مقایسه ی سطح اضطراب در دانش آموزان دبیرستانی روستایی و شهری در مشهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 3، دوره 14، شماره 56، دی 1391، صفحه 294-301 اصل مقاله (180.16 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2013.888 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فاطمه بهدانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دانشیار گروه روانپزشکی، مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی مشهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تاثیر تغییرات سریع فرهنگیاجتماعی و افزایش اﺧﺘﻼﻻت عصبیرواﻧـﻲ در دنیا، این اﺧــﺘﻼﻻت را به دوﻣــﻴﻦ عامل ناتوانی تا ﺳــﺎل 2020 تبدیل نموده است. اﺧﺘﻼﻻت عصبیرواﻧـﻲ به ویژه اضطراب در نوجوانان، عامل مهمی در کاهش سلامتی، افت تحصیلی و اقدام به رفتارهای مخاطرهآمیز است. این مطالعه به منظور بررسی سطح اضطراب دانشآموزان روستایی و شهری در مشهد انجام گرفت. روشکار: در این مطالعهی مقطعی، تعداد 340 دانشآموز دبیرستانی روستایی و شهری مشهد در سال 1385 با نمونهگیری طبقاتیخوشهای وارد پژوهش شدند و مشخصات جمعیتشناختی، نحوهی انجام فرایض دینی، علاقه به تحصیل و وضعیت تحصیلی ایشان بررسی شد. دادهها توسط پرسشنامهی اضطراب اشپیلبرگر جمعآوری و با آزمونهای تحلیل واریانس، تی و مجذور خی تحلیل شدند. یافته ها: در مجموع 337 نفر دانشآموز با میانگین سنی 3/1±5/16 سال بررسی شدند. از شرکتکنندگان 175 نفر (52%) ساکن روستا بودند. اضطراب حالت و صفت به درجات شدید به ترتیب در 23 و 19 درصد دانشآموزان مشاهده شد. در دانشآموزان روستایی میزان اضطراب بالاتر از شهر بود (001/0P<) و حداکثر میانگین نمرهی اضطراب در دختران روستایی دیده شد. دختر بودن (01/0=P)، بیعلاقگی به رشتهی تحصیلی (01/0=P) و عدم انجام منظم فرایض دینی (02/0=P) با سطح اضطراب بالاتر همراه بود. نتیجه گیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میزان اضطراب در دختران و به ویژه دانشآموزان جامعهی روستایی بیشتر بود. لذا غربالگری اختلالات اضطرابی و راهکارهای ارتقای سلامت روان، فراهمسازی شرایط آموزشی و تفریحی مناسب در مدارس روستایی باید مورد توجه قرار گیرد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اضطراب؛ دانش آموزان؛ روستا؛ شهر؛ نوجوانان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آﻣﺎر اﺧﺘﻼﻻت عصبیرواﻧـﻲ در دنیا اﻓـﺰاﻳﺶ یافته و سهم قابل توجهی از بیماریها را به خود اختصاص داده است (1). طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی اختلالات عصبیروانی مسئول 33 درصد از سالهای سپری شده با ناتوانی است و ﭘﻴﺶﺑﻴﻨﻲ شده که ﺗــﺎ ﺳﺎل 2020 اﺧﺘﻼﻻت ﺧﻠﻘﻲ، دوﻣﻴﻦ عامل ناتوانی در دنیا خواهد بود (1). تغییرات سریع فرهنگی و اجتماعی، تنوع ارتباطات و گستردگی نیازها، انسان امروز را با فشارهای روانی بسیار مواجهه نموده که مقابله با آن نیازمند شناخت و کسب مهارت و توانمندسازی است (2). از ﻧﻈﺮ روانﭘﺰﺷﻜﻲ، اضطراب نوعی ﻧﺎآراﻣﻲ، احساس خطر و ترس ناخوشآیند و منتشری است که منبع آن قابل شناسایی نبوده و ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﭙﺶ ﻗﻠﺐ، ﺳﺮدرد و ﺗﻨﮕﻲ ﻧﻔﺲ ﻫﻤﺮاه اﺳﺖ (3،4). اﺿـﻄﺮاب، رﻳﺸﻪ در ﺷﺨﺼﻴﺖ فرد دارد و ﭘﺎﺳﺨﻲ ﺑﻪ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ و ﻧﺎﻣﺸﺨﺺ اﺳﺖ، ترسی که فرد در کودکی آن را در خود درونی نموده است و در موقعیتهای مختلف آن را بروز میدهد (4،5). روشهای آموزشی و تربیتی سختگیرانه، انعطافناپذیری و ایجاد حس حقارت و