ساخت و هنجاریابی مقیاس درجه بندی تشخیص اختلال سلوک در دانش آموزان مقطع پنجم ابتدایی شهر تهران (فرم معلمان) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 3، دوره 12، شماره 47، مهر 1389، صفحه 83-574 اصل مقاله (198.22 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2010.1039 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| امین عظیم خانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دانشجوی دکترای تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه امام رضا (ع)، مشهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هدف از این مطالعه، تهیهی پرسشنامهی رفتاری است که توانایی تشخیص اختلال سلوک را از سایر اختلالات کودکان داشته باشد. روشکار: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و 515 نفر از دانشآموزان مقطع پنجم ابتدایی در شهر تهران در سال تحصیلی 86-1385، با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای انجام این مطالعه ابتدا لیستی از ویژگیهای اختلال سلوک بر طبق منابع بالینی تهیه و در اختیار متخصصین این رشته قرار گرفت، سپس پرسشنامه تنظیم شده به 10 نفر از معلمین مقطع پنجم ابتدایی داده شد و نظرات ایشان برای رفع ابهامات استفاده شد و پرسشنامهی نهایی تنظیم گردید. پایایی پرسشنامه از طریق روش آلفای کرونباخ، تنصیف و آزمون-آزمون مجدد مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها: پس از تحلیل عامل به روش مولفههای اصلی و استفاده از چرخش واریماکس، 5 عامل پرخاشگری، بیمسئولیتی، فریبکاری، خرابکاری و روابط بینفردی ضعیف استخراج شدند که 70/74 درصد کل واریانس را تبیین میکنند. پایایی پرسشنامه از طریق روش آلفای کرونباخ 975/0، از طریق روش تنصیف 858/0 و از طریق روش آزمون-آزمون مجدد 973/0 به دست آمد. همبستگی آزمون با پرسشنامهی اختلال سلوک (فرم معلمان) 871/0 میباشد. نقطهی برش این آزمون با در نظر گرفتن انحراف استاندارد، چارک، آزمون حساسیت و ویژگی و هم چنین صدک، نمرهی 60 انتخاب گردید. نتیجهگیری: نسخهی نهایی پرسشنامهی تشخیصی اختلالسلوک (فرم معلمان) با پایایی مناسب تهیه گردید. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اختلال سلوک؛ پایایی؛ روایی؛ هنجاریابی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در دو دههی اخیر با عنایت به نظریهی روانشناسان رشد و متخصصان تعلیم و تربیت، توجه به کودکان نقش پر رنگی به خود گرفته است. در همین راستا شناخت کودکان در جنبههای مختلف افزایش یافته است. واقعیتی که متخصصان کودک به آن اذعان دارند این است که همهی کودکان مانند هم رشد نمیکنند و همگی مراحل از قبل تعیینشدهای را پشت سر نمیگذارند. برخی از کودکان دارای نقص ذهنی، برخی دارای نقص جسمی و برخی دارای اختلالات رفتاری هستند که مانع از رشد طبیعی آنها در جنبههای مختلف شناختی، رفتاری، عاطفی، جسمی وغیره میشود. اختلالات رفتاری شامل رفتارهایی درکودکان و نوجوانان است که با سن آنها متناسب نیست، با وضعیت فرهنگی آنها آزمونهای روانی یکی از موثرترین و رایجترین ابزارهایی هستند که برای تشخیص اختلالات و ناهنجاریهای روانی و رفتاری تهیه میشوند. این آزمونها توضیحاتی از خصوصیات شخصیتی در اختیار ما قرار میدهند و این اطلاعات هستند که درمانگر را در جهت تشخیص صحیح اختلال، دستیابی به یک روش درمانی مناسب و نیز اطلاع از پیشآگهی