بررسی استحکام شکست دندان های ترمیم شده با سه نوع آنله همرنگ دندان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله دانشکده دندانپزشکی مشهد | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 16، دوره 30، شماره 3,4، مهر 1385، صفحه 289-300 اصل مقاله (345.26 K) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jmds.2006.1441 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| علی اصغر علوی* 1؛ سمیه زاهدی2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1دانشیار گروه آموزشی ترمیمی و زیبایی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2متخصص ترمیمی و زیبایی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقدمه: با توجه به نیازهای روزافزون زیبایی استفاده از مواد همرنگ دندان افزایش یافته است. با توجه به این مسئله در این تحقیق، استحکام شکست دندان های ترمیم شده با دو نوع کامپوزیت غیر مستقیم (Targis, Tetric Ceram HB) و یک نوع پرسلن (IPS Empress) با طرح انله مقایسه شده است. مواد و روش ها: # مولف مسؤول، آدرس : شیراز، خیابان قصردشت، قم آباد، دانشکده دندانپزشکی، بخش ترمیمی و زیبایی تلفن: 4-6263193 - 0711 تعداد 32 دندان پرمولر کشیده شده فک بالا جمع آوری و دندانها به چهار گروه 8 تایی تقسیم شد. در سه گروه حفرات MOD با ابعاد عرض باکولینگوال: 3/2 فاصله نوک کاسپ ها، عمق پالپال: 5/2 میلی متر، عمق axial:2 میلی متر، کف ژینژیوال: 1 میلی متر زیر CEJ، هر دو کاسپ دندانها 2 میلی متر کوتاه گردید و یک گروه بدون ایجاد حفره به عنوان گروه کنترل نگه داشته شد. دندانهای آماده شده توسط مواد ذکر شده، طبق دستور کارخانه سازنده به روش غیر مستقیم ترمیم شدند. به تمامی نمونه ها بعد از گذشت 10-7 روز دوره نگهداری در نرمال سالین با استفاده از دستگاه اینسترون نیروی فشاری وارد شد و در لحظه شکست میزان نیرو ثبت گردید و به کمک آزمون واریانس یکطرفه مورد بررسی آماری قرار گرفت. همچنین نوع شکست نمونه ها مقایسه شد. یافته ها: استحکام شکست در همه گروهها معادل دندان سالم تراش نخورده بود و طبق آزمون ANOVA تفاوت معناداری بین استحکام شکست گروهها مشاهده نشد (7/0=P). دندان های غیر قابل ترمیم در گروههای کامپوزیتی زمانی که تحت نیروی فشاری قرار گرفتند در مقایسه با گروه پرسلن کمتر بود. نتیجه گیری: پوشش کاسپ توسط ترمیم های غیرمستقیم کامپوزیتی یا سرامیکی، استحکام شکست دندان را به میزان دندان سالم تراش نخورده می رساند. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| استحکام شکست؛ مواد همرنگ دندان؛ آنله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه: شکستگی ترمیم ها در بسیاری از دندانهای خلفی که همراه با پوسیدگی وسیع هستند، امر شایعی است که در پاره ای از موارد همراه با تخریب بافت باقی مانده دندان نیز می باشند. ترمیم همراه با پوشش کاسپ مناسب ترین طرح درمان در این موارد با توجه به نیازهای روز افزون زیبایی و نگرانی از اثرات سمی جیوه آمالگام تقاضای افراد برای گزارش شده که اینله و انله های سرامیکی نسبت به کامپوزیتی ریزنشت کمتر و تطابق بهتری دارند. همچنین سمان های رزینی چسبنده وقتی با اینله و موارد کاربرد اینله و انله های سرامیکی مانند اینله و انله های کامپوزیتی است و امکان انجام ترمیم های بسیار زیبا را در دندان های خلفی فراهم می کنند. در واقع زیبایی بهتر، سازگاری بافتی و مقاومت بیشتر به