ناتوانی در فرد زمینههای ایجاد اضطراب را فراهم میکند (5-3). ﻳﺎدﮔﻴﺮی و مواجهه ﻧﻴﺰ در ﺑﺮوز اﺧﺘﻼﻻت اﺿﻄﺮاﺑﻲ دﺧﺎﻟـﺖ دارد، البته ﻣﻴﺰان ﺗاﺛﻴﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺤﻴﻄﻲ و ژﻧﺘﻴﻚ در اضطراب ﻛﺎﻣﻼ روﺷﻦ ﻧﻴﺴﺖ (3). نوجوانی، مرحلهی مهمی در تکامل روانی و اجتماعی فرد است. پدیدهی بلوغ و بحرانهای خاص در این دوره، احساس سردرگمی و کاهش عزت نفس، این مرحله از عمر را از نظر سلامت روانی برجستهتر ساخته است (5). اﺧﺘﻼﻻت اﺿﻄﺮاﺑﻲ از راﻳﺞﺗﺮﻳﻦ اﺧﺘﻼﻻت روانﺷﻨﺎﺧﺘﻲ در دوران ﻧﻮﺟﻮاﻧﻲ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﻲﺷوند (6). برخی مطالعات ﻓﺮاواﻧﻲ اﺧﺘﻼﻻت اﺿﻄﺮاﺑﻲ را در کودکان و نوجوانان در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ اﻓﺴﺮدﮔﻲ، اﺧﺘﻼل ﺑﻴﺶﻓﻌﺎﻟﻲ و اﺧﺘﻼﻻت ﺳﻠﻮک، ﺑﻴﺸﺘﺮ ذکر نمودهاند (6،7). با آن که میزان متناسب اضطراب بهنجار و بخشی از زندگی نوجوانان تلقی میشود، اما اضطراب بیمارگونه در زندگی عادی و عملکرد تحصیلی ایجاد مشکل مینماید و نوع مزمن و نابهنجار آن اثرات مخربی بر سلامت روانی و جسمی فرد دارد (3،7). ارزیابی سلامت روانی دانشآموزان محور مهمی در بررسی وضعیت سلامت روانی جامعه است و با توجه به این که اساس برنامههای سلامت روان پیشگیری است (2) ساماندهی خدمات بهداشت روانی در دانشآموزان، راهبرد اساسی برای ارتقای سلامت روان نوجوانان است (8). آموزش مهارتهای اجتماعی، تعادل روانی، روابط سالم و داشتن اعتماد به نفس نیاز مهم نوجوانان است و علاوه بر تاثیرات مثبت در سلامت و عملکرد اجتماعی و تحصیلی آنان، در کاهش فشارهای روانی، اضطراب، افسردگی و رفتارهای مخاطرهآمیز موثر است (5). ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻓﺮاواﻧﻲ اﺧﺘﻼﻻت اﺿﻄﺮاﺑﻲ و ﺗاﺛﻴﺮ آن ﺑﺮ ﻛﺎرﻛﺮدﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ و ﺷﻐﻠﻲ دانشآموزان، این مطالعه به بررسی شیوع اضطراب در دانشآموزان دبیرستانی روستایی و شهری شهرستان مشهد پرداخته است. روشکار جمعیت مورد بررسی در این مطالعهی مقطعی، دانشآموزان دبیرستانهای دولتی روزانهی شهری و روستایی شهرستان مشهد در سال 1385 بودند که با نمونهگیری چندمرحلهای طبقاتیخوشهای بر حسب جنس از جمعیت روستایی و شهری دبیرستانهای مشهد به صورت تصادفی ساده وارد پژوهش شدند. حجم نمونه با توجه به شیوع 35 درصد، دقت 07/0 و خطای 05/0 تعداد 340 نفر تعیین شد. دانشآموزان مهاجر، دچار معلولیت و بیماریهای مزمن و ناتوانکننده و کسانی که در طی سال گذشته دچار حوادث شدید مثل فوت نزدیکان درجهی اول شده بودند، از مطالعه خارج شدند. در مجموع 337 دانشآموز واجد شرایط که تمایل به شرکت در طرح داشتند تا تکمیل حجم نمونهی کافی بررسی شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامهی خودایفای اشپیلبرگر زمان لازم برای تکمیل پرسشنامه ده تا پانزده دقیقه بود و برای افزایش اعتبار پرسشنامه، نحوهی تکمیل آن برای نتایج در مجموع 337 نفر دانشآموز دبیرستانی مورد بررسی قرار گرفتند. از این تعداد 175 نفر (52%) در روستا و 162 نفر در (48%) در شهر ساکن بودند. دامنهی سنی شرکتکنندگان از نظر علاقه به رشتهی تحصیلی 172 نفر (51%) از از نظر انجام فرایض دینی، 165 نفر (49%) از دانشآموزان انجام نامنظم و گاهگاهی، 118 نفر (35%) انجام در بیشتر اوقات و 54 نفر (16%) انجام همیشگی فرایض را ذکر نمودند. 