درمان یاری میدهند. از جملهی این آزمونها میتوان به مقیاسها و پرسشنامهها اشاره کرد (9). یکی از مسایل مهم در مورد آزمونها مطابقت آنها با فرهنگ جامعهای است که در آن مورد استفاده قرار میگیرند، از آنجایی که روانشناسی یک رشتهی وابسته به فرهنگ است، علایم و معنای اختلالات نیز در هر جامعه متفاوت بوده و از طرف دیگر شیوه مقابلهی فرد با این علایم و اختلالات نیز بستگی زیادی به فرهنگ وی دارد. امر تشخیص از آنجایی که با رفتارهای افراد سر و کار دارد تا حد زیادی از مسایل فرهنگی تاثیر میپذیرد؛ چرا که هر رفتار در بافتار فرهنگی خود معنای خاصی دارد (10). تعریف رفتارهای بهنجار و نابهنجار در چارچوبهای پذیرفتهشدهی رفتاری هر جامعه صورت میگیرد. رفتاری که در یک جامعه پذیرفته شده است در جامعهای دیگر ممکن است کاملاً نابهنجار تلقی گردد. لذا در تشخیص رفتارهای غیرعادی مبنای کار در نظر گرفتن فرهنگ پذیرفته شده جامعه است. ملاکهای تشخیصی اختلالات رفتاری که در کشور ما استفاده میشود اغلب ترجمهای از ملاکهای رفتاری دیگر کشورها به خصوص کشورهای غربی است که ملاک رفتار آنها با معیارهای رفتار شرقی تا حدی تفاوت دارد. بنابراین وجود ابزاری متناسب با بافت فرهنگی به عنوان یک نیاز پایه، مهمترین ضرورت مساله مورد بحث است. از طرفی تشخیص اختلالات گوناگون کودکان موضوع برجستهای است که توجه فراوان سازندگان ابزارهای تشخیص را به خود مبذول داشته است، به رغم اهمیت فرآیند تشخیصگذاری و شناسایی دقیق مشکلات رفتاری و ارائه مداخلات مناسب و موثر در زمینه رفع یا کاهش آنها، به دلیل کمبود ابزارهای تشخیصی معتبر، فرآیند تشخیصگذاری برای دانشآموزان دارای اختلال رفتاری مشکل میباشد (11).شناخت و اصلاح این اختلالات درکودکان میتواند گام مثبتی در جهت کمک به والدین و معلمان و پیشگیری از مزمن شدن و تبدیل احتمالی آن به انواع دیگر اختلالات باشد (12). همه به این نکته اذعان دارند که کودکی با شلوغی و لجبازی و نافرمانی همراه است اما تا چه حد؟ کودک تا چه حد مجاز به اذیت کردن و دست زدن به رفتارهای ناشیانه و بر خلاف میل اطرافیان است؟ برای پاسخگویی به این سوال و با توجه به اهمیت تشخیص سریع حد مرضی رفتارهای کودک جهت ارجاع به درمانگر، ضرورت وجود ابزاری که به سادگی قابل استفاده باشد و کارایی لازم را نیز داشته باشد، احساس میشود. استفاده از ابزارهایی همچون پرسشنامه، زمینهی تشخیص اولیه را توسط مراکز مختلف از جمله نهادهای آموزشی و پرورشی ممکن ساخته و در نتیجه ارجاع به مراکز درمانی جهت تشخیص قطعی توسط روانپزشک را تسریع خواهد کرد. واژه اختلال سلوک در برگیرنده گستره وسیعی از رفتارهای کنترل نشدهای است که دارای تعریف واحدی نیستند. تهدید مداوم، شکستن هنجارهای اجتماعی، زیر پا گذاشتن حقوق ابتدایی دیگران در این نظام رفتاری وجود دارد. الگوها و خشونت اعمال فراتر از اذیت و شوخی معمولی بین کودکان و نوجوانان میباشند (13).این مقوله شامل رفتارهایی میشود که زیرعنوان بزهکاری نوجوان طبقه بندی میشوند (14).هنگامی که کودکان شروع به انجام رفتارهایی میکنند که هنجارهای اجتماعی زیر پا گذاشته میشوند DSM-IV یک تشخیص مجزایی ارائه داده است: اختلال سلوک (15). 