خودتنظیمی به عنوان میانجی بین ابعاد والدینی غیرحمایتی و پرخاشگری نوجوانان:روش مدل یابی معادله ی ساختاری (SEM) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 1، دوره 13، شماره 49، فروردین 1390، صفحه 6-19 اصل مقاله (636.26 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2011.882 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شهرام واحدی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| استادیار روان شناسی تربیتی، دانشگاه تبریز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| امروزه پرخاشگری نوجوانان به یکی از مهمترین مسایل اجتماعی تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطهی بین ابعاد والدینی غیرحمایتی (طرد، تهدید و سهلگیری)، خودتنظیمی و پرخاشگری نوجوانان با استفاده از روش مدلیابی ساختاری است. روشکار: روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. به این منظور، 192 دانشآموز (96 دختر، 96 پسر) با استفاده از روش نمونه گیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند و پرسشنامههای فرزندپروری، خودتنظیمی و مقیاس رفتار اجتماعی را تکمیل کردند. برای ارزیابی مدل پیشنهادی از روش مدلیابی معادلات ساختاری (SEM) و بر اساس نرمافزار Amos ویرایش 16 استفاده شد. یافته ها: بین پرخاشگری دختران و پسران تفاوت معنیداری وجود ندارد (05/0P>). همچنین نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش قابل قبولی برخوردار است. دو بعد والدینی غیرحمایتی (طرد و سهلگیری) و خودتنظیمی به عنوان متغیرهای پیشبین معنیداری برای پرخاشگری نوجوانان محسوب میشود. خودتنظیمی نوجوان تا حدی اثرات ابعاد والدینی غیرحمایتی را بر پرخاشگری آنان میانجیگری میکند. نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان داد که همسو با مدل مفهومی، ابعاد والدینی غیرحمایتی به طور مستقیم و غیرمستقیم (خودتنظیمی) با پرخاشگری نوجوانان رابطه دارد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| پرخاشگری؛ خودتنظیمی؛ نوجوان؛ والدینی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
یکی از شایعترین مشکلات بهداشت روانی نوجوانان، پرخاشگری و سوءمصرف مواد است (1). معلمان مقدار قابل توجهی از وقت و انرژی خود را صرف میانجیگری بین نزاعهای دانشآموزان میکنند (2). اغلب تعارضهای دانشآموزان به رفتارهای پرخاشگرانه و عنادورزی نسبت به بزرگسالان و همسالان منتهی میشود. چنین رفتارهایی، محیط یادگیری را مختل نموده و در آینده منجر به اختلالات رفتاری، سوءمصرف مواد و افت تحصیلی میشود (3). پژوهشها نشان دادهاند که رفتار پرخاشگرانه دوران کودکی و نوجوانی میتواند بزهکاری، سوءمصرف مواد، افسردگی و افت تحصیلی را در آینده پیشبینی نماید (4). همچنین برآوردها نشان میدهد که 30 درصد کودکان و نوجوانان به طور دایم و 35 درصد هر از گاهی درگیر مسایل و رفتارهای پرخطر هستند (5). کودکان پرخاشگر به نشانههای اجتماعی مربوط حساس نیستند و در موقعیتهای مبهم قصد خصمانه دارند. آنها در قیاس با همسالان غیرپرخاشگر واکنشهای ناشایستهتر و پرخاشگرانهتری نسبت به مسایل اجتماعی نشان میدهند و راهحلهای پرخاشگرانهتری برای کسب پیامدهای مثبت اختیار میکنند (6). لیتل[1]و همکاران، چهارچوب مفیدی از انواع واکنشهای پرخاشگری را پیشنهاد نموده اند. پرخاشگری آشکار و رابطهای بیانگر دو نوع پرخاشگری است. این دو نوع پرخاشگری در روش صدمه رساندن متفاوتند. پرخاشگری آشکار، فیزیکی بوده و دربرگیرندهی رفتارهای خصمانه همراه با زدن، هل دادن، پرتاب اشیاء و یا به شکل کلامی و خصمانه نظیر ناسزاگویی، تهدید کلامی و داد و فریاد است که به طور مستقیم موجب آزار دیگران میشود. پرخاشگری رابطهای به روابط اجتماعی معطوف میباشد. به عبارتی، پرخاشگری رابطهای را به شکل دستکاری روابط اجتماعی، رقابت بین افراد، طرد و منزوی کردن دیگران تعریف کردند که در نهایت موجب آزار و صدمه به دیگران میشود (7). این تعریف به طور وسیع هم شامل رفتار پرخاشگری رابطهای مستقیم (به دوستش میگوید او را به مهمانی دعوت نکنید) و هم پرخاشگری رابطهای غیرمستقیم (بیاعتنایی دوستان) است (8). پژوهشها نشان دادهاند که تجربه و یا استفاده از پرخاشگری رابطهای، برای عملکرد اجتماعی فرد (طرد همسالان، انزوای اجتماعی و تنهایی) پیامدهای تعیینکنندهای به دنبال دارد (9). عدم مهار رفتار پرخاشگرانهی فیزیکی و رابطهای نه تنها باعث ایجاد مشکلات این نوع تبیینها برای بشر، مایوسکننده به نظر میآید اما رویکردهای اخیر روانشناختی (مثل بارون) دیدگاههای خوشبینانهتری نسبت به پدیدهی پرخاشگری اختیار کردهاند. تحقیقات مبتنی بر این نوع دیدگاه نشان میدهند که بعضی از پاسخهای درونی، میتوانند احساسات و رفتارهای پرخاشگرانه را کاهش دهند. پیروان این رویکرد بر این باورند که افراد در زندگی طبیعی، میتوانند تکانههای پرخاشگرانهی خود را در مدت زمان کوتاه کنترل نمایند (11). نتایج مطالعات متعدد در طی20 سال گذشته نشان دادهاند که کیفیت رابطه بین نوجوان و والدین در رشد و یا پیشگیری از رفتارهای پرمخاطره (رفتارهای خشونتزا) تاثیر معنیداری دارد (12). پژوهشگران در بررسی شیوههای فرزندپروری، الگوهای تربیتی متفاوتی ارایه کردهاند. به دنبال ریختشناسی بامریند[5] و سایرین از شیوههای فرزندپروری تحقیقات سودمندی به دست آمده است.