بیان ایمونوهیستوشیمیایی مارکر CD44 در لیکن پلان، دیسپلازی اپیتلیالی و کارسینوم سلول سنگفرشی دهان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله دانشکده دندانپزشکی مشهد | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 8، دوره 42، شماره 1، فروردین 1397، صفحه 67-74 اصل مقاله (1004.48 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jmds.2018.10337 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسندگان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| فاطمه عصاره* 1؛ شیوا شیروانی2 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 1استادیار گروه آموزشی پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی، دانشگاه جندی شاپور اهواز، اهواز، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 2دانشجوی دندانپزشکی عمومی، دانشگاه جندی شاپور اهواز، اهواز، ایران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقدمه: یک گلیکوپروتئین غشایی در اتصالات سلولی است که در سطح سلولهای مختلفی یافت میشود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه میان در لیکن پلان اروزیو، دیسپلازی اپیتلیالی و کارسینوم سلول سنگفرشی دهان (OSCC) به منظور مقایسه بیان این مارکر در یک ضایعه با احتمال پیشبدخیمی، یک ضایعه پیشبدخیم و یک بدخیمی بود. مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمیایی در10 نمونه لیکن پلان اروزیو (بدون دیسپلازی)، 5 مورد دیسپلازی و 20 نمونه OSCC به روش استاندارد Envision انجام شد. سپس شدت و وسعت رنگپذیری CD44 و ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته، مورد مطالعه قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون کروسکال-والیس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: 60% نمونههای OSCC رنگپذیری متوسط به صورت غشایی و سیتوپلاسمی داشتند و بیش از 3/2 اپیتلیوم، رنگ گرفته بود. در همه نمونههای لیکنپلان، رنگپذیری متوسط و شدید و بیشتر غشایی مشاهده شد.3/2 ضخامت اپیتلیوم در همه این نمونهها رنگ گرفت. رنگپذیری در موارد دیسپلازی اپیتلیالی با افزایش شدت دیسپلازی، کاهش پیدا کرد و از الگوی رنگپذیری غشایی، به سیتوپلاسمی و غشایی تغییر پیدا کرد. در 80% موارد دیسپلازی اپیتلیالی، 3/2 اپیتلیوم رنگ گرفته بود. با مقایسه میزان رنگپذیری و در نظر گرفتن وسعت و شدت رنگپذیری و همچنین ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته در لیکنپلان، دیسپلازی و SCC مشاهده شد که اختلاف معنیداری بین هیچ یک از گروهها وجود نداشت. (P-value>0.05) نتیجهگیری: بیان CD44 در لیکنپلان اروزیو، دیسپلازی و OSCC تفاوت آماری معنیداری نداشت و این پروتئین احتمالا نمیتواند مارکر مناسبی جهت تأیید پیشبدخیم بودن لیکن پلان اروزیو و یا پیشبینی تهاجم در ضایعات پیشبدخیم و OSCC باشد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| لیکن پلان اروزیو؛ دیسپلازی اپیتلیالی؛ کارسینوم سلول سنگفرشی دهان؛ ایمونوهیستوشیمی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقدمه کارسینوم سلول سنگفرشی دهان دیسپلازی تغییراتی است که در قسمت بازال و پارابازال اپیتلیوم آغاز میشود. این تغییرات غیرمعمول میتواند کل ضخامت اپیتلیوم را درگیر کند و بر اساس میزان درگیری اپیتلیوم به سه نوع خفیف، متوسط و شدید رتبهبندی میشود. تغییرات هیستوپاتولوژیک اپیتلیوم مانند تغییرات اپیتلیوم در است و شامل افزایش حجم هسته و سلول، پلئومورفیسم هسته و سلول، افزایش نسبت هسته به سیتوپلاسم و میتوزهای متعدد و غیرطبیعی است. حضور دیسپلازی شدید اپیتلیوم نشانگر ریسک قابل توجه گسترش بدخیمی میباشد.