سایش از مزایای پرسلن به کامپوزیت است(2). از سوی دیگر کامپوزیت نیز می تواند از - روش لابراتواری تهیه آن ساده تر و ارزان تر است. - امکان شکسته شدن در مرحله امتحان و سمان کردن، کمتر است. - امکان تصحیح و پرداخت مجدد در دهان هست. - ترمیم و سمان از یک ماده هستند. - امکان ایجاد سایش در دندان مقابل کمتر است. - براحتی امکان تعمیر دارد. به طور کلی شکست توده ای و تخریب مارجین، دو علت اصلی شکست در اینله و انله های همرنگ دندان به حساب می آیند. در نواحی که کاسپ پوشش داده شده است، بخصوص اگر ضخامت کمتر از 2 میلی متر باشد، همچنین در ناحیه استموس نزدیک به مارجینال ریج احتمال شکسته شدن زیاد است که به علت سایش سریع تر سمان رزینی نسبت به ترمیم و دندان، اتفاق می افتد بخصوص اگر تطابق ترمیم کم باشد. در واقع کاهش درز در نواحی لبه ای، باعث کاهش سایش سمان می شود(1). استفاده از کامپوزیت های مستقیم در نواحی Quist و همکاران، ضمن تحقیق خود در سال 1990 گزارش کردند که در دندان های خلفی ترمیم شده با کامپوزیت، نیمی از موارد نیاز به تعویض ترمیم، پوسیدگی ثانویه و شکست توده ای بود(5). همچنین Mjor و Toffenetti در سال 1992، شکست توده ای و شکستگی نواحی مارژین را مسبب 14 درصد موارد نیاز به تعویض ترمیم دانستند(6). Wilder و همکاران، در بررسی کلینیکی 17 ساله خود (1999) چهار نوع کامپوزیت را در ترمیم طبق تحقیق Lopes و همکاران در سال 1991 انطباق در نواحی مارژین در اینله و انله های کامپوزیتی بهبود می یابد و این کاهش استرس در دیواره های مینایی و عاجی است چرا که انقباض ناشی از پلی مریزاسیون قبل از ایجاد باند به ساختمان دندان اتفاق می افتد(7). Wendt و همکاران نیز به نتایج مشابهی دست یافتند و گزارش کردند که سخت نمودن با حرارت در اینله و انله های کامپوزیتی تطابق بهتری در نواحی مارژین ایجاد می کند. این محقق همچنین در مطالعۀ خارج دهانی میزان مقاومت به شکست انله های کامپوزیتی را نسبت به روش مستقیم ترمیم با کامپوزیت مقایسه کرد. این تحقیق بر روی دندان های پرمولر انجام شد و بعد از تهیه حفرات MOD در گروههای مختلف اقدام به ترمیم نمونه ها کرد و با وارد آوردن نیرو بر دندان های ترمیم شده، استحکام شکست را اندازه گیری نمود. وی تفاوت آشکاری بین گروهها مشاهده نکرد(9). در مطالعه ای که توسط Freitas و همکاران در سال 2002 بر روی مقاومت به شکست دندان های پرمولر ماگزیلا صورت گرفت، مشخص گردید چه زمانی که حفرات MOD ایجاد شده به طور مستقیم با کامپوزیت ترمیم می شوند و چه زمانی که بطور مطالعه Mandikos و همکاران در سال 2001 بر روی خصوصیات مکانیکی کامپوزیت های غیرمستقیم نشان داد، نسل جدید کامپوزیت های غیرمستقیم از نظر مقدار سایش و میزان سختی پیشرفتی در مقایسه با نسل قدیمی کامپوزیت های غیر مستقیم نداشته اند. ولی ارتباط معناداری بین میزان سختی و مقاومت به سایش نمونه ها مشاهده شد، بطوریکه با افزایش سختی، مقاومت به سایش هم افزایش می یابد(10). Rosentritt M و همکاران (2000) طی مطالعه خارج دهانی، مقاومت به شکست پست و کورهای فلزی و همرنگ دندان را با یکدیگر مقایسه کردند. در این مطالعه از دو نوع پست و کور تمام سرامیک، یک نوع پست و کور تمام طلا و سه نوع پست و کور ترکیبی (تیتانیوم و کامپوزیت، سرامیک و کامپوزیت، در مطالعه ای که توسط Esquivel-Upshaw و همکاران در سال 2001 صورت گرفت، مشخص گردید که مقاومت به شکست در اینله های Empress طبق مطالعات