بسیار حایز اهمیت است که تاثیر هر یک از مولفههای شیوههای فرزندپروری بر رفتار پرخاشگرانه مطالعه شود. در یک مطالعه ذکر گردیده که بعد از مطالعهی استینبرگ[6] و همکاران در مورد سهم مستقل هر مولفهی شیوههای فرزند اینها به این نتیجه رسیدند که بین کنترل روانشناختی مادران و گرایشهای بزهکارانه (سوءمصرف مواد و رفتارهای ضد اجتماعی) و پرخاشگری فیزیکی آشکار نوجوانان، رابطهی مثبتی وجود دارد. این نتایج از مطالعاتی به دست آمده است که بیشتر بر حمایت خودمختاری فرزندان متمرکز بودند تا بر کنترل روان شناختی آنان. بر اساس نظریهی خودتعیینگری، خودمختاری به اراده یا تایید کامل اعمال شخص اطلاق نلسون و همکاران در مطالعه بر روی یک نمونه از کودکان چینی به این نتیجه رسیدند که بین سطوح ترکیبی کنترل روان شناختی والدین و پرخاشگری رابطهای دختران و پسران رابطهی مثبتی وجود دارد (17). یانگ[11] و همکاران دریافتند که کنترل روانشناختی پدر و مادر هر دو پیشبینیکنندهی پرخاشگری رابطهای در بین کودکان پیشدبستانی چینی است، هرچند که کنترل روانشناختی مادران فقط پرخاشگری رابطهای را در بین دختران پیشبینی میکند (18). در مطالعهای بر روی نوجوانان امریکاییاروپایی، رابطهی بین کنترل روانشناختی مادران و پرخاشگری رابطهای مثبت گزارش شد اما کنترل روانشناختی پدرانه بررسی نگردید (13).علاوه بر سبکهای والدینی، یکی از عوامل حمایتی مهم که در جلوگیری از رفتارهای خطرآفرین نوجوانان کمک میکند، عامل خودتنظیمی است (19). خودتنظیمی مستلزم کنترل کوششهای آگاهانه و توانایی عمل طبق طرح خودهدایتشده به دور از هرگونه پاداش و حمایت درونی است (20). این خودهدایتگری برای بازشناسی، بازبینی و تغییر رفتارها به ازای تغییرشرایط محیطی ضروری است. فرآیندهای خودتنظیمی مثبت، ریشه در احساس کنترل و توانایی تغییر پیامدها دارد. خودتنظیمی و خودکنترلی یک نیروی درونی مهم است که افراد را قادر میسازد در مقابل وسوسههای پرخاشگری مقاومت نشان دهند. در واقع خودتنظیمی هیجانی[12] به عنوان یک عامل مستقل بر رفتارهای پرخاشگرانهی افراد موثراست. بنابراین خودتنظیمی برای کنترل رفتار، هیجانات و افکار و توانایی بازداری اعمال شخص ضروری است. به عبارتی، سازهی خود تنظیمی هیجانی یکی از مهمترین تواناییهای کودکان و نوجوانان محسوب میشود که در تحول و تنظیم هیجانات و رفتار آنان نقش مهمی را ایفا میکند. وآن شامل توانایی ایجاد تغییرات هیجانی و رفتاری در طی موقعیتهای هیجانطلب است که به منظور دست یافتن به اهداف و مدیریت برانگیختگی و پیشبینی سازگاری فعلی و بعدی فرد به کار میرود (21). مطالعات انجام گرفته در زمینهی خانواده نشان میدهند حمایت خودمختاری مادری با خودتنظیمی کودکان، یادگیری و سازگاری، ارتباط مثبتی دارد (22). بزرگ شدن در محیطی که مانع رفع نیاز به خودمختاری میشود ممکن است زمینهی شیوهی پرخاشگری فیزیکی را فراهم سازد زیرا با عاطفهی منفی، خودتنظیمی ضعیف و عوامل مهم روانشناختی پرخاشگری کودکان ارتباط دارد (23). افزون بر این، تحقیقات انجام گرفته در زمینهی رشد و تحول نشان میدهند که تفاوتهای فردی خودتنظیمی ممکن است به تفاوتهای شیوههای فرزندپروری والدین مربوط باشد. مطالعهی طولی که کودکان را تا سنین 15 سالگی پیگیری نمود، نشان داد افرادی که دلبستگی تصوری پایینی نسبت به والدینشان داشتند، مسایل زیادی از قبیل بیاعتنایی، افسردگی، مشکلات رفتاری و تجارب منفی را در زندگی تجربه کردند (24). ادبیات نظری و یافتههای تجربی در مورد رابطهی بین ابعاد والدینی غیرحمایتی و پرخاشگری نشانگر این است که رابطهی بین آنها پیچیدهتر از این به نظر میرسد. از سوی دیگر، پژوهشهای انجام شده بیشتر به گروه کودکان پیشدبستانی محدود بوده است. تاکنون تحقیقات اندکی روابط مستقیم و غیر مستقیم بین ابعاد والدینی غیرحمایتی، پرخاشگری و خودتنظیمی را در دورهی نوجوانی بررسی کردهاند. هدف تحقیق حاضر ارزیابی یک مدل مفهومی ترکیبی است. در این مدل، خودتنظیمی فرزندان به عنوان یک متغیر مداخلهای در ارتباط بین ابعاد سهگانهی فرزندپروری پدران و مادران و نوع پرخاشگری آنان در نظر گرفته شده است (تصویر1).