83 نفر (51%) از دانشآموزان شهر و 82 نفر (47%) از دانشآموزان روستا انجام نامنظم و گاهگاهی را ذکر نمودند. بین دو گروه از نظر پرداختن به فرایض دینی تفاوت معنیدار وجود داشت، به این صورت که انجام گاهگاهی و نامنظم فرایض دینی در دانشآموزان روستا کمتر از شهر بود (04/0=P) ولی در دو حالت دیگر تفاوت مشاهده نشد (09/0=P). میزان شیوع اضطراب حالت (نسبتا شدید، شدید، بسیار شدید) در جامعهی مورد مطالعه 23 درصد (79 دانشآموز) و میزان شیوع اضطراب صفت (نسبتا شدید، شدید، بسیار شدید) در آن 19 درصد (64 دانشآموز) بود. سطوح مختلف اضطراب حالت و صفت به تفکیک در تمام دانشآموزان شرکتکننده در جدول 1 نشان داده شده است. میانگین نمرهی اضطراب حالت دانشآموزان در روستا 5/46 (انحراف معیار 9/10)، در شهر 5/41 (انحراف معیار 7/8) و میانگین نمرهی اضطراب صفت دانشآموزان در روستا 47 (انحراف معیار 8/9)، در شهر 6/41 (انحراف معیار 7/8) بود. میانگین نمرات اضطراب حالت و صفت در دانشآموزان روستا و شهر تفاوت معنیدار داشت. به گونهای که سطح اضطراب در دانشآموزان روستا بالاتر از شهر بود (001/0P<). در جدول 2 میانگین نمرهی اضطراب حالت و صفت در دانشآموزان شرکتکننده برحسب متغیرها در شهر و روستا نشان داده شده است. میانگین نمرهی اضطراب حالت و صفت در افرادی که به رشتهی تحصیلی خود علاقهی کمی داشتند بالاتر بود و تفاوت بین دو گروه در هر دو مورد اضطراب حالت (002/0=P) و اضطراب صفت (01/0=P) معنیدار بود. در کسانی که فرایض دینی را همیشه انجام میدادند میانگین نمرهی اضطراب حالت و صفت کمتر از گروههایی بود که فرایض را نامنظم یا گاه به گاه و یا اغلب اوقات انجام میدادند. گروههای مختلف از نظر انجام فرایض دینی، در هر دو مورد اضطراب حالت (001/0=P) و اضطراب صفت (02/0=P) تفاوت معنیداری با هم داشتند.
جدول 1- میزان اضطراب حالت و صفت در دانشآموزان شرکتکننده در مطالعه به تفکیک سطح اضطراب
جدول 2- میانگین نمرهی اضطراب حالت و صفت دانشآموزان شرکتکننده در مطالعه در شهر و روستا بر حسب متغیرها
میانگین نمرهی اضطراب حالت و صفت در دانشآموزان بنا بر معدل نمرات، تفاوت معنیداری نداشت (5/0=P). البته در دانشآموزان روستایی بر حسب وضعیتهای تحصیلی نامطلوب و خوب (به ترتیب معدل نمرات 12 و کمتر و معدل نمرات 16 و بیشتر) میانگین نمرهی اضطراب صفت بالاتر از همتایان خود در شهر بود (003/0=P) ولی در اضطراب حالت این تفاوت، معنیدار نبود (2/0=P). در پسران و دختران میزان شیوع اضطراب حالت (نسبتا شدید، شدید، بسیار شدید) به ترتیب 16 و 32 درصد و میزان اضطراب صفت (نسبتا شدید، شدید، بسیار شدید) به ترتیب 15 و 5/23 درصد بود. میزان اضطراب حالت و صفت در دانشآموزان روستایی بالاتر از دانشآموزان ساکن شهر بود. تفاوت معنیداری بین میانگین نمرهی اضطراب حالت و صفت بین دختران و پسران روستایی و شهری وجود داشت (01/0=P، 01/0=P). دختران روستایی در مقایسه با پسران روستایی و دختران و پسران شهری نمرات اضطراب بالاتری داشتند (01/0=P). بحث در این بررسی مشاهده شد که میزان اضطراب دانشآموزان روستایی بیشتر از دانشآموزان شهری بود. همچنین میانگین نمرهی اضطراب در دانشآموزان دختر نسبت به دانشآموزان پسر، بالاتر و حداکثر میانگین نمرهی اضطراب در دختران روستا بود. مطالعهی همهگیریشناختی اختلالات روانپزشکی سال 1380 در استان خراسان، اختلالات اضطرابی را به عنوان شایعترین اختلال روانپزشکی خلقی گزارش نموده است. این مطالعه شیوع اختلالات روانی را در مقایسه، در شهرها بیش از روستاها و در زنان بیش از مردان عنوان نموده است (12). با آن که به نظر میرسد زندگی در شهرهای بزرگ میتواند تشدیدکنندهی فشارهای روانی و اضطراب باشد اما در این بررسی میزان اضطراب نوجوانان روستا کمتر از شهر نبوده و حتی به طور