1- پرخاشگر نسبت به مردم و حیوانات 2- تخریب اموال 3- حقهبازی یا دزدی 4- نقض جدی مقررات. از دیگر ملاکهای ذکر شده میتوان به موارد زیر اشاره کرد: پرخاشگری، دروغگویی، ویرانگری، تخریب و مدرسهگریزی اعمالی هستند که غالبا تحت پوشش قرار گرفته و طبقهبندی اختلالات سلوک را تشکیل میدهند (13). مشکلات دیگری هم وجود دارند که ممکن است غیرقانونی نباشند اما روشن است که ضداجتماعی یا پرخاشگرانه هستند، برای مثال زد و خورد کردن، آزار و اذیت دیگران، قلدری، رفتار خرابکارانه در مدرسه، بیرحمی نسبت به حیوانات (14). تند مزاجی، دروغگویی، ولگردی، رفتاری بیرحمانه، عدم داشتن حس مسئولیت، انکار کردن خطاها و استفاده از کلمات رکیک را میتوان از دیگر ویژگیهای این اختلال به حساب آورد (16). جنبهی مهم درک رفتارهای ضداجتماعی و اختلال سلوک فراوانی مشکلات سلوک در کودکان و نوجوانان است. به نظر میرسد که شیوع اختلال سلوک از نظر جمعیت شناختی متغیر باشد. باید توجه کرد که میزان شیوع را با توجه به ارجاعات و تعداد آن مشخص میکنند ولی کودکان و نوجوانانی وجود دارند که هرگز به مراکز درمانی نمی روند، بنابراین میزان واقعی ممکن است بالاتر باشد (17). در مورد پیشآگهی این اختلال میتوان گفت اگرچه همهی کودکان با اختلال سلوک پیش آگهی بدی ندارند. مطالعات نشان میدهدکه تنها کمتر از 50 درصد آنها، آن هم در موارد شدید، در بزرگسالی الگوی شخصیت ضداجتماعی از خود نشان میدهند. با این حال، این حقیقت که این اختلال تا بزرگسالی ادامه مییابد، برای بسیاری از مردم اینگونه تعبیر میشود که این اختلال یک بد کارکردی دایمی و جدی است (18). در زمینهی سببشناسی این اختلال عوامل متعددی از جمله عوامل سرشتی و ژنتیکی نیز عوامل محیطی و اجتماعی (خانواده، همسالان، مدرسه و فقر) ذکر شده است. همچنین تحقیقات نشان میدهدکه نابهنجاریهای عصبشناختی با اختلال رفتاری همبستگی دارد. در تحقیقی که توسط کروسی و همکاران صورت گرفت مشخص گردید که لب گیجگاهی راست در کودکان اختلال سلوک کوچکتر از کودکان عادی است و همچنین لب پیشانی کودکان مبتلا به این اختلال 16 درصد کوچکتر از کودکان عادی میباشد (19). با توجه به نشانگان متعدد در اختلال سلوک این پژوهش در نظر دارد تا با تهیه ابزاری استاندارد و مناسب با بافت فرهنگی جامعه جهت تشخیص اختلال سلوک و تفکیک کودکان مبتلا به اختلال سلوک از دیگر اختلالات، زمینهای برای ساخت ابزاری دقیق در سطح وسیعتر و تهیهی هنجار مناسب ملی فراهم نماید. روش کار این پژوهش یک مطالعهی کاربردی است که به منظور ساخت و هنجاریابی مقیاس درجهبندی تشخیص اختلال سلوک (فرم معلمان) در دانشآموزان مقطع پنجم ابتدایی شهر تهران انجام شده است. جامعهی مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه کودکان مقطع پنجم ابتدایی که در سال تحصیلی 86-1385 در شهر تهران مشغول به تحصیل بودند، میباشد. مطابق سرشماری مرکز ملی آمار ایران تعداد این کودکان 177506 نفر میباشد که شامل 87394 دختر و 90112 پسر است.نمونهی پژوهش با توجه به هدف و تهیهی یک هنجار اولیه تعداد 515 نفر از کودکانی است که در سال تحصیلی 86-1385 در مقطع پنجم ابتدایی مشغول به تحصیل بوده، به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب گردیدند. نمونهی دوم در این پژوهش شامل 60 نفر از کودکان 11 ساله میباشد که به دلیل تشخیص اختلال سلوک تحت نظر روانپزشک قرار دارند.