تصویر 1: مدل نظری در مورد رابطهی بین خودتنظیمی نوجوانان و ابعاد سهگانهی والدینی غیرحمایتی با نوع پرخاشگری آنان
با این فرض که ابعاد سهگانهی والدینی غیرحمایتی، خودتنظیمی افراد را پیشبینی مینماید، خودتنظیمی نیز با پرخاشگری رابطهای و فیزیکی ارتباط دارد. با توجه به نکات ذکر شده، سئوالی که میتوان مطرح نمود این است که آیا ابعاد سهگانهی فرزندپروری غیرحمایتی والدین هر کدام به طور جداگانه و یا به شکل تعاملی با توجه فرهنگ جامعهی ما
و با در نظر گرفتن خودتنظیمی بر نوع پرخاشگری کودکان تاثیر دارد؟ روشکار پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعهی آماری این پژوهش را تمام دانشآموزان دختر و پسر دبیرستانی شهر ارومیه در سال تحصیلی 89-1388 تشکیل میدادند. با استفاده از فرمول تاباکنیک و فیدل[13] (25)، تعداد 192 الف-پرسشنامهیپرخاشگری: این پرسشنامه از 33 گویهی خودگزارشدهی تشکیل یافته که پرخاشگری فیزیکی، کلامی، خشم و خصومت را اندازه میگیرد. هر گویه، ویژگی فرد را در یک مقیاس لیکرت پنج درجهای یعنی 1 (نبود رفتار) تا 5 (با فراوانی بسیار بالا) میسنجد. اعتبار این آزمون توسط باس و پری[14] محاسبه و آلفای 89/0 گزارش گردید. همین طور پایایی را به کمک روش آزمون-آزمون مجدد با فاصلهی 9 هفته برابر با 80/0=r و روایی همزمان آن را از طریق همبستگی نمرات پرسشنامهی پرخاشگری مذکور با شاخصهای جراتمندی43/0=r و رقابت 46/0=r برآورد کردند (26). ب-مقیاس خودگزارشدهی رفتار اجتماعی کودکان[15](CSBS-S): این پرسشنامه توسط کریک و گروتپیتر[16] طراحی شده است و دارای پنج زیرمقیاس (پرخاشگری رابطهای، پرخاشگری فیزیکی، رفتار جامعهپسند، پرخاشگری کلامی، تنهایی و اشتمال[17]) میباشد. گویههای 1، 2، 4، 10 و 12 در یک مقیاس لیکرت پنج درجهای یعنی 1 (هرگز) تا 5 (همیشه) پرخاشگری رابطهای کودکان و نوجوانان (دستکاری روابط بین افراد، پخش شایعات بدخواهانه، طرد دیگران) را در موقعیتهای مدرسه مورد سنجش قرار میدهد. کریک و گروتپیتر پایایی به روش آلفای کرونباخ را برای خردهمقیاس پرخاشگری رابطهای 69/0 گزارش نمودند (27). در پژوهش حاضر مقدارآلفا برابر 64/0 محاسبه گردید. ج-پرسشنامهی ابعاد والدینی-فرم نوجوان: برای سنجش ابعاد والدینی غیرحمایتی (طرد[18]، سهلگیرانه[19] و تهدید و اجبار[20]) از زیرمقیاسهای پرسشنامهی والدین به عنوان زمینهی اجتماعی[21] اسکینر، جانسون و اشنایدر[22] استفاده گردید. تعداد گویههای این زیرمقیاس 24 است. هر گویه، نحوهی برخورد والدین را در یک مقیاس لیکرت چهار درجهای یعنی1 (کاملا نادرست است) تا 4 (کاملا صحیح است) میسنجدکه توسط نوجوان تکمیل میشود. اسکینر، جانسون و اشنایدر ضریب اعتبار و پایایی بالایی را برای این مقیاس گزارش نمودند (28). د-پرسشنامهی خودتنظیمی[23] (ASRI): برای اندازهگیری خودتنظیمی نوجوان از پرسشنامهی خودتنظیمی مویلان[24] استفاده گردید. گویههای این پرسشنامه میزان توانمندی نوجوان را در برانگیختن، بازبینی، حفظ و بازداری و تنظیم هیجانات، افکار، توجه و رفتار مورد ارزیابی قرار میدهد. پاسخگویان درجهبندی میکنند هر گویه تا چه حد در فرد مصداق دارد که دامنهی آن از 1 (اصلا در من مصداق ندارد) تا 5 (واقعا در من صادق است) میباشد. تحلیلهای انجام یافته در مورد پایایی نشان میدهند که ضریب آلفای آن70/0 تا 98/0 میباشد و روایی محتوایی و سازهی آن مورد تایید روش تجزیه و تحلیل دادهها:از مدلیابی معادلات ساختاری (روش حداکثر درستنمایی درAmos ) برای تحلیل دادههای مبتنی بر چهارچوب تحقیق (شکل 1) استفاده شد. اولین گام در SEM، آزمون مدل اندازهگیری جهت ارزیابی این است که متغیرهای مورد اندازهگیری تا چه حد به خوبی سازههای نهفته را بازنمایی میکنند. سپس این مدل اندازهگیری، برآورد اولیه از برازش ارایه میدهد که با آن مدل نظری (ساختاری) مقایسه میشود. برای ایجاد متغیرهای نهفته، ضروری است نشانگرهای چندگانه از هر کدام از متغیرها وجود داشته باشد. معمولا از زیرمقیاسهای سنجهها به عنوان نشانگرهای جداگانه معرف سازهی نهفته استفاده میکنیم. اما در برخی موارد، زیرمقیاسهای چندگانهی معرف سازهی خاص وجود ندارد. در آن صورت از بستههای آیتم[25] که توسط راسل، کاهن، اسپوت و آلتمیر[26] توصیف شده است استفاده