معنیدار بالاتر اعلام شده است. دسترسی نوجوانان شهری به منابع آموزشی و اطلاعاتی، کتابخانهها، اینترنت، همچنین وجود ارتباطات گستردهتر، فضاها و امکانات تفریحی، وجود رشتههای تحصیلی متنوع و فرصتهای جدید برای اشتغال آتی در شهر میتواند دلایلی برای کمتر بودن میزان اضطراب دانشآموزان شهری در مقایسه با همسالان روستایی خود باشد. شرایطی که فراهم کردن آنها در روستاها خارج از امکان نیست و نیازمند برنامهریزی و تخصیص بودجه میباشد. ﺗﻔﺎوت ﺟﻨﺴﻴﺘﻲ در شیوع اختلالات اضطرابی در مطالعات مختلف عنوان شده است (13). بررسی در دانشآموزان زاهدان نیز اضطراب بیمارگونه را در دﺧﺘﺮان و پسران دانشآموز به ترتیب 48 و 35 درصد ذکر نموده که تفاوت میزان اضطراب بین دختران و پسران معنیدار بوده است (3). این مطالعه اشاره نموده که در برخورد با اضطراب، دﺧﺘﺮان ﺑﻪ ﭘﺬﻳﺮش اﺿﻄﺮاب و ﻗﺒﻮل آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ وﻳﮋﮔﻲ زﻧﺎﻧﻪ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ و ﻳﺎد ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ وﻳﮋﮔﻲ زﻧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم اﺿﻄﺮاب، ﺗﺴﻠﻴﻢ شده و آن را بپذیرند، در ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﭘﺴﺮان اضطراب را ﺗﻬﺪﻳﺪی ﺑﺮای اﺣﺴﺎس ﻣﺮداﻧﮕﻲ ﺧﻮد میدانند و با آن دﻓﺎﻋﻲ ﺑﺮﺧﻮرد ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ. ﭘﺴﺮان ﻣﻲآﻣﻮزﻧﺪ که راهﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮای ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ اضطراب بیابند ﻳﺎ آن را اﻧﻜﺎر کنند (3). همچنین چنان که پیشتر اشاره شد در مطالعهی خراسان نیز شیوع اضطراب در زنان بیشتر بوده است (12). در مطالعهی حاضر میزان اضطراب افرادی که به رشتهی تحصیلی خود علاقه کمی داشتند بالاتر بود. مطالعهی دیگری در همدان در خصوص بررسی سلامت روانی دانشآموزان اشاره نموده که رشتهی تحصیلی، پایهی تحصیلی و سن با میانگین نمرهی سلامت روانی ارتباط معنیداری داشته است (8). انجام مشاوره و توجه به علایق و تواناییهای دانشآموزان هنگام انتخاب رشتهی تحصیلی و وجود رشتههای تحصیلی جدید متناسب با سلایق و تواناییهای دانشآموزان مانند آن چه در هنرستانها و مدارس کار و دانش فراهم میگردد، می تواند به کاهش اضطراب دانش آموزان کمک نماید. یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که دانشآموزانی که فرایض دینی را نامنظم و گاه به گاه انجام میدادند سطح اضطراب بالاتر و افرادی که فرایض دینی را همواره انجام بالاتر بودن سطح اضطراب در جامعهی دانشآموزی روستایی از جمعیت شهری، باید برنامهریزی دولت را در جهت بالا بردن سطح بهداشت روانی روستایی سوق داده و برنامههای غربالگری اختلالات اضطرابی، استفاده از روانشناسان و در این مطالعه تنها برخی متغیرهای اثرگذار بر سطح اضطراب دانشآموزان بررسی شده است و عوامل موثر دیگر مانند سطح اقتصادی خانواده، تحصیلات والدین، نحوهی تعامل والدین و خواهر و برادرها در خانواده، پیشبینی فرد برای آیندهی تحصیلی و کاری خود، سابقهی آموزش برای مدیریت تنش بررسی نشده است. همچنین شیوهی خودایفایی برای بررسی برخی اضطراب و متغیرهای موثر بر آن کافی نیست و بهتر است مصاحبه توسط روانشناس یا پرسشگر آموزشدیده انجام گردد. به نظر میرسد مناسب است مطالعاتی با حجم نمونهی کمتر ولی با در نظر گرفتن عوامل موثر بر اضطراب نتیجهگیری یافتههای پژوهش، میزان اضطراب را در دختران دانشآموز و به ویژه دختران جامعهی روستایی بیشتر گزارش نمود. فراهم نمودن امکانات غربالگری اختلالات اضطرابی در دانشآموزان مدارس دخترانه و در مدارس روستایی و همچنین گسترش راهکارهای ارتقای سلامت روان، توجه و عمقبخشی به آموزهها و عقاید دینی، فراهمسازی شرایط آموزشی و تفریحی مناسب در گروههای در خطر بایستی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. Murry CJL, Lopez AD. Alternative projections of mortality and disability by cause 1990-2020: Global burden of disease study. Lancet 1997, 349: 1498-504. 