(2) لیکن پلان دهانی( ) یک ضایعه مزمن احتمال تغییرات بدخیمی در لیکن پلان از موضوعاتی است که پاتولوژیستها و محققین در مورد آن توافق نظر ندارند. هر چند برخی، این ضایعه به ویژه نوع اروزیو آن را پیشبدخیم میدانند، عدهای دیگر پروفایل مولکولی آن را به اپیتلیوم نرمال شبیهتر از اپیتلیوم دیسپلاستیک یک گلیکوپروتئین غشایی و دارای ایزوفرمهای متنوع تا است که در نتیجه بیان متفاوت ایجاد میشود.(5) این پروتئین به عنوان یک فاکتور مهم در تداخلات سلولی و چسبندگی سلول شناخته شده است و در سطح سلولهای مختلفی از جمله: سلولهای خونی، اپیتلیال، فیبروبلاست، سلولهای عضله صاف و سلولهای گلیال یافت میشود.(6) در حالت نرمال به هیالورونیک اسید متصل میشود تا ارتباط با ماتریکس خارج سلولی پایدار شود. سلولهای تومورال از طریق نیز به هیالورونیک اسید در ماتریکس خارج سلولی متصل میشوند. کاهش به علت شکستگی جزء خارج سلولی ( ) است که در تعداد زیادی از تومورهای بدخیم اتفاق میافتد. گفته با توجه به این نتایج متفاوت، هدف از انجام این مطالعه، بررسی و مقایسه بیان ایمونوهیستوشیمیایی CD44 در لیکن پلان اروزیو، دیسپلازی اپیتلیال و کارسینوم سلولهای سنگفرشی دهان میباشد. علت انتخاب این سه ضایعه در کنار هم، از یک سو بررسی بیان CD44 در لیکن پلان اروزیو و دیسپلازی بود تا در صورت بیان با الگوی مشابه شاید تأییدی بر مواد و روشها در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، از 35 نمونه جمعآوری شده بین سال 1388 تا 1394 در بخش پاتولوژی دانشکده دندانپزشکی اهواز که شامل 10 نمونه لیکن پلان اروزیو، 5 نمونه دیسپلازی (4 مورد دیسپلازی خفیف و 1 مورد دیسپلازی شدید) و 20 نمونه کارسینوم سلول سنگفرشی دهان (8 مورد با تمایز خوب و 12 مورد با تمایز متوسط) بود، استفاده شد. نمونهها به منظور تأیید تشخیص و بررسی حضور بافت کافی، مورد بازبینی قرار گرفتند. در مورد لیکن پلان فقط از انواع اروزیو و بدون دیسپلازی استفاده شد؛ سپس مقاطع بافتی جهت آزمایش ایمونوهیستوشیمی( ) تهیه شد. رنگآمیزی بوسیله روش استاندارد صورت گرفت. به طور خلاصه پس از تهیه برشها، نمونهها بر روی لامهای آغشته به مستقر شده و به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتیگراد قرار گرفته تا خشک شدند. سپس نمونهها در پارافینزدایی گشته و در درجات مختلف الکل اتانول رهیدراته شدند. به دنبال آن به منظور متوقفکردن فعالیت پراکسیداز داخلی، نمونهها در متانول محتوی پراکسید ( 3/0 درصد به مدت 30 دقیقه در دمای اتاق قرار داده شده و سپس توسط محلول Phosphate buffered saline(PBS) با PH=7.2 شستشو داده شدند. رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمیایی برای CD44 (Biocare , England) بر اساس توصیه کارخانه سازنده صورت گرفت. پس از اتمام انکوباسیون با آنتیبادی اولیه، نمونه ها به همراه Polymer solution (anti-mouse) به