل 1 و2، ملاحظه میگردد که دلبستگی ایمن سبب افزایش R2 به میزان 01/0 شده که این میزان، معنیدار است (01/0=R2∆، 24/4=∆F و04/0=P). مدل 2 نشان میدهد که 1 درصد از واریانس مشاهده شده در نمرات رضایت زناشویی توسط اثر تعدیلکنندهی دلبستگی اجتنابی تبیین میشود. ضرایب استاندارد و غیر استاندارد تحلیل رگرسیون در جدول 5 ارایه شده است. این ضرایب نشان میدهند که اثر تعدیلکنندهی دلبستگی اجتنابی (11/0- =β، 06/2- =t) میتواند به طور جدول 4- نتایج تحلیل رگرسیون تعدیلی به منظور بررسی نقش تعدیل کنندهی سبک دلبستگی اجتنابی در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی
مدل 1-متغیرهای پیشبین: ناگویی هیجانی و دلبستگی اجتنابی مدل2-متغیرهای پیشبین: ناگویی هیجانی، دلبستگی اجتنابی و اثر تعدیلکنندگی دلبستگی اجتنابی
جدول 5- ضرایب استاندارد و غیر استاندارد تحلیل رگرسیون نقش تعدیلکنندهی سبک دلبستگی اجتنابی در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی
نتایج تحلیل رگرسیون تعدیلی به منظور بررسی اثر تعدیلکننده سبک دلبستگی دوسوگرا در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی در جدول 6 نشان داده شده است.
جدول 6- نتایج تحلیل رگرسیون تعدیلی به منظور بررسی نقش تعدیلکنندهی سبک دلبستگی دوسوگرا در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی
مدل 1- متغیرهای پیشبین: ناگویی هیجانی و دلبستگی دوسوگرا مدل 2- متغیرهای پیشبین: ناگویی هیجانی، دلبستگی دوسوگرا و اثر تعدیلکنندگی دلبستگی دوسوگرا
نتایج تحلیل رگرسیون در مدل 1 نشان میدهد که رابطهی متغیرهای ناگویی هیجانی و دلبستگی دوسوگرا 41/0 بوده که 16/0 درصد از واریانس نمرات رضایت زناشویی را به طور بحث نتایج این پژوهش نشان داد که ناگویی هیجانی و سبکهای دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با رضایت زناشویی، رابطهی منفی معنیدار و سبک دلبستگی ایمن با رضایت زناشویی، رابطهی مثبت معنیدار دارند. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی اجتنابی میتواند رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی را تعدیل کند. این نتایج که با یافتههای پژوهشهای قبلی مطابقت دارند (44-40)، بر حسب احتمالات زیر تبیین میشوند: پژوهشها نشان دادهاند که افراد مبتلا به ناگویی هیجانی در شناسایی صحیح هیجانها از چهرهی دیگران مشکل دارند (55،21). شناخت صحیح هیجانها از اجزای تفکیکناپذیر روابط بین شخصی محسوب میشوند. نارسایی در شناخت صحیح هیجانها، زوجین را با مشکلات متعدد در روابط بین شخصی مواجه میسازد و رضایت زناشویی را کاهش میدهد. برای مثال، مصاحبت و برقراری روابط صمیمی با همسر، مستلزم توانایی شناخت هیجانها و عواطف خود و همسر است. نقص و ناتوانی در شناخت هیجانها و عواطف باعث به وجود آمدن مشکلات بین شخصی در زمینهی روابط صمیمی میشود. بر این اساس، میتوان این احتمال را مطرح کرد که نارسایی هیجانی از طریق نقص و ناتوانی در شناخت هیجانها و عواطف باعث کاهش رضایت زناشویی شود. افراد مبتلا به ناگویی هیجانی برای همدردی با حالتهای هیجانی دیگران ظرفیتی محدود دارند (58-56). محدودیت و ناتوانی فرد برای همدردی و همدلی با دیگران روابط بین شخصی را مخصوصا در زمینهی روابط صمیمیی و زناشویی تحت تاثیر قرار داده و با مشکل مواجه میسازد. بر این اساس، میتوان این احتمال را مطرح کرد که ناگویی هیجانی از طریق نقص و ناتوانی در همدردی و همدلی، رضایت زناشویی زوجین را کاهش میدهد. نارسایی در تنظیم و مدیریت هیجانها از ویژگیهای ناگویی هیجانی است (51،55،59،60). این نارسایی که در سطح رفتارهای شخصی با کاهش بهزیستی روانشناختی و افزایش درماندگی روانشناختی، سلامت روانی را تهدید و تضعیف میکند (63-61) در سطح تعاملهای بین شخصی، مهارتهای ارتباطی و مقابلهای را به صورت منفی تحت تاثیر قرار داده و در چهارچوب روابط زوجین، رضایت زوجی را تضعیف نتایج پژوهش نشان داد که سبک دلبستگی اجتنابی میتواند رابطه بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی را تعدیل کند. سبکهای دلبستگی بر راهبردهای تنظیم هیجانی