Brunton و همکاران (1999) مقاومت به شکست دندان های پرمولری که با انله کامپوزیتی ترمیم می شوند، در مقایسه با دندان هایی که با Cotert و همکاران (2001) بیان کردند، مقاومت به شکست دندان های مولر دارای حفرات MOD که با ترمیم های چسبنده مختلف ترمیم شده اند (آمالگام همراه با سمان یورتان دی متاکریلات، کامپوزیت خلفی، اینله کامپوزیت، اینله فلز ریختگی و اینله تمام سرامیک) تفاوت معناداری با یکدیگر نداشتند. Bremer و Geurtsen مطالعه ای درباره مقاومت به شکست دندان های مولر در سال 2001 انجام دادند. در این مطالعه از اینله های سرامیکی Cerec و ما در این تحقیق بر آن شدیم تا با مقایسه میزان مقاومت دندان هایی که با مواد همرنگ غیر مستقیم ترمیم های وسیع در آن ها صورت گرفته انتخابی بهتر در این خصوص ارائه دهیم. مواد و روش ها: در این مطالعه آزمایشگاهی تجربی، تعداد 32 دندان پرمولر فک بالا که به منظور درمان ارتودنسی کشیده شده و فاقد هر گونه پوسیدگی، پرکردگی قبلی و یا شکستگی بودند، جمع آوری و در نرمال سالین در دمای اتاق نگهداری شدند. ماگزیمم ابعاد باکولینگوالی و مزیودیستالی را اندازه گیری نموده و عدد بدست آمده در هم ضرب و به عنوان فاکتوری برای سایز هر نمونه در نظر گرفته شد. سپس در 3 گروه اول حفرات MOD ایجاد شد. عمق حفره ها در شیار مرکزی 5/2 میلی متر بوده و عرض حفره با توجه به بعد باکولینگوالی هر دندان تعیین شد بطوریکه دو سوم فاصله شیار مرکزی تا نوک هدف کوتاه کردن هر دو کاسپ و پوشش آنها بود. زمانی پوشش کاسپی مطرح می گردد که حفره حداقل دو سوم فاصله شیار مرکزی تا نوک آن کاسپ را در برگرفته باشد. سپس هر دو کاسپ با توجه به فرم آناتومی دندان، 2 میلی متر کوتاه شد. کف حفره در ناحیه باکس، 1 میلی متر بالاتر از CEJ قرار گرفته، عرض باکولینگوال دو سوم فاصله نوک کاسپ ها با توجه به عرض دندان، و عرض مزیودیستال 2 دیواره حفرات در سه گروه اول 15-10 درجه متباعد بوده، تمامی زوایای خطی گرد و هیچگونه زاویه تیز و مشخصی وجود نداشت. یک گروه به عنوان گروه کنترل بدون ایجاد حفره باقی ماند (گروه چهارم). حفرات در سه گروه اول به ترتیب با مواد زیر ترمیم شدند: گروه اول: کامپوزیت غیر مستقیم معمولی گروه دوم: کامپوزیت غیر مستقیم نسل جدید (Targis). گروه سوم: سرامیک Heat pressed (IPS Empress). (فهرست و ترکیب مواد به کار رفته در این تحقیق در جدول 1 آورده شده است.)
جدول 1 : فهرست و ترکیب مواد به کار رفته در این تحقیق
گروه اول: تمامی کف و دیواره های حفره به لوبریکنت محلول در آب آغشته شده، سپس کامپوزیت Tetric Ceram HB را به صورت لایه لایه (در سه لایه) در حفره قرار داده و هر لایه از اکلوزال به مدت 20 ثانیه توسط دستگاه (Coltene/ Whaledent Inc) Coltoulux 50 با شدت mw/cm2400 سخت شد. سپس مجدداً از باکال و لینگوال به مدت 60 ثانیه نور داده شد. آنگاه هر نمونه را از حفره جدا کرده و در آب در حال جوش (100 درجه سانتی گراد) به مدت 10 دقیقه قرار داده تا مرحله کیورینگ ثانویه با حرارت انجام شود. سطح داخلی انله های کامپوزیتی برای ایجاد گیر با استفاده از میکروسندبلاست با ذرات اکسید آلومینیوم 50 میکرونی آماده سازی شد. در گروه دوم و سوم قالب گیری از حفرات با Optosil و Xantoprin صورت گرفت. Cast و دای آنها در لابراتوار تهیه شد. پس از آماده شدن ترمیم ها، امتحان نشست آنها بر روی حفرات دندانی انجام و در صورت لزوم، تصحیح شد. سطح داخلی انله های Targis