ابزار اندازهگیری در این پژوهش پرسشنامه محققساخته میباشد که بر اساس علایم بالینی ذکر شده در منابع مختلف و رعایت اصول روانسنجی، ساخت آن صورت میپذیرد. مبنای طرح سوالات در واقع راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا میباشد که البته با توجه به منابع بالینی متعدد و نظر کارشناسان و متخصصان ویژگیهای دیگری نیز به لیست اضافه گردیده است. در خصوص در این پژوهش جهت تعیین پایایی پرسشنامه از سه روش بازآزمایی، تنصیف و روش آلفای کرونباخ جهت همسانی درونی استفاده شده است.برای تعیین پایایی پرسشنامه از طریق بازآزمون ضریب همبستگی بین نمرههای حاصل از دو بار اجرای آزمون محاسبه شد. جهت بررسی پایایی بر مبنای روش تنصیف ابتدا آزمون به دو نیمه مساوی تقسیم شده و هر نیمه جداگانه نمرهگذاری گردید. ضریب همبستگی دو نیمه آزمون شاخصی از پایایی هر یک از دو نیمهی آن است (20). همچنین به دلیل اینکه در آزمون فوقالذکر هیچیک از پاسخها به خودی خود درست یا غلط نیست بلکه پاسخ فرد به یک گزاره موضع او را روی یک پیوستار، از همیشه تا هرگز در بر روش تجزیه و تحلیل داده ها: در پژوهش حاضر جهت ساخت و هنجاریابی آزمون از روشهای آماری متعددی استفاده شده است، جداولتوزیع فراوانیونمودارها جهتتوصیفتصویری، تحلیل عاملی و میانگین برای تعیین مقادیر متوسط نمرات آزمودنیها، واریانس و انحراف استانداردبرایتعیین پراکندگی نمرات آزمودنیها، ضریب آلفای کرونباخ و روش تنصیف جهت محاسبه میزان همسانی درونی، ضریب همبستگی پیرسون برای محاسبهی روایی ملاکی و پایایی از طریق باز آزمون، رتبهی درصدی، نمرات Z وT برای هنجاریابی آزمون و آزمون t مستقل جهت مقایسه میانگینها در دو گروه دختر و پسر، میانگین و انحراف استاندارد، چارک سوم، صدک و آزمون حساسیت و ویژگی جهت تعیین نقطه برش و همچنین از میانگین و انحراف استاندارد جهت تعیین شدت اختلال نیز استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی آزمون با 35 سوال صورت گرفت (جدول 1). در این تحلیل مقدار کفایت نمونهگیری کایزر میر الکین[3] (KMO) 92/0 به دست آمد و بنابراین روش تحلیل عاملی مناسب است. همچنین آزمون کرویت بارتلت[4]، 307/21712 است که سطح معناداری آن کوچکتر از 001/0 میباشد. از آنجایی که مقدار KMO، بالا و اندازه کرویت بارتلت معنیدار است، ماتریس دادهها برای تحلیل عاملی مناسب است. هدف از آزمون بارتلت آن است که ماتریس همبستگی نباید ماتریس واحد باشد. منظور از ماتریس واحد، ماتریسی است که کلیهی ارائههای آن صفر و عناصر قطری آن یک باشد. جهت تحلیل از روش تحلیل مولفههای اصلی[5] و چرخش متعامد از نوع واریماکس[6] استفاده شد. نتایج اولیهی تحلیل مولفههای اصلی در مورد ابزار پژوهش نشان میدهد که هیچ یک از سوالات دارای بار عاملی کمتر از 35% نیست و نیازی نیست هیچ کدام از 35 سوال حذف شود. مشخصهی آماری اولیه که با اجرای تحلیل مولفههای اصلی به دست آمده، نشان میدهد که ارزش ویژهی 5 عامل بزرگتر از 1 است و میزان تبیین واریانس مشترک بین متغیرها برای این 5 عامل روی هم برابر با 70/74 درصد کل واریانس متغیرها است، عامل اول با ارزش ویژهی 65/19، 16/56 درصد کل واریانس را تبیین میکند و در نهایت عامل پنجم با ارزش ویژهی 03/1، 89/2 درصد واریانس کل متغیرها را توجیه میکند.ارزشهای ویژه این 5 عامل و درصد واریانس هر یک در جدول2 نشان داده شده است.به منظور به دست آوردن ساختاری با معنا از بارهای عاملی، عاملهای استخراج شده بر پایهی روشهای متداول و کاربرد چرخش متعامد به روش واریماکس به محورهای جدید انتقال داده شده است.