میگردد (29). در مدل اندازهگیری پژوهش حاضر، متغیرهای نهفتهی خودتنظیمی، سبکهای غیرحمایتی والدینی و پرخاشگری به وسیله سه بسته پاسخ از خودتنظیمی و دو زیرمقیاس سبکهای غیرحمایتی والدینی (سهلگیرانه، طرد، تهدید و اجبار) و پرخاشگری (بدگمانی، خشم، رنجش، رابطهای، فیزیکی و کلامی) مورد اندازهگیری قرار گرفت. بعد از پذیرفتن مدل اندازهگیری، مدل ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. روایی مدل ساختاری با توجه به دو ملاک شاخص برازش و ضرایب مسیر تعیین شد. در SEM از روش بیشترین احتمال برای برآورد الگو و از برخی شاخصهای دیگر برای بررسی برازندگی الگو استفاده شد. رایجترین شاخصهای آماری برازش، مدل برازش مطلق[27] (آمارهی مجذور خی)، شاخصهای تصحیح ایجازی[28] (ریشهی دوم برآورد واریانس خطای تقریب (RMSEA)[29]) و شاخصهای برازش مقایسهای (شاخص بنتلر-بونت (NFI)[30]، شاخص برازش تطبیقی (CFI)[31] و شاخص تاکر-لوئیس (TLI)[32]) ارزیابی شدند. اگر مجذور خی از لحاظ آماری معنیدار نباشد بر برازندگی مناسب الگو دلالت میکند، اما این شاخص در نمونههای بزرگتر معمولا معنیدار است و از این رو شاخص مناسبی برای برازندگی الگو تلقی نمیگردد. مقدار نزدیک به یک برای شاخصهای TLI،NFI ،CFI و مقدار کوچکتر یا مساوی 05/0 برای شاخصهای RMSEA بر برازندگی مناسب و مطلوب دلالت دارند (30). روش چهار گامی توصیه شده توسط بارون و کنی[33] برای آزمون میانجیگری در مطالعهی حاضر مورد استفاده قرار گرفت. این چهار گام عبارتند از: 1- پیشبین (ابعاد والدینی غیرحمایتی) با ملاک (پرخاشگری) همبستگی داشته باشد مدل 1- متغیر پیشبین (ابعاد والدینی غیرحمایتی) با ملاک (پرخاشگری) رابطه دارد. مدل 2- متغیر پیشبین(ابعاد والدینی غیر حمایتی) با میانجی (خودتنظیمی) رابطه دارد. مدل 3- متغیر میانجی (خودتنظیمی) با ملاک (پرخاشگری) رابطه دارد. مدل 4- پیشبین (ابعاد والدینی غیرحمایتی) با ملاک (پرخاشگری) با ثابت نگهداشتن میانجی (خودتنظیمی) نتایج پس از جمعآوری دادهها و ورود آنها به رایانه، از نرمافزارهای PASW 18 و Amos 16 استفاده شد. از آن جا که SEM به توزیع متغیرهای غیر نرمال میتواند حساس باشد، تحلیلهای تک متغیره برای بررسی نرمال بودن دادهها، همگنی واریانس، خطاهای ورودی و دادههای پرت اجرا گردید. نتایج ارزیابی تحلیل تک متغیره نشان داد که به جز مولفههای ابعاد والدینی غیرحمایتی، سایر متغیرها به لحاظ کشیدگی و کجی، معنیدار نبودند. تبدیل ریشهی دوم و لگاریتم بر پایهی 10، نرمال بودن این متغیرها را اصلاح کرد که در تمامی تحلیلهای بعدی باقی ماندند. برای بررسی تفاوتهای جنسیتی با هر یک از متغیرهای نمونه، از تجزیهی واریانس (ANOVA) بهره گرفته شد. تجزیهی واریانس نشان داد که جنسیت بر روی هر یک از متغیرهای به کار رفته در
تحلیلها اثر معنیداری ندارد (05/0<P). نتایج تحلیلهای مقدماتی دادههای نمونهی حاضر (میانگین، انحراف معیار و همسانی درونی متغیرها) در جدول (1) آمده است.از روش چهار گامی پیشنهادی بارون و کنی برای آزمون میانجیگری در مطالعهی حاضر بهره گرفته شد که توسط مدلهای ارایه شده در جداول 2 تا 4 بازنمایی شده است. بر اساس شاخصهای برازش چندگانه که در جدول 2 ارایه شده است، فرض بر این است که هر مدل برازش مناسبی برای دادهها در نمونهی حاضر داشته باشد. شاخصهای برازش مدل مورد نظر (مدل 4) برابر با مجذور خی معنی دار (62/52)، (95/0=IFI)، (96/0=CFI) و (07/0=RMSEA) است. این مقادیر بیانگر این است که مدل چهارم یک برازش کافی بر روی دادهها فراهم مینماید (تصویر 2).جهت اطمینان از برازش خوب متغیرهای نهفتهی ابعاد والدینی غیرحمایتی با هم، یک تحلیل اندازهگیری مقدماتی اجرا گردید.تحلیل اندازهگیری نشان داد که به جز بعد اجبار و تهدید، دو بعد دیگر روی متغیر نهفتهی ابعاد والدینی غیرحمایتی(سهلگیرانه و طرد) به خوبی بار گرفتند 05/0<P و30/2=(192=N و 5)2χ. با توجه به این که دو متغیر روی یک عامل به خوبی بار گرفتند، نشانگر این است که ابعاد سهلگیرانه و طرد و خصمانه، علت اساسی مشابه دارند که با مفهومسازی رایج همسو است. علاوه بر این، متغیرهای رنجش، بدگمانی، پرخاشگری فیزیکیکلامی، خشم و رابطهای روی عامل نهفتهی کلی به نام پرخاشگری نیز مورد بررسی قرار گرفت.