برای ایجاد گیر با استفاده از میکروسندبلاست با ذرات اکسید آلومینیوم 50 میکرونی سندبلاست شد. سطح داخلی انله های سرامیکی برای ایجاد گیر توسط هیدروفلوئوریک 5/9 درصد اچ شد. سپس نمونه ها در هر سه گروه طبق دستور کارخانۀ سازنده در حفرات دندانی سمان و به مدت 7 تا 10 روز نگهداری شدند. همه نمونه ها بجز در مراحل ترمیم و انجام تست، در نرمال سالین در دمای اتاق قرار داشتند. با استفاده از ابزار فلزی گوه ای شکل که به تیغه دستگاه اینسترون متصل است، با سرعت 1 میلی متر در دقیقه به نمونه ها نیرو وارد شد. این ابزار گوه ای شکل به ناحیه شیب کاسپ ها تکیه داشت اما با شیار مرکزی تماسی نداشت. نیروی وارد شده نهایتاً منجر به شکسته شدن دندان یا ترمیم گردید. نمونه های شکسته شده، از نظر محل و چگونگی شکست پرکردگی یا دندان نیز با هم مقایسه شدند. نوع شکست در نمونه های ترمیم شده بر طبق تقسیم بندی Burke صورت پذیرفته است(17). شکست از نوع I: یک سوم تا یک دوم ترمیم شکسته شده است (بدون شکستگی در ساختمان دندان). شکست از نوع II: بیش از یک دوم ترمیم شکسته شده است (بدون شکستگی در ساختمان دندان). شکست از نوع III: میزان شکستگی در ساختمان دندان وسیع است و دندان تقریباً غیر قابل ترمیم است. در مقایسه بین گروه ها از آنالیز واریانس یافته ها: میزان استحکام شکست بر حسب واحد کیلو نیوتن در گروههای مختلف همراه با میانگین و انحراف معیار آن ها در جدول 2 آورده شده است.
جدول 2 : استحکام شکست دندان های ترمیم شده با طرح پوشش کاسپ بر حسب کیلو نیوتن
طبق آزمون ANOVA، تفاوت آماری در استحکام شکست نمونه های ترمیم شده وجود نداشت. همچنین بین گروههای ترمیم شده نسبت به گروه کنترل تفاوتی در استحکام شکست مشاهده نشد (7/0P=). در نمودار 1، میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد استحکام شکست در گروههای مختلف مقایسه شده است. در گروه اول از 8 نمونه، 2 مورد شکستگی نوع I، یک مورد شکستگی نوع II و 5 مورد شکستگی نوع III وجود داشت. در گروه دوم از 8 نمونه، 4 مورد شکستگی نوع I و 4 مورد شکستگی نوع III مشاهده شد. در گروه سوم هر 8 مورد شکستگی از نوع III بود. خلاصه ای از فرم شکست در جدول 3 آورده شده است.
نمودار 1 : مقایسه میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد استحکام شکست دندان های ترمیم شده با طرح پوشش کاسپ
جدول 3 : فرم شکست دندانهای ترمیم شده با طرح پوشش کاسپ
بحث: انتخاب دندان های پرمولر در مطالعه، بر مبنای ویژگی های خاص این دندان در قوس فکی است. این دندان ها نسبت به دندان های مولر کمتر در معرض نیروهای جویدن قرار دارند و به همین میزان احتمال سایش ترمیم های به کار گرفته شده در آن ها نیز کمتر از مولرهاست(16). از طرفی پرمولرهای فک بالا در مقایسه با فک پایین بیشتر در معرض ما در تحقیق خود با در نظر گرفتن افزایش نیازهای زیبایی بیماران و معایب ترمیم های مستقیم همرنگ دندان، از مواد همرنگ غیر مستقیم استفاده کردیم. کامپوزیت معمولی به کار رفته در این مطالعه (Tetric Ceram HB) از جمله کامپوزیت های قابل قبول در ترمیم دندان های خلفی است. این کامپوزیت از نوع میکروهیبرید بوده و خواص مکانیکی مطلوبی دارد. همچنین مقاومت سایش بالایی برای آن ادعا شده است. کامپوزیت نسل جدید به کار رفته، Targis دربارۀ نمونه های IPS Empress، به جای عمل سندبلاست، که در نمونه های کامپوزیتی استفاده شد از اسید هیدروفلوریک 5/9 درصد به منظور ایجاد