استفاده از بی فسفوناتها در فیبرو دیسپلازی استخوان | ||
| مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد | ||
| مقاله 10، دوره 57، شماره 7، دی 1393، صفحه 874-878 اصل مقاله (252.27 K) | ||
| نوع مقاله: گزارش مورد | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/mjms.2014.3599 | ||
| نویسندگان | ||
| رحیم وکیلی1؛ محمد قره داغی2؛ سمانه کوزه گران* 3 | ||
| 1-استاد غدد واندوکرینولوژی کودکان، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران | ||
| 2استاد ارتوپدی، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران | ||
| 3استادیار اطفال، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران | ||
| چکیده | ||
| مقدمه دیسپلازی فیبروز یک ضایعه اسکلتال خوشخیم است که یک یا چند استخوان را درگیر میکند. این اختلال یک بیماری خوشخیم مادرزادی است که هر دو جنس را یکسان درگیر میکند. این ضایعات ممکن است باعث دفورمیتی استخوان، شکستگی یا دردهای مزمن اسکلتی شود و یک عامل مساعد کننده برای شکستگیهای پاتولوژیک است. معرفی بیمار در این مقاله دختری 12 ساله معرفی میشود، که از 2 سال قبل دچار درد دراستخوان فمور و لگنش شده وعلی رغم دریافت درمانهای معمول پاسخ مطلوبی نداشته است، با انجام بررسی های تشخیصی بیشتر برای بیمار تشخیص دیسپلازی فیبروز داده شد و پس از درمان با بیس فسفوناتها بهبود قابل توجهی در علایم پیداکرد. در طی پیگیری شش ماهه علایم بیمار بهبود یافت و عارضه جانبی مهمی رخ نداد. نتیجه گیری استفاده از بی فسفوناتها میتواند در کاهش درد و شکستگی و نیز دفورمیتی استخوان در بیماری دیسپلازی فیبروز مفید باشد. در این بیمار نیز استفاده از انفوزیون دوره ای پامیدرونات برا ی درمان، منجر به بهبود چشمگیر درد، لنگش وعلایم رادیولوژیک گردید. | ||
| کلیدواژهها | ||
| بیس فسفوناتها؛ دیسپلازی فیبروز؛ دردهای استخوانی | ||
| اصل مقاله | ||
|
مقدمه دیسپلازی فیبروز اختلال متابولیک استخوانی است که همراه سندرم مک کون آلبرایت است. این سندرم یک اختلال عملکرد غدد درونریز همراه با هیپرپیگمانتاسیون پوستی (لکههای کافه ئولیت) و دیسپلازی فیبروز سیستم اسکلتی است. این بیماری در اثر پرکاری غدد متعدد ایجاد میشود. بعضی افراد ضایعات گستردهای از پیگمانتاسیون پوستی به همراه بلوغ زودرس دارند (1). دیسپلازی فیبروز یک ضایعه اسکلتال خوشخیم است که یک یا چند استخوان را درگیر میکند. این اختلال یک بیماری مادرزادی است که هر دو جنس را یکسان درگیر میکند و اتیولوژی بیماری ناشی از موتاسیون در ژنی است که کد کننده زیرگروه آلفا از پروتئین محرک G میباشد (G(S)alpha). این ضایعات ممکن است باعث دفورمیتی استخوان، شکستگی یا دردهای مزمن اسکلتی شود و یک عامل مساعد کننده برای شکستگیهای پاتولوژیک میباشد (2-4). ضایعات فوکال یا چند کانونی است و ظاهری رادیولوسنت دارند و اسکن رادیوایزوتوپ استخوان افزایش باز جذب را در مناطق تحت تاثیر نشان میدهد. در طی چند سال گذشته، بیس فسفوناتها به صورت انفوزیون وریدی برای درمان دیسپلازی فیبروز استفاده شدهاست و در بهبود عملکرد، کاهش درد و کاهش ریسک شکستگی کمک کننده بودهاند (2-5).