جدول1- شاخصهای توصیفی و همسانی درونی سنجه های ابعاد والدینی غیر حمایتی، پرخاشگری و خودتنظیمی
جدول 2- شاخصهای برازش برای هر یک از مدلها در تحلیل میانجیگری
جهت اطمینان از برازش خوب متغیرهای نهفتهی ابعاد والدینی غیرحمایتی با هم، یک تحلیل اندازهگیری مقدماتی اجرا گردید. تحلیل اندازهگیری نشان داد که به جز بعد اجبار و تهدید، دو بعد دیگر روی متغیر نهفتهی ابعاد والدینی غیرحمایتی (سهلگیرانه و طرد) به خوبی بار گرفتند 05/0<P و30/2=(192=N و 5)2χ. با توجه به این که دو متغیر روی یک عامل به خوبی بار گرفتند، نشانگر این است که ابعاد سهل گیرانه و طرد و خصمانه، علت اساسی مشابه دارند که با مفهومسازی رایج همسو است. علاوه بر این، متغیرهای رنجش، بدگمانی، پرخاشگری فیزیکیکلامی، خشم و رابطهای روی عامل نهفتهی کلی به نام پرخاشگری نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که تمام گویههای مربوط به انواع زیرمقیاسهای پرخاشگری روی متغیر نهفته (پرخاشگری) به
خوبی بار گرفتند 05/0>P و73/4=(192=N و 2)2χ. به این معنی که این حالات روانشناختی ممکن است سنجهی مشترکی از تمایل کلی از رفتارهای پرخاشگرانه باشد. بارهای عاملی برای هر یک از متغیرهای مشاهده شده متناظر با متغیر نهفته در جدول 3 نشان داده شده است. برای سنجههای خودتنظیمی به جز بستهی سئوال 3، بستههای سئوال 2 و 1 بارگذاریهای متوسط به بالایی داشتند. بارهای عاملی هر یک از مولفههای پرخاشگری متناظر با متغیر نهفته (پرخاشگری) به غیر از متغیر مشاهده شده رابطهای متوسط به بالا بود (70/0 و یا بالاتر). همچنین برای مولفههای ابعاد والدینی غیرحمایتی، بار عاملی متغیر مشاهده شده سهلگیرانه بالا است، در حالی بار عاملی مولفهی طرد و خصمانه، متوسط به پایین بود.پس از گامهای طرحریزی شده توسط بارون و کنی برای آزمون میانجیگری، ابتدا فرض شد که ابعاد والدینی غیرحمایتی (متغیر پیشبین) با پرخاشگری (متغیر ملاک) در مدل 1 رابطه دارد. ضرایب غیر استاندارد (73/0) مربوط به مدل 1 از لحاظ آماری معنیدار است (001/0>P). در مرحلهی بعد رابطهی ابعاد والدینی غیرحمایتی با خودتنظیمی ایجاد شد. ضرایب غیر استاندارد (75/0-) مربوط به مدل 2 به لحاظ آماری معنیدار است (001/0>P)، در نتیجه شرط دوم میانجیگری برآورد گردید. برای آزمون سومین گام مورد نیاز برای میانجیگری، خودتنظیمی به سوی پرخاشگری برگشت داده شد، ضمن این که متغیر ابعاد والدینی غیرحمایتی کنترل شد. به طور مشابه ضرایب غیر استاندارد (62/0-) مربوط به مدل 3 از لحاظ آماری معنیدار است (001/0>P)، به این طریق شرط مورد نیاز برای میانجیگری در گام سوم برآورده گردید. معادلهی رگرسیون در گام چهارم نیز برآوردی از مدل 4 (47/0)، رابطهی بین ابعاد غیرحمایتی والدینی و پرخاشگری ضمن کنترل خودتنظیمی را فراهم نمود. ضریب غیر استاندارد برای مدل 4 به صفر کاهش پیدا نکرد، طوری که برای میانجیگری کامل لازم است. از این رو، میانجیگری کامل حاصل نشد. اما وقتی که مسیر ابعاد والدینی غیرحمایتی بر روی پرخاشگری در حضور خودتنظیمی به مقدار معنیداری کاهش یافته است، دلالت بر میانجیگری جزیی (نه کامل) دارد (31). به سخن دیگر، خودتنظیمی رابطهی بین ابعاد والدینی غیرحمایتی و پرخاشگری نوجوانان را در نمونهی حاضر دانشآموزان دبیرستانی به صورت جزیی میانجیگری میکند.