گیر میکرومکانیکال استفاده شد چرا که اسیدهیدروفلوریک به طور انتخابی، ماتریکس شیشه ای پرسلن را حل کرده و تخلخل های میکرونی در سطح داخلی نمونه ها بوجود می آورد. این تخلخل ها باعث افزایش باند با سمان رزینی می شود(2). همچنین سطح داخلی همه نمونه ها را سایلن زده تا امکان Wetting بهتر فراهم گردد. این مراحل باعث ایجاد باند بهتر بین سمان رزینی و کامپوزیت یا سرامیک می شود. پس از چسباندن نمونه ها سعی شد با استفاده از مراحل Finishing، شیبی نسبتاً یکسان در کاسپ های همه نمونه ها درآورده شود تا شرایط هر 3 گروه تقریباً یکسان باشد. در مطالعه ای که بر روی مقاومت شکست در مطالعه ای از اینله های سرامیکی Cerec و IPS Empress و اینله های کامپوزیتی Charisma F و Arabesk، برای ترمیم دندان های مولر استفاده شد و مشخص شد به جز اینله های سرامیکی Cerec، تفاوت معناداری از نظر مقاومت به شکست بین دیگر گروههای سرامیکی و کامپوزیتی وجود ندارد(15). مطالعه ما نیز نتیجه دو مطالعه فوق را تأیید در مطالعه Brunton و همکاران نیز همچون مطالعه ما مشخص شد پوشش کاسپ بوسیله پرسلن و کامپوزیت لابراتواری نسل جدید استحکام شکست را به میزان دندان سالم تراش نخورده می رساند. اما در مورد کامپوزیت معمولی نتیجه تحقیق آن ها استحکام شکست بیش از دندان تراش نخورده بود(13). علت این تفاوت در ارتباط با خود کامپوزیت معمولی و اینکه علاوه بر حرارت از فشار kpa550 نیز در مرحله کیورینگ ثانویه استفاده شده، می باشد. همانطور که می دانیم ویژگی های فیزیکی بالاتر ترمیم های رزینی در درجه اول به سخت شدن کامل تر آن ها به دنبال مراحل پلی مریزاسیون ثانویه مربوط می شود(1). طبق مطالعه دکتر علوی و دکتر خیری در سال 1380، پوشش کاسپ با ترمیم های کامپوزیتی به روش مستقیم و غیر مستقیم به اندازه پوشش کاسپ با آمالگام قادر به استحکام بخشیدن به ساختمان دندان است و علیرغم تفاوت در خصوصیات مکانیکی این دو ماده از جمله پایین تر بودن میزان استحکام فشاری کامپوزیت نسبت به آمالگام و همچنین Rigidity کمتر آن، پوشش کاسپ با کامپوزیت استحکامی معادل آمالگام ایجاد کرده است و هر دو نوع این ترمیم ها استحکام شکستی معادل دندان تراش نخورده داشتند(20). در مطالعه ما نمونه های ترمیم شده با پرسلن، همگی دچار شکستگی های غیر قابل ترمیم در دندان شدند. در حالی که در نمونه های ترمیم شده با کامپوزیت (گروه اول و دوم)، شکستگی های تایپ I نیز به چشم می خورد. در توجیه این مسأله می توان گفت مواد کامپوزیتی به دلیل داشتن ضریب کشسانی کمتر در مقایسه با پرسلن، توانایی بیشتر برای جذب نیروهای فشاری دارند و 57 درصد بیشتر از پرسلن قادر به کاهش نیروهای Impact هستند. بنابراین در مقایسه با پرسلن، عمده نیروی اعمال شده را جذب می کنند و مقدار کمتری را به ساختمان دندان زیرین منتقل می توان گفت زمانی که طرح پوشش کاسپ به کار گرفته می شود، نوع ماده ترمیمی تأثیر چندانی در استحکام شکست دندان ندارد. نتیجه گیری: استحکام شکست در همه گروهها معادل دندان سالم تراش نخورده بود و تفاوت معنی داری بین استحکام شکست گروهها مشاهده نشد. دندانهای غیرقابل ترمیم در گروه های کامپوزیتی زمانی که تحت نیروی فشاری قرار گرفتند و در مقایسه با گروه پرسلن کمتر بود. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 3,252 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 4,088 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