معرفی بیمار بیمار مورد بحث، دختری 12 ساله است که تظاهر بیماریاش به صورت لنگش و درد استخوانی درفمور سمت راست از 2 سال قبل از مراجعه و بهدنبال تروما، بودهاست. بیمار مراجعات متعدد به درمانگاه ارتوپدی داشته و تحت درمانهای معمول و NSAID قرار گرفته که بهبودی حاصل نشدهاست و به علت ادامه درد و لنگش برای وی اقدامات تشخیصی گسترده از قبیل رادیوگرافی و سی تی اسکن از فمورانجام شده ودر نهایت با تشخیص دیسپلازی فیبروز به درمانگاه غدد اطفال ارجاع گردیده است.در معاینات بالینی از نظر معیارهای بلوغ، وی در مرحله تانر: II، پوبارک I قرار دارد و منارک نداشته است. در معاینه، ماکولهای کافه ئولیت در باتوک ، ران راست ، قدام قفسه سینه و نیز در گردن دارد. که ابعادآن در حدود 2cm*3cm در ران و باتوک و در ناحیه گردن 7cm*5cmمی باشد (شکل1). او همچنین ازتورم مچ دست راست و نیز درد مچ دست در هنگام نوشتن شکایت دارد. در معاینه سیستمیک هیچ نکته غیر طبیعی یافت نشد. والدین منسوب هستند و سابقه مشکلات استخوانی در مادر بیمار وجود داشته است (البته مادر بیمار حدود 8 سال قبل فوت کردهاست). یافته های آزمایشگاهی: Ca:9.6 mg/dl، AIP:456 U/L، dl/mgCr:0.5، BUN:8، WBC:6200، Hb:12.6، plat:180000، آزمایشات هورمونی: TsH: 3.2 micro mol/L ، T4:10.4microg/dl ، LH:3.2 mIU/ml ، FSH:3.9mIU/ml ، PRL:10.2 ng/ml ، کورتیزول پایه صبحگاهی: l/nmol390.4، و در محدوده طبیعی بودند. در رادیوگرافی در استخوانهای بازو و فمور سمت راست، ضایعات کیستیک و لیتیک مشاهده شدهاست و اسکن استخوان افزایش جذب را در استخوان فمور سمت راست، مچ دست و گونه نشان دادهاست (شکل 3). برای وی درمان با پامیدرونات وریدی به صورت دورهای هر 3 ماه یک بار به مدت 3 روز تجویز شد که بعد از یک دوره 6 ماهه بهبود قابل ملاحظه در لنگش و درد استخوان وی ونیز علائم رادیوگرافی حاصل شد.
بحث دیسپلازی فیبروز استخوان، یک بیماری مادرزادی غیر ارثی است که هر دو جنس را به طور مساوی درگیر میکند. ضایعات استخوانی در دیسپلازی فیبروز با افزایش تکثیر سلولهای شبیه فیبروبلاست که در مناطقی مشابه استئوکلاستها و در بعضی مناطق دیگرشبیه کندروسیتها تظاهر دارند، مشخص میشود و نیز همراهی با افزایش باز جذب استئوکلاستیک استخوانها دارد. ضایعات فوکال یا پلیاوستئوتیک هستند دیسپلازی فیبروز با لکههای کافهئولیت معمولا با سندروم مک کون آلبرایت همراه است (4، 5). بیمار مورد مطالعه، دیسپلازی فیبروز پلی اوستئوتیک به همراه هیپرپیگمانتاسیون داشت، که البته همراهی با بلوغ زودرس و همچنین اختلالات اندوکرین دیگر که در برخی بیماران مبتلا به سندرو م مک کون آلبرایت مشاهده میشود، در این بیماروجود نداشت. این بیمار ضایعات کیستیک و لیتیک در فمور سمت راست و استخوان گونه داشت که با افزایش جذب در اسکن استخوان همراه بود. بیس فسفوناتها، از سالها قبل به عنوان تداوم دهنده مینرالیزاسیون استخوان شناخته شده است. عملکرد بیولوژیک اصلی بیس فسفوناتها شامل مهار جذب استئوکلاستیک استخوان میباشد که در شرایطی که افزایش باز جذب استخوان وجود دارد مثل بیماری پاژه استخوان و استئوژنز ایمپرفکتا، نقش مهمی بر عهده دارد (4،6). طی چند سال اخیر، بیس فسفوناتها به صورت انفوزیون وریدی برای درمان دیسپلازی فیبروز مورد استفاده قرار گرفتهاند. این درمان باعث بهبود در عملکرد، کاهش درد و کاهش ریسک شکستگی شدهاست. و معیارهای بیوشیمیایی استخوان را کاهش دادهاست و بهبودی رادیولوژیک در ضایعات استئولیتیک در حدود50% از بیماران دیده شدهاست(4، 7-9). کودکان مبتلا به بیماری فیبرودیسپلازی دچار اختلال در تمایز استئوبلاستها هستند که در مراحل اولیه امبریوژنز کسب شده ومنجر به ضایعات فیبروز در استخوان می شود. این ضایعات با دفورمیتی، شکستگی ودردهای استخوانی در نواحی گرفتار همراه است. در مطالعه انجام شده در آلمان 8 بیمار با فیبرودیسپلازی که از دردهای استخوانی شاکی بودند، تحت درمان با پامیدرونات وریدی قرار گرفتند و بهبودی قابل ملاحظه ای در درد استخوانی داشتند. دارو به خوبی تحمل شد. عوارض جانبی اندک و محدود به تب بدون علامت سیستمیک ومختصر کاهش در کلسیم سرم بود (3). آشو1 وهمکارانش در هند دختری 15 ساله با لنگش ودردهای استخوانی به مدت 5 ماه، که سابقه شکستگی های متعدد در استخوان ران راست داشت، معرفی کردند. وی ماکولهای کافه ئولیت در باتوک چپ وراست داشت وبا