جدول3- بارهای عاملی برای ابعاد والدینی غیرحمایتی، پرخاشگری و خودتنظیمی در مدل نهایی میانجیگری
جدول 4- ضرایب مسیر ابعاد والدینی غیرحمایتی، پرخاشگری و خودتنظیمی برای هر مدل میانجیگری
بحث و نتیجهگیری مطالعهی حاضر اثر میانجیگری خودتنظیمی را در رابطهی بین ابعاد والدینی غیرحمایتی و پرخاشگری در بین دانشآموزان دبیرستانی آذربایجان غربی بررسی نمود. به ویژه فرض بر این
شد که نمرات سنجهی خودتنظیمی رابطهی بین نمرات ابعاد والدینی غیرحمایتی و نمرات پرخاشگری را میانجیگری نماید. برای آزمون این فرضیه از روش معادلهیابی ساختاری نتایج حاصل از برازش مدل 1 و 2 نشانگر این است که رابطهی بین ابعاد والدینی غیرحمایتی (سهلگیرانه و طرد-خصمانه) و پرخاشگری، مثبت اما رابطهی آن با خودتنظیمی، منفی میباشد که با مطالعات پیشین همخوانی دارد. برای مثال، تحقیقات نشان دادهاند بین شیوهی فرزندپروری مستبدانه و پرخاشگری فیزیکی کودکان نسبت به همسالان ارتباط معنیداری وجود دارد. همین طور، کودکانی که نسبت به همسالان خود پرخاشگری رابطهای نشان میدهند، خودشان در گذشته آماج پرخاشگری رابطهای والدین بودهاند (32). مطالعهی دیگری که توسط کازاس[34] و همکاران او انجام گرفت نشان داد که ابعاد والدینی سهلگیرانهی مادران و مستبدانهی پدران با پرخاشگری رابطهای پسران، رابطهی مثبتی دارد. این یافته بیانگر آن است که کودکان ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه را از والدین بیاموزند و این رفتارها را در ارتباط با همسالان خود به کار گیرند (33). چرخهی سرکوبگرایانهی پاترسون[35]، مدلی را برای تاثیر فرزندپروری بر پرخاشگری نشان میدهد. طبق این مدل، وقتی والدین با یک دستور مبهم و با یک لحن منفی مانع فعالیت کودک شده، او را تهدید نموده، عیبجویی کرده و به تنبیه متوسل میشدند، کودک آه و ناله سر میداد، هوار میکشید و امتناع میکرد تا این که پدر و مادر دریابند که رفتار کودک خیلی شدید است و در نهایت تسلیم او میشدند. این مسئله سبب میشود که هر دو در دام تقویت گرفتار شوند. کودک و والدین هر دو تقویت منفی دریافت میکنند. وقتی این چرخه بارها تکرار میشود، در سایر اعضای خانواده، اضطراب و تحریکپذیری ایجاد شده و طولی نمیکشد که آنها نیز به تعاملهای خصمانه روی میآورند. ثمرهی این فرآیندهای خانوادگی، پرخاشگری است و باعث میشود تا کودکان، به دنیا از زاویهای خشن نگاه کنند (34،35). پاترسون معتقد است سه عامل فقدان قواعد[36]، نقص در بازبینی و نظارت[37]، پاداش و تنبیه بیثبات[38] که پدر و مادر در چرخهی سرکوب گرایانه در پیش میگیرند، منجر به انضباط خشن رشد یافتن در محیطی که امکان رفع نیاز به خودمختاری وجود ندارد ممکن است زمینهی شیوهی پرخاشگری فیزیکی را فراهم سازد، زیرا با عاطفهی منفی، خودتنظیمی ضعیف (23) و عوامل مهم روانشناختی پرخاشگری کودکان ارتباط دارد. همچنین رفتارهای خودتنظیمی پایین با بیماریهای جسمی (فشارخون بالا، دیابت، چاقی، مصرف مواد الکلی و ...) و تکانشگری ارتباط دارد. در واقع بسیاری از تحقیقاتی که در زمینهی ارتباط فرآیندهای خودتنظیمی با رفتارهای ناسازگارانه انجام شده است به عدم کنترل رفتاری[39] تاکید داشتند. اشخاص خودمختار برای این که بتوانند به صورت موفقیتآمیز به اهدافشان دست یابند از خودتنظیمی و پسخوراند در مورد وضعیتشان در طرحریزی، هدایت و حفظ تغییرات بهینه در رفتار استفاده میکنند. بر عکس، افراد دارای خودتنظیمی پایین در هنگام مواجه با موانع، اغلب تکانشگری، بیشفعالی و پرخاشگری از خود نشان میدهند. همین طور، عدم خودکنترلی مثبت نیز با بسیاری از مسایل جدی مانند رفتار ضداجتماعی، آسیبشناسی روانی و الکلیسم بزرگسالی ارتباط دارد (35). مدل 3 فرضی تحقیق نشان داد که رابطهی بین خودتنظیمی و پرخاشگری نوجوان منفی است. یافتهی حاضر با نتایج بسیاری از تحقیقات همسو میباشد. یکی از مهمترین تواناییهای کودکان و نوجوانان، خودتنظیمی است که نقش مهمی در تنظیم هیجان به عهده دارد. سینگر و بشرس[40] معتقدند که خودتنظیمی یک فراسازه است که به طور انعطافپذیرانه موفقیت عملکرد شخص را راهنمایی، بازبینی و هدایت میکند. طبق نظریهی بندورا، خودتنظیمی نتیجهی فرآیند شخص، محیط و رفتار است و فرآیندهای خودتنظیمی تاثیر افکار خصمانهی فعال شده بر پرخاشگری را کاهش اگر چه پژوهش حاضر شواهدی فراهم نمود که خودتنظیمی رابطهی بین ابعاد والدینی غیرحمایتی و پرخاشگری را بنا براین برای ارزیابی ارتباط بین خودتنظیمی و پرخاشگری در سنین مختلف، پیشنهاد میشود از تحقیقات طولی استفاده شود. دومین محدودیت، ویژگی خودگزارشدهی ابزارهای تحقیق بود که نتایج ادراک شرکتکنندگان را از سازههای مورد اندازهگیری نشان میداد. سازههای مورد اندازهگیری ممکن است تحت تاثیر ارزشهای فرهنگی فردی و خانوادگی متفاوت قرار گیرند که تحقیقات بعدی باید این سازهها را در زمینههای فرهنگی متفاوتی مورد مطالعه قرار دهند. محدودیت بعدی به تعمیمپذیری یافتهها مربوط میشود. نمونهی حاضر را دانشآموزان اول و دوم دبیرستان شهرستان ارومیه تشکیل میدادند، در نتیجه نتایج به دست آمده نمیتواند به سایر جمعیتهای قومی و فرهنگی تعمیم یابد. پیشنهاد میشود محققان این روابط را در جمعیتهای دیگر مورد بررسی