فرد موثرند. افراد با دلبستگی ایمن به علت داشتن والدینی پاسخگو و حساس به وضعیت های هیجانی در دوران کودکی، یاد گرفتهاند که چگونه عواطفشان را تنظیم کنند و با دیگران ارتباط برقرار نمایند افراد با دلبستگی اجتنابی به علت عدم اعتماد به دیگری در حمایتکننده و حفاظتکننده بودن، از دیگران فاصلهی فیزیکی، عاطفی و شناختی دارند و وابستگی متقابل و تعهد در این افراد کمتر است (68). مبتلایان به ناگویی هیجانی نیز شبکهی روابط اجتماعیشان ضعیف است، مشکلات بین شخصی متعددی دارند و تمایلی به نزدیک شدن به دیگران ندارند (19،44). اجتناب از صمیمیت و فاصله گرفتن از دیگری، عاملی مهم در ایجاد نارضایتی در رابطه است، در نتیجه هرچه فرد مبتلا به ناگویی هیجانی ناایمنتر باشد، تمایلش برای نزدیک شدن به دیگری و تجربهی صمیمیت در رابطه کمتر میشود و به این طریق دلبستگی اجتنابی میتواند اثر منفی ناگویی هیجانی بر رضایت زناشویی را تشدید کند. افراد با سبک دلبستگی اجتنابی، از دیگران دوری بیان عواطف یکی از عوامل مهم در ایجاد رضایت در رابطه است (11-8). ابراز متقابل عواطف منجر به فراهم آمدن فضای امن و خودآشکارسازی بیشتر در رابطه میشود. افراد با دلبستگی ناایمن (اجتنابی)، در روابط بین شخصی، افرادی سرد هستند و تواناییشان در ایجاد صمیمیت محدود است (8). یکی از عوامل مهمی که موجب ایجاد صمیمیت در رابطه میشود خودآشکارسازی یعنی بیان عواطف و افکار برای دیگری است (12). با توجه به این که دشواری در بیان و ابراز هیجانها و درک هیجانهای دیگران یکی از وجوه ناگویی هیجانی است، ناایمنی دلبستگی میتواند با اثر منفی که بر این وجه میگذارد، گرایش و توانایی زوجین را در ابراز هیجانها و نیازها برای یکدیگر کاهش دهد و به این طریق رضایت زناشویی را تحت تاثیر قرار دهد. محدودیت جامعهی آماری پژوهش و نوع پژوهش، محدودیتهایی را در زمینهی تعمیم یافتهها، تفسیرها و اسنادهای علتشناختی متغیرهای مورد بررسی مطرح میکند که باید در نظر گرفته شوند. نمونهی مورد بررسی در این پژوهش یک نمونه از جمعیت عمومی شاغل تهرانی بوده که به طور داوطلب در پژوهش شرکت کردهاند و در تعمیم یافتهها به سایر جمعیتها باید احتیاط شود. برای بررسی دقیقتر، رابطهی ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی، پیشنهاد میشود پژوهشهایی در زمینهی بررسی نقش تعدیلکننده و واسطهای متغیرهای مهم دیگر، مثل راهبردهای مقابله و مکانیسمهای دفاعی، در رابطهی بین ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی انجام شود. همچنین، پیشنهاد میشود به منظور شناخت بهتر تاثیرات آسیبزای ناگویی هیجانی بر روابط بین شخصی و رضایت زناشویی، رابطهی این دو متغیر در نمونههای بالینی شامل نتیجهگیری پیامدهای نتایج پژوهش حاضر را میتوان در دو سطح نظری و عملی به این شرح مطرح کرد: در سطح نظری، نتایج این پژوهش میتوانند به شناخت بهتر عوامل ایجادکننده و همبستههای نارضایتی زناشویی کمک کنند. یافتههای پژوهش حاضر میتواند نتایج پژوهشهای پیشین و نظریههای مربوط به رابطهی ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی و همچنین رابطهی این متغیرها با سبکهای دلبستگی را تایید کند و پرسشها و فرضیههای جدیدی مطرح سازد. نمونهای از این پرسشها عبارتند از: چه متغیرهای دیگری میتوانند نقش تعدیلکننده یا واسطهای در رابطهی ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی داشته باشند؟ در سطح پیامدهای عملی، یافتههای پژوهش حاضر میتوانند مبنای تجربی مناسب برای تدوین برنامههای آموزشی و بهداشتی در چهارچوب روابط مادر-کودک، برنامههای مداخله و مدیریت هیجانها و برنامههای درمانی مبتنی بر تقویت و استحکام روابط صمیمی زوجین قرار گیرد. [1]Marital Satisfaction [2]Effective Communication [3]Expression of Affection [4]Self-Disclosure [5]Lippert and Prager [6]Cordova, Gee and Warren [7]Emotional Skillfulness [8]Empathy [9]Intimacy [10]Alexithymia [11]Cognitive Processing [12]Difficulty Identifying Feelings [13]Bodily Sensations [14]Weinryb [15]DeRick and Vanheule [16]Attachment Style [17]Hazan and Shaver [18]Ainsworth [19]Secure [20]Avoidant [21]Ambivalent [22]Montebarocci [23]Adult Attachment Inventory [24]Toronto Alexithymia Scale-20 [25]The Golombok Rust Inventory of Marital State Questionnaire [26]Internal Consistency [27]Test-Retest Reliability [28]Content Validity [29]Concurrent Validity [30]Constract Validity [31]Difficulty Identifying Feelings [32]Difficulty Describing Feelings [33]Externally Oriented Thinking [34]Emotional Intelligence [35]Psychological Well-Being [36]Psychological Distress [37]Exploratory Factor Analysis [38]Sensitivity [39]Commitment [40]Loyalty [41]Cooperation [42]Empathy [43]Intimacy
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. Gelles RJ. Contemporary families: A sociological view. Thousand Oaks: Sage; 1995: 43-72.
2. Kaslow F, Robinson JA. Long-term satisfying marriages: Perceptions of contributing factors. Am J Fam Ther 1996; 24: 153-70.
3. Olson DH, Olson AK. Empowering couples: Building on your strengths. Minneapolis: Life Innovations; 2000: 109-33.
4. Rogge RD, Bradbury TN. Till violence does us part: The differing roles of communication and aggression in predicting adverse marital outcomes. J Consult Clin Psychol 1999; 67: 340-51.
5. Noller P, Feeney GA. Communication, relationship concerns, and satisfaction in early marriage. In: Vangelisti AL, Reis HT, Fitzpatrick MA. (editors). Stability and change in relationships. Cambridge: Cambridge University; 2002: 129-55.
6. Vangelisti AL, Reis HT, Fitzpatrick MA. Stability and change in relationships. Cambridge: Cambridge University; 2002: 167-95.
7. Stanley SM, Markman HJ, Whitton SW. Communication, conflict, and commitment: Insights on the foundations of relationship success from a national survey. Fam Process 2002; 41: 659-75.
8. Kathryn D, Timmerman L. Accomplishing romantic relationship. In: Greene JO, Burleson BR. (editors). Handbook of communication and social interaction skills Mahwah: Lawrence Erlbaum Associates; 2003: 685-90.
9. Marston PJ, Hecht ML, Manke ML, McDaniel S, Reeder H. The subjective experience of intimacy, passion, and commitment in heterosexual loving relationships. Pers Relat 1998; 5: 15-30.
10. Waldinger RJ, Schulz MS, Hauer ST, Allen JP. Reading others’ emotions: The role of intuitive judgments in predicting marital satisfaction, quality, and stability. J Fam Psychol 2004; 18: 58-71.
11. Yum Y, Canary DJ. Maintaining relationships in Korea and the United States: Features of Korean culture that affect relational maintenance beliefs and behaviors. In: Canary DJ, Dainton M. (editors). Maintaining relationships through communication: Relational, contextual, and cultural variations Mahwah: Lawrence Erlbaum Associates; 2003: 277-96.
12. Sanderson CA, Evans SM. Seeing one’s partner through intimacy-colored glasses: An examination of the process underlying the intimacy goals-relationship satisfaction link. Pers Soc Psychol Bull 2001; 27: 463-73.
13. Lippert T, Prager KJ. Daily experiences of intimacy: A study of couples. Pers Relat 2001; 8: 283-98.
14. Cordova JV, Gee CB, Warren LZ. Emotional skillfulness in marriage: Intimacy as a mediator of the relationship between emotional skillfulness and marital satisfaction. J Soc Clin Psychol 2005; 24: 218-35.
15. Barnes HL, Schumm WR, Jurich AP, Bollman SR. Marital satisfaction: Positive regard versus effective communications as explanatory variables. J Soc Psychol 1984; 123: 71-8.