2. Hosseini H, Moosavi E, Rezazadeh H. [Assessment of mental health in students of junior high schools in the city of Sari, Iran]. Journal of fundamentals of mental health 2003; 9: 92-9. (Persian) 3. Lashkaripour K, Bakhshani NM, Solaimani MJ. [The relationship between test anxiety and academic achievement in students of guidance schools in Zahedan in 2006]. Zahedan journal of research in medical sciences 2005; 8: 253-9. (Persian) 4. Mojtahedzadeh F, Neysi A. [A comparison of anxiety, depression, aggression and academic performance of a group of third-grade female students with stepfathers, step-mothers and those with natural parents]. New findings in psychology 2007; 1(2): 7-17. (Persian) 5. Nazari I, Hosseinpour M. [The effects of social skill on anxiety and self-esteem among second grade girls’ high school in Baghmalek]. New findings in psychology 2007; 1(2): 95-116. (Persian) 6. Kashani JH, Orvaschel H. A community study of anxiety in children and adolescents. Am J Psychiatry 1990; 147: 313-18. 7. Fergusson DM, Horwood LJ, Lynskey MT. Early dentine leads levels and subsequent cognitive and behavioral development. Child Psychology Psychiatry J 1993; 34(2): 215-27. 8. Sadeghian E, Moghadari Kosha M, Gorji S. [Determination of mental health and related stressors in student of Hamadan Medical University]. Journal of Hamadan University of Medical Sciences 2010; 57: 39-45. (Persian) 9. Sargolzaii MR, Behdani F, Vosoogh I, Ghorbani I. [A study on the correlation between religious activities of Sabzavar university students and anxiety, depression, healthy life style, suicidal thoughts, drugs and substance abuse]. Sabzevar University of Medical Sciences J 2001; 7: 27-37. (Persian) 10. Meshkani Z. [A study on anxiety disorder and related factors among high school students of Ghasem Abad, Islamshahr]. Medical journal of Tehran University 2000; 56: 89-94. (Persian) 11. Masoomi R, Lamiyan M, Ghaedi S. [Role of oxytocin in anxiety in the normal parturition]. Zahedan journal of research in medical sciences 2008; 10: 53-8. (Persian) 12. Mohammadi M, Bagheri Yazdi SA, Rahgozar M, Mesgarpoor B, Rezayi Ansari A, Haghdadi Gh, et al. [Epidemiological study of psychiatric disorders in Khorasan Province]. Asrar 2004; 11: 6-17. (Persian) 13. Hettema JM, Neale MC, Kindler KS. A review and Meta analysis of the genetic epidemiology of anxiety disorder. Am J Psychiatry 2001; 158: 1568-78.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 12,325 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,826 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