[1]Little [2]Threatened Egotism [3]Sexual Possessiveness [4]Character Disorders [5]Baumrind [6]Steinberg [7]Psychological Control [8]Coercive control [9]Low Synchrony [10]Nelson and Crick [11]Yang [12]Emotional Self Regulation [13]Tabachnick and Fidell [14]Buss and Perry [15]Children’s Social Behavior Scale-Self Report [16]Crick and Grotpeter [17]Inclusion [18]Rejection [19]Chaos [20]Coercion [21]Parents as Social Context Questionnaire- Adolescent Report [22]Skinner, Johnson and Snyder [23]The Adolescent Self Regulatory Inventory [24]Moilanen [25]Item Parcels [26]Russell, Kahn, Spoth and Altmeier [27]Absolute [28]Parsimony Correction Indices [29]Root Mean Square Error of Approximation (RMSEA) [30]Bentler-Bonett Index (NFI) [31]Comparative Fit Index (CFI) [32]Tucker- Lewis Index (TLI) [33]Baron, Kenny [34]Casas [35]Patterson´s Coercion Cycle [36]Lake of Rules [37]Failure to Monitor [38]Inconsistent Reward and Punishment [39]Behavioral Under Control [40]Singer and Bashlrs
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. Skara S, Pokhrel P, Weiner MD, Ping S, Dent C, Sussman S. Physical and relational aggression as predictor of drug use: Gender differences among high school student. Addict Behav2008; 33(12): 1507-15. 2. Johnson D, Johnson R. Conflict resolution and peer mediation programs in elementary and secondary schools: A review of the research. Rev Educ Res 1996; 66: 459-506. 3. Coie JD, Lochman JE, Terry R, Hyman C. Predicting early adolescent disorder from childhood aggression and peer rejection. J Consult Clin Psychol 1992;60: 783-92. 4. Frey KS. Second step preventing aggression by promoting social competence. J Emot Behav Disord 2000; 102: 187-203. 5. Dryfoos JG. The prevalence of problem behaviors, implications for programs. In: Weissberg RP. (editor). Healthy children 2010, Enhancing children's wellness. Thousand Oaks: CA, Sage; 1997: 6. Rubin KH, Hastings P, Chen X, Stewart S, McNichol K. Intrapersonal and maternal correlates of aggression, conflict, and externalizing problems in toddlers. Child Dev 1991; 69: 1614-29. 7. Little TD, Jones SM, Henrich CC, Hawley PH. Disentangling the “whys” from the “what’s” of aggressive behavior. Int J Behav Dev 2003; 27: 122-3. 8. Pellegrini AD, Roseth CJ. Relational aggression and relationships in preschoolers, a discussion of methods, gender differences, and function. J Appl Dev Psychol 2006; 27: 269-76. 9. Soenens B, Vansteenkiste M, Goossens L, Duriez BK, Christopher P. The intervening role of relational aggression between psychological controlled friendship quality. England: Blackwell; 2008: 1467-9507. 10. Sadegi A, Ahmadi Abedi MR. [The study of the effectiveness of group traings in anger management in a rational-behavioral-emotional style]. Journal of psychology 2002; 6: 52-62. (Persian) 11. DeWall CN, Baumeistera RF, Stillmana TF, Gailliot MT. Violence restrained: Effects of self 12. Newman K, Harrison L, Dashiff C, Davies S. Relationships between parenting styles and risk behaviors in adolescent health: An integrative literature review. Rev Latino-am Enfermagem Janeiro 13. Joussment M, Vitaro F, Barker ED, Cote S, Nagin D, Zoccolilo M, et al. Controlling parenting and physical aggression during elementary school. Child Dev 2008; 79(2): 411-25. 14. Barber BK, Harmon E. Violating the self: Parental psychological control of children and adolescents. In: Barber BK. (editor). Intrusive parenting: How psychological control affects children and adolescents. Washington, DC: American Psychological Association; 2002: 15-52. 15. Barber BK, Olsen JE. Socialization in context: Connection, regulation, and autonomy in the family, school, neighborhood, and with peers. J Adolesc Res 1997; 12: 287-315. 16. Nelson DA, Crick NR. Parental psychological control: Implications for childhood physical and relational aggression. In: Barber BK. (editor). Intrusive parenting: How psychological control affects children and adolescents. Washington, DC: APA; 2002: 168-89. 17. Nelson DA, Hart CH, Yang C, Olsen JA, Jin S. Aversive parenting in China: Associations with child physical and relational aggression. Child Dev 2006; 77: 554-72. 