16. Kilpatrick SD, Bissonnette VL, Rusbult CR. Empathic accuracy and accommodative behavior among newly married couples. Pers Relat 2002; 9: 369-93.
17. Wilkie JR, Ferree MM, Ratcliff KS. Gender and fairness: Marital satisfaction in two-earner couples. J Marr Fam 1998; 60: 577-94.
18. Erikson EH. Childhood and society. 2nd ed. New York: Horton; 1963: 221-57.
19. Besharat MA. [Alexithymia and interpersonal problems]. Studies in education and psychology 2009; 1: 129-5. (Persian)
20. Suslow T, Junghanns K. Impairments of emotion situation priming in alexithymia. Pers Individ Dif 2002; 32: 541-50.
21. Parker JDA, Taylor GJ, Bagby RM. Alexithymia and the recognition of facial expression of emotion. Pshchother Psychosom 1993; 59: 197-202.
22. Guttman H, Laporte L. Alexithymia, empathy, and psychological symptoms in a family context. Compr Psychiatry 2002; 43: 448-55.
23. Vanheule S, Desmet M, Rosseel Y, Verhaeghe P, Meganck R. Relationship patterns in alexithymia: A study using the core conflictual relationship theme method. Psychopathology 2006; 40: 14-21.
24. Vanheule S, Desmet M, Meganck R, Bogaerts S. Alexithymia and interpersonal problems. J Clin Psychol 2007; 63: 109-17.
25. Weinryb RM, Gustavsson JP, Hellstrom C, Andersson E, Broberg A, Rylander G. Interpersonal problems and personality characteristics: Psychometric studies of the Swedish version of the IIP. Pers Individ Dif 1996; 20: 13-23.
26. De Rick A, Vanheule S. Alexithymia and DSM-IV personality disorder traits in alcoholic inpatients: A study of the relation between both constructs. Pers Individ Dif 2007; 43: 119-29.
27. Carton JS, Kessler EA, Pape CL. Nonverbal decoding skills and relationship well-being in adults. J Nonverbal Behav 1999; 23: 91-100.
28. Meeks BS, Hendrick SS, Hendrick C. Communication, love and relationship satisfaction. J Soc Pers Relat 1998; 15: 755-73.
29. Noller P. Misunderstandings in marital communication: A study of couples’ nonverbal communication. J Pers Soc Psychol 1980; 39: 1125-34.
30. Wachs K, Cordova JV. Mindful relating: Exploring mindfulness and emotion repertoires in intimate relationships. J Mar Fam Ther 2007; 33: 464-81.
31. Schaefer MT, Olson DH. Assessing intimacy: The PAIR inventory. J Mar Fam Ther 1981; 7: 47-60.
32. Dindia K. Relational maintenance. In: Hendrick C, Hendrick SS. (editors). Close relationships: A sourcebook. Thousand Oaks, CA: Sage; 2000: 287-99.
33. Sprecher S, Metts S, Burleson B, Hatfield E, Thompson A. Domains of expressive interaction in intimate relationships: Associations with satisfaction and commitment. Fam Relat 1995; 44: 203-10.
34. Hazan C, Shaver PR. Romantic love conceptualized as an attachment process. J Pers Soc Psychol 1987; 52: 511-24.
35. Ainsworth MDS, Blehar MC, Waters E, Wall S. Patterns of attachment: A psychological study of the strange situation. Hillsdale, NJ: Erlbaum; 1978: 55-97.
36. Brennan KA, Shaver PR. Dimensions of adult attachment, affect regulation, and romantic relationship functioning. Pers Soc Psychol Bull 1995; 21: 267-83.
37. Besharat MA. Relation of attachment style with marital conflict. Psychol Rep 2003; 92: 1135-40.
38. Fuller TL, Fincham FD. Attachment style in married couples: Relation to current marital functioning, stability over time, and method of assessment. Pers Relat 1995; 2: 17-34.
39. Feeney JA. Attachment, caregiving, and marital satisfaction. Pers Relat 1996; 3: 401-16.
40. Besharat MA. [Attachment styles and alexithymia]. Psychological research 2009; 24: 63-80. (Persian)
41. Troisi A, D’Argenio A, Peracchio F, Petti P. Insecure attachment and alexithymia in young men with mood symptoms. J Nerv Ment Dis 2001; 189: 311-16.
42. Fonagy P, Gergely G, Jurist E, Target M. Affect regulation, metallization, and the development of the self . New York: Other Press LLC; 2002: 216-42.