بزرگترین ضریب در ماتریس مولفهی چرخشیافته (همبستگی هر پرسش با هر عامل) با بار عاملی بیشتر از 8/0 متعلق به پرسشهای 25، 16 و 14 میباشد و پرسشهای 33، 32، 29، 15، 2، 3، 10 و 13 دارای بار عاملی 7/0 و بقیه پرسشها دارای بار عاملی 6/0 و کمتر هستند. بر پایهی ماتریس مولفهی چرخشیافته، مجموعه پرسشهایی که به طور مشترک با یک عامل همبسته بوده و تشکیل یک پاره تست[7] را میدهند به شرح زیر نامگذاری شدند. عامل اول: پرسشهای 25، 33، 32، 29، 30، 27، 20 و 34: پرخاشگری عامل دوم: پرسشهای 16، 15، 17، 28، 21، 5، 35 و 6: بیمسئولیتی عامل سوم: پرسشهای 2، 3، 10، 12، 1، 9، 11 و 4: فریبکاری عامل چهارم: پرسشهای 14، 13، 18، 19 و 26: خرابکاری عامل پنجم: پرسشهای 7، 23، 8، 31، 22 و 24: روابط بین فردی ضعیف ضریب آلفای کرونباخ برای مجموعه پرسشها(جدول 3) در میان 515 آزمودنی برابر با 975/0 بوده است.ملاحظه میشود که ضریب به دست آمده نسبتا چشمگیر و نشاندهندهی آن است که ابزار پژوهش از هماهنگی درونی لازم برخوردار است.همبستگی بین فرمها برابر با 858/0 و پس از تصحیح با فرمول پیشگویی اسپیرمن براون برابر با 923/0 بوده است. ضریب تنصیف گاتمن برابر با 923/0 است. همبستگی بین نمرات به دست آمده از دو اجرا برابر با 973/0 بود که نشان دهندهی پایایی بالای آزمون در طول زمان است. روایی سازهبا کمک تحلیل عاملی پیش از این توضیح داده شد. جدول 1- پرسشنامه نهایی مربوط به مقیاس درجهبندی تشخیص اختلال سلوک
همبستگی بین نمره آزمون CSI-4و آزمون محققساخته نیز871/0 به دست آمد که نشاندهندهی روایی ملاکی بالای آزمون و نشانه آن است که آزمون محققساخته ویژگی مورد نظر را اندازهگیری میکند. نقطهی برش بر اساس انحراف معیار (78/65) و بر اساس چارک سوم (62/44) محاسبه شد و فاصله زیادی با یکدیگر داشت. بر همین اساس جهت به دست آوردن دقیقتر نقطهی برش از آزمون حساسیت و ویژگی استفاده شد. جدول 2- تحلیل مولفههای اصلی پرسشنامه و تعیین میزان ارزش ویژه، درصد تبیین واریانس و درصد تراکمی عاملها
جدول 3- مشخصههای آماری کل مقیاس به تفکیک جنسیت در اجرای پرسشنامه اختلال سلوک
برای اجرای این آزمون بر اساس نقاط برش به دست آمده بر مبنای انحراف معیار و چارک سوم، از کمترین مقدار که مربوط به چارک سوم بود، محاسبه در نظر گرفته شد. بر این اساس ضریب حساسیت و ویژگی بر اساس نمره 60 در بهترین وضعیت قرار دارد و این نمره میتواند نقطهی برش مناسبی برای آزمون باشد. بر همین اساس درصد شیوع اختلال درنمونه پژوهش محاسبه گردید(جدول4).بر اساس درصد شیوع به دست آمده که 1/9 درصد میباشد و با توجه به تعداد حجم نمونه پرسشنامه مذکور بر روی 60 نفر از کودکان مبتلا به اختلال سلوک به جهت تعیین روایی دقیقتر آزمون اجرا شد. جهت تعیین شدت اختلال از شاخصهای میانگین و انحراف استاندارد استفاده شدکه طبق فرمول ذیل محاسبه گردید: std1+ میانگین = در معرض آسیب[8] std 2+ میانگین = آسیب دیده[9] 05/57 = 65/13 + 40/43 = در معرض آسیب 7/70 = (65/13 × 2) + 40/43 = آسیب دیده
با توجه به نقاط برش به دست آمده میتوان کودکان مبتلا به اختلال سلوک در حد متوسط را از کودکان مبتلا به اختلال سلوک در حد شدید تفکیک کرد. جدول 4- درصد شیوع اختلال سلوک در نمونه پژوهش پس از اجرای پرسشنامه محققساخته
در واقع کودکانی که نمرات آنها بالاتر از 70 قرار میگیرد علائم این اختلال را با شدت بیشتری تجربه میکنند، در حالی که در گروه کودکان با نمرهی 57 تا 70 درجه خفیف به سمت متوسط نشان داده میشود.