18. Yang C, Hart CH, Nelson DA, Porter CL, Olsen SF, Robinson CC, et al. Fathering in a Beijing, Chinese sample: Associations with boys’ and girls’ negative emotionality and aggression. In: Day RD, Lamb ME. (editors). Conceptualizing and measuring father involvement. Mahwah, NJ: Erlbaum; 2004: 185-215. 19. Moilanen KL. The adolescent self-regulatory inventory: The development and validation of a questionnaire of short-term and long-term self-regulation. J Youth Adolesc 2007; 36: 835-48. 20. Brown K, Atkins MS, Osborne ML, Millnamow M. A revised teacher rating scale for reactive and proactive aggression. J Abnorm Child 1996; 24(4): 473-80. 21. Dennis T. Emotional self-regulation in preschoolers: The interplay of child approach reactivity, parenting, and control capacities. Dev Psychol 2006; 42(1): 84-97. 22. Grolnick WS, Gurland ST, DeCourcey W, Jacob K. Antecedents and consequences of mothers’ autonomy support: An experimental investigation. Dev Psychol 2002; 38: 143-54. 23. Assor A, Roth G, Deci EL. The emotional costs of parents conditional regard: A self determinant theory analsis. J Pers 2004; 72: 47-88. 24. Raja SN, McGee R, Stanton WR. Perceived attachments to parents and peers and psychological well-being in adolescence. J Youth Adolesc 1992; 21: 471-85. 25. Tabachnick BG, Fidell LS. Using multivariate statistics (3rd section). New York: Harper Collins; 1996. 26. Buss AH, Perry M. The aggression questionnaire. J Pers Soc Psychol 1992; 63: 452-9. 27. Crick NR, Grotpeter JK. Relational aggression, gender, and social psychological adjustment. Child Dev 1995; 66: 710-22. 28. Skinner E, Johnson S, Snyder T. Six dimensions of parenting: A motivational model. Parent Sci Prac 2005; 5(2): 175-235. 29. Russell DW, Kahn JH, Spoth R, Altmaier EM. Analyzing data from experimental studies: A latent variable structural equation modeling approach. J Counsel Psychol 1998; 45: 18-29. 30. Harrington D. Confirmatory factor analysis. Oxford: Oxford University; 2009: 50-78. 31. Baron RM, Kenny DA. The moderator-mediator variable distinction in social psychological research: Conceptual, strategic, and statistical considerations. J Pers Soc Psychol 1986; 51: 1173-82. 32. Grotpeter JK. Relational aggression, physical aggression, and family relationships. Dissertation Abstracts International, Section B. Sci Engin 1997; 58(10-B): 5671. 33. Casas FJ, Weigel SM, Crick NR, Ostrov JM. Early parenting and children's relational and physical aggression in the preschool and home contexts. J Appl Dev Psychol 2006; 27: 209-27. 34. Carpenter EM. A curriculum-based approach for social-cognitive skills training, an intervention targeting aggression in heat start preschoolers. Unpublished PhD Dissertation. Maine: University of Maine, College of psychology, 2002. 35. Patock-Peckham JA, Cheong J, Balhorn ME, Nagoshi CT. A social learning perspective: A model of parenting styles, self-regulation, perceived drinking control, and alcohol use and problems. Alcoholism Clin Exp Res 2001; 25: 9. 36. Grolnick WS, Gurland ST, DeCourcey W, Jacob K. Antecedents and consequences of mothers’ autonomy support: An experimental investigation. Dev Psychol 2002; 38: 143-54. 37. Singer BD, Bashlrs AS. What are executive functions and self-regulation and what do they have to do with language-learning disorders? Lang Speech Hear Serv Sch 1999; 30: 265-73. 38. Meier B, Wilkowski BM, Robinson M. Bringing out the agreeableness in everyone: Using a cognitive self-regulation model to reduce aggression. J Exp Soc Psychol 2008; 44: 1383-7. 39. Brody GH, Ge X. Linking parenting processes and self-regulation to psychological functioning and alcohol use during adolescence. J Fam Psychol 2001; 15: 82-94. 40. Finkenauer C, Engels RC, Baumeister RF. Parenting behavior and adolescent behavioral and emotional problems: The role of self-control. Int J Behav Dev 2005; 29: 58-69. 41. Galambos NL, Barker ET, Almeida DM. Parents do matter. Trajectories of change in externalizing and internalizing problems in early adolescence. Child Dev 2003; 68: 506-29. 42. Tangney JP, Baumeister RF, Boone AL. High self-control predicts good adjustment, less pathology, better grades, and interpersonal success. J Pers 2004; 72: 271-324.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 14,730 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 5,725 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