43. Kooiman CG, Vellinga S, Spinhoven PH, Draijer N, Trijsburg RW, Rooijmans HGM. Childhood adversities as risk factors for alexithymia and other aspects of affect dysregulation in adulthood. Psychother Psychosom 2004; 73: 107-16.
44. Montebarocci O, Codispoti M, Baldaro B, Rossi N. Adult attachment style and alexithymia. Pers Individ Diff 2004; 36: 499-507.
45. Besharat MA. [Adult Attachment Inventory: Development and psychometric evaluation]. Research Report. Tehran: University of Tehran; 2005: 1-66 Persian)
46. Bagby RM, Parker JDA, Taylor GJ. The twenty-item Toronto alexithymia scale: I item selection and cross-validation of the factor structure. J Psychosom Res 1994; 38: 23-32.
47. Parker JDA, Taylor GJ, Bagby RM. The relationship between emotional intelligence and alexithymia. Pers Individ Dif 2001; 30: 107-15.
48. Parker JDA, Taylor GJ, Bagby RM. The 20-item Toronto Alexithymia Scale: III reliability and factorial validity in a community population. J Psychosom Res 2003; 55: 269-75.
49. Palmer BR, Gignac G, Manocha R, Syough C. A psychometric evaluation of the Mayer-Salovey-Caruso emotional intelligence test version 2.0. Intelligence 2004; 33: 285-305.
50. Pandey R, Mandal MK, Taylor GJ, Parker JDA. Cross-cultural alexithymia: Development and validation of a Hindi translation of the 20-item Toronto alexithymia scale. J Clin Psychol 1996; 52: 173-6.
51. Taylor GJ, Bagby M. An overview of the alexithymia construct. In: Bar-On R, Parker JDA. (editors). The handbook of emotional intelligence. San Francisco: Jossey-Bass; 2000: 263-76.
52. Besharat MA. Reliability and factorial validity of Farsi version of the Toronto alexithymia scale with a sample of Iranian students. Psychol Rep 2007; 101: 209-20.
53. Rust J, Bennun I, Crowe M, Golombok S. The Golombok-Rust inventory of marital state questionnaire. Sex Mar Ther 1986; 1: 55-60.
54. Besharat MA. [An investigation of the relationship between attachment styles and marital problems in infertile couples]. Psychoterapical novelties 2001; 17-18: 55-66. (Persian)
55. Lane RD, Sechrest L, Riedel RG, Weldon V, Kaszniak AW, Schwartz EG. Impaired verbal and nonverbal emotion recognition in alexithymia. Psychosom Med 1996; 58: 203-10.
56. Taylor GJ. Psychosomatic medicine and contemporary psychoanalysis. Madison, CT: International University; 1987: 94-117.
57. Krystal H. Alexithymia and psychotherapy. Am J Psychother 1979; 33: 17-31.
58. McDougall J. Theatres of the body: A psychoanalytic approach to psychosomatic illness. New York: Norton; 1989: 127-46.
59. Bagby RM, Taylor GJ. Affect dysregulation and alexithymia. In: Taylor GJ, Bagby RM, Parker JDA. (editors). Disorders of affect regulation: Alexithymia in medical and psychiatric illness. Cambridge: Cambridge University; 1997: 26-45.
60. Taylor GJ. Recent developments in alexithymia theory and research. Can J Psychiatry 2000; 45: 134-42.
61. Besharat MA. [Relations between alexithymia, anxiety, depression, psychological distress, and psychological well-being]. Journal of psychology 2008; 10: 17-40. (Persian)
62. Saarijarvi S, Salminen JK, Toikka TB. Alexithymia and depression: A 1-year follow-up study in outpatients with major depression. J Psychosom Res 2001; 51: 729-33.
63. Culhane SE, Watson PJ. Alexithymia, irrational beliefs, and the rational-emotive explanation of emotional disturbance. J Ration Emot Cogn Behav Ther 2003; 21: 57-73.
64. Lane RD, Ahern GL, Schwartz GE, Kaszniak AW. Is alexithymia the emotional equivalent of blindsight? Biol Psychiatry 1997; 42: 834-44.
65. Bowlby J. Attachment and loss. New York: Basic Books; 1969: 211-53.
66. Bretherton I. Attachment theory: Retrospect and prospect. In: Retherton I, Waters E. (editors). Growing points of attachment theory and research. Monogr Soc Res Child Dev 1985; 50: 1-2: 3-35.
67. Tennant C. Parental loss in childhood: It’s effect in adult life. Arch Gen Psychiatry 1988; 45: 1045-50. 68. Bartholomew K, Horowitz LM. Attachment styles among young adults: A test of four-category model. J Per
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 16,525 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 6,801 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