بحث و نتیجهگیری نتایج حاصل از روایی محتوا نشان میدهد آزمون از نظر محتوای مورد نظر دارای شاخصهای مناسبی جهت اندازهگیری اختلال سلوک است. ویژگیها و علائم ذکر شده ساخت آزمون بر اساس یک نظریهی خاص نیست که بخواهد به یک ساختار تعریف شده دسترسی پیدا کند. مبنای ساخت پرسشنامه حاضر ویژگیهای ذکر شده در منابع بالینی و کتابهای مرجع روانپزشکی است. اما انتظار میرودعاملهای حاصل منطبق با ویژگیهایی باشند که تاکنون طبق پژوهشها در مورد کودکان مبتلا به اختلال سلوک ثابت شدهاند. همانطور که ذکر شد سوالهای پرسشنامه ساخته شده به پنج عامل پرخاشگری، بیمسئولیتی، فریبکاری، خرابکاری و روابط بین فردی ضعیف مربوط میشوند. این ساختار عاملی با ویژگیها و مشخصههای اصلی اختلال سلوک مرتبط است، البته [1] Diagnostic [2] Child Symptom Inventory-4 [3]Kaiser Meyer Olkin measure of sampling adequacy. [4]Bartlett Test of Sphericity. [5]Prinicipal Components. [6]Varimax [7]Subtest [8]At Risk. [9]High Risk.
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1. Asadpour S. [Behavioral and emotional conduct disorders]. Breeding disabled students 2006: 48. (Persian) 2. Kashkooly Gh. [The investigation of the epidemiology of conduct disorder in primary students in Booshehr city]. Tehran: Tehran University, Psychological Institution, 2000: 31. (Persian) 3. Kaplan H, Sadock B. [Synopsis of psychiatry]. Rafiee H. (translator). Tehran: Arjmand; 1999: 69. (Persian) 4. Millanifar B. [The psychology of disabled children and juveniles]. Tehran: Qomus; 1999: 124. (Persian) 5. Frick P. [Conduct disorder and severe antisocial behaviors]. Alaqe Band Rad J, Soltanifar A. (translators). Tehran: Sana; 2003: 119. (Persian) 6. Rooznahan D, Martin A. [Psychological pathology]. Seyed Mohamady Y. (translator). Tehran: Arasbaran; 2000: 378. (Persian) 7. Blum Quist M. [How to deal with an incompatible child?]. Alaqe Band Rad J. (translator). Tehran: Sana; 2004: 85. (Persian) 8. Herbert M. [Psychology of a child]. Firousbakht M. (translator). Tehran: Shenakht; 1999: 136. (Persian) 9. Etkinson R, Hiligard A. [Basis of psychology]. Baraheni MT. (translator). 13th ed. Tehran: Roshd; 1999: 247. (Persian) 10. Grath Marnat G. [The guidance of psychometrics]. Pasha Sharify H. (translator). Tehran: Roshd; 1996: 108. (Persian) 11. Bashavard S. [The analysis of behavioral performance in children with conduct disorder]. Tehran: Tehran University; 2001: 51. (Persian) 12. Hinshow S, Anderson C. Conduct and oppositional defian disorder. Handbook of child psychopathology. 1997: 33-45. 13. Davison G, Neal M. Abnormal psychology. 6th ed. New York: McGrow-Hill; 1994: 12-24. 14. Sprinthal N, Collins A. Adolecent psychology. New York: McGrow-Hill; 1995: 129-37. 15. Shaffer G, Steiner H. An application of DSM-IV outline for cultural formulation: Understanding conduct disorder in Latino adolescents. 2002: 50-73. 16. Vloet TD, Herpertz-Dahleman B, Herpertz S. [Predictors of antisocial behavior: Peripheral psychophyciological finding in children and adults with conduct disorder]. Nervenarzt 2006; 77(7): 782-90. (German) 17. Mueser KT, Crocker AG, Frisman LB, Drake RE, Covell NH, Essock SM. Conduct disorder and antisocial personality disorder in persons with severe psychiatric and substance use disorder. Schizophr Bull 2006; 32(4): 626-36. 18. Button TM, Rhee SH, Hewitt JK, Young SE, Corley RP, Stallings MC. The role of conduct disorder in explaining the comorbidity between alcohol and illicit drug dependence in adolescence. Drug Alchohol Depend 2007; 87: 46-53. 19. Kruesi M, Casanova M, Johnson A. Reduced temporal lobe volum in early onset conduct disorder. Brain Behav Evol 2002; 60(3): 125-51. 20. Swanson G, Schuck S, Mann M, Carlson C, Artman K, Sergeant G, et al. Categorical and dimensional definitionsand evaluation of symptoms of ADHD: The SNAP and Swan rating scales. [cited2006Jun5].Availablefrom:URL;http://www.adhd.net | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 13,419 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,758 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