تشخیص فیبرودیسپلازی تحت درمان دوره ای با پامیدرونات وریدی هر 3 ماه قرار گرفت. علاوه بر این ویتامین D وکلسیم نیز دریافت کرد. با درمان بهبودی چشمگیری در دردهای استخوانی داشت وطی سه سال پیگیری هیچگونه شکستگی استخوانی جدیدی رخ نداد. بنابراین بیمار پیامد خوبی از نظر کاهش شکستگی ودرد استخوانی با این درمان به دست آورد (4). در مطالعه ای که در استرالیا انجام شد، 9 بیمار مبتلا به فیبرودیسپلازی تحت درمان با پامیدرونات قرار گرفتند. پامیدرونات به صورت انفوزیون وریدی سه روز هر شش ماه به یکی از تظاهرات اصلی سندرم مک کون آلبرایت فیبرودیسپلازی می باشد واغلب با پیامدهای بالینی شدید مثل درد استخوانی، دفورمیتی استخوان و شکستگی های پاتولوژیک همراهی دارد. درمان با بیس فسفوناتها در کودکان مبتلا به این بیماری در سالهای اخیر نتایج دلگرم کننده ای را نشان داده است. در مطالعه انجام شده در ایتالیا بر 10 دختر و4 پسر مبتلا به فیبرودیسپلازی متوسط تا شدید، درد، شکستگی، ودفورمیتی و معیارهای بیوشیمیایی استخوانی قبل و بعد از درمان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج مطالعه اثرات سودمندی از درمان دراز مدت با بیس فسفوناتها بر ضایعات استخوانی وکاهش درد و شکستگی وشواهد بهبود رادیولوژیک استخوانهای دراز را نشان داد (10). بیمار مورد نظر ما نیز تحت درمان با انفوزیون دورهای پامیدرونات (هر 3 ماه) قرار گرفته و با بهبود نشانهها و کاهش درد و لنگش بدون بروز هر گونه شکستگی همراه بودهاست.
نتیجه گیری در مطالعات متعدد نتیجه درمان متفاوت بودهاست ودر چندین مطالعه مفید بودن بی فسفوناتها نشان داده شده است. بیمار حاضر نیز بهبود قابل ملاحظه ای در کاهش درد، بهبود لنگش و علایم رادیوگرافی نشان داد. لذا استفاده از بی فسفوناتها میتواند در کاهش درد و شکستگی و نیز دفورمیتی استخوان دربیماری فیبرودیسپلازی مفید باشد.
| ||
| مراجع | ||
|
1. Garibaldi L, Chemaitilly W. Disorders of pubertal Development. In: Kliegman R, Stanton B, Schor N, Behrman R. Nelson textbook of pediatrics. 19th ed: Philadelphia: Saunders Elsevier; 2011. 1891-1892.
2.DiCaprio MR, Enneking WF. Fibrous dysplasiaPathophysiology, evaluation, and treatment. J Bone Joint Surg Am 2005;87(8):1848-1864.
3.Pfeilschifter J, Ziegler R. Effect of pamidronate on clinical symptoms and bone metabolism in fibrous dysplasia and McCune-Albright syndrome. Med Klin (Munich) 1998 Jun 15;93(6):352-359.
4.Rastogi A, Bhadada SK, Bhansali A. Recurrent Femur Neck Fracture and Response to Bisphosphonates in Polyostotic Fibrous Dysplasia. The Indian Journal of Pediatrics. 2012;79(5):667-9
5. Khadilkar V, Khadilkar A, Maskati G. Oral bisphosphonates in polyostotic fibrous dysplasia. Indian pediatrics. 2003;40(9):894
6. Chan B, Zacharin M. Maternal and infant outcome after pamidronate treatment of polyostotic fibrous dysplasia and osteogenesis imperfecta before conception: a report of four cases. Journal of Clinical Endocrinology & Metabolism. 2006;91(6):2017-20
7. Classen CF, Mix M, Kyank U, Hauenstein C, Haffner D. Pamidronic acid and cabergoline as effective long-term therapy in a 12-year-old girl with extended facial polyostotic fibrous dysplasia, prolactinoma and acromegaly in McCune-Albright syndrome: a case report. Journal of medical case reports. 2012;6(1):1-5
8. Jayaraman M, Karikumar K, Verma A, Modi K. Alendronate therapy in polyostotic fibrous dysplasia presenting with pathologic fracture. Am J Orthop (Belle Mead NJ). 2011;40:E48-E50
9. Zacharin M, O’Sullivan M. Intravenous pamidronate treatment of polyostotic fibrous dysplasia associated with the McCune Albright syndrome. The Journal of pediatrics. 2000;137(3):403-9
10. Lala R, Matarazzo P, Andreo M, Marazi D. Bisphosphonate treatment of bone fibrous dysplasia in McCon-Albright syndrome. J Pediatr Endocrinology Metab. 2006; 19 Suppl 2:583-93 | ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 12,568 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,072 |
||