مدت 30 دقیقه انکوبه و با PBS شستشو داده شدند. در مرحله بعد، از ماده رنگزای Diaminobenzidine Hydrochloride3,3 (DAB) که به کمپلکس آنتیژن- آنتیبادی رنگ قهوهای میدهد، استفاده شد. سپس نمونهها با رنگ زمینهای هماتوکسیلین به صورت متضاد رنگ شده و پس از آبگیری، لامل بر روی آنها قرار داده شد. در نهایت وضعیت رنگپذیری ایمونوهیستوشیمیایی بوسیله میکروسکوپ نوری توسط پاتولوژیست بررسی شد. در این مطالعه از بافت اپیتلیوم نرمال به عنوان کنترل مثبت و عدم استفاده از آنتیبادی اولیه به عنوان کنترل منفی استفاده شد. شدت رنگآمیزی با مقایسه چشمی سلولهای رنگ گرفته به رنگ نگرفته = صفر، خفیف =1، متوسط=2 و شدید= 3 رتبهبندی شد. درصد سلولهای رنگ گرفته نیز به 5 گروه 0% = 0، کمتر از 25% = 1، 50%-25%=2، 75%-50% = 3 و بیشتر از 75%=4 رتبهبندی شد. ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته به صورت عدم رنگپذیری=صفر، رنگپذیری تا یک سوم اپیتلیوم=1، رنگپذیری تا دوسوم اپیتلیوم= 2 و رنگپذیری تمام ضخامت اپیتلیوم=3 رتبه بندی و بررسی شد.(8،9) با توجه به رتبه ای بودن وسعت و شدت رنگپذیری و همچنین ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته از آزمون Kruskal-Wallis، ارتباط مقیاسهای رنگ پذیری در بین گروههای مطالعه (لیکن پلان, دیسپلازی اپیتلیالی و SCC) استفاده شده شد و P-value<0.05 به عنوان معنی داری در نظر گرفته شد. یافتهها رنگپذیری در ضایعات مورد مطالعه به دو صورت غشایی و یا غشایی و سیتوپلاسمی مشاهده شد. شدت و وسعت رنگپذیری نمونهها توسط CD44 به ترتیب در جداول 1و2 به تفکیک گروهها نشان داده شده است. در مورد نمونههای OSCC، شدت رنگپذیری در %60 موارد متوسط و به صورت غشایی و سیتوپلاسمی بود. نمونههای با تمایز خوب معمولا رنگپذیری شدیدتری نسبت به نمونههای با تمایز متوسط داشتند. هر چند در مراکز جزایر سلولهای اپیتلیالی در نمونههای با تمایز خوب که سلولها کراتینیزه هستند (مرواریدهای کراتینی) مانند سطح اپیتلیوم نرمال رنگپذیری مشاهده نشد (شکل1). در نیمی از نمونههایOSCC بیش از 75% سلولها رنگپذیری داشتند. رنگپذیری در موارد دیسپلازی، با افزایش شدت دیسپلازی، از رنگپذیری فقط در غشا، به رنگپذیری غشایی و سیتوپلاسمی تغییر کرد. از نمونههای دیسپلازی مورد مطالعه، 4 نمونه دیسپلازی خفیف و یک نمونه دیسپلازی شدید نشان دادند و بیان CD44 در مورد دیسپلازی شدید، کمتر از موارد خفیف بود و حتی در قسمتهای رأس رتریجها که علائم دیسپلازی شدیدتر بود، کمترین رنگپذیری مشاهده شد (شکل2). الگوی با توجه به آزمون Kruskal-Wallis ، بین سه گروه از نظر شدت رنگ پذیری (314/0= (p (جدول1)، وسعت رنگ پذیری (45/0=(p (جدول2) و ضخامت اپیتلیوم (05/0= (p (جدول3) تفاوت آماری معنیدار مشاهده نشد.
تصویر1. SCCبا شدت رنگپذیری متوسط تا شدید سمت چپ:SCC با تمایز خوب: رنگپذیری شدید و اغلب غشایی و عدم رنگپذیری مرکز جزایر اپیتلیالی سمت راست: SCC با تمایز متوسط: رنگپذیری متوسط تا شدید و اغلب سیتوپلاسمی و غشایی که تقریبا همهی سلولها رنگ گرفتهاند (بزرگنمایی 100×)
تصویر2. A: دیسپلازی خفیف با رنگپذیری غشایی B: دیسپلازی شدید با رنگپذیری غشایی و سیتوپلاسمی (بزرگنمایی 100×)
تصویر 3. لیکنپلان با رنگپذیری نسبتا شدید و غشایی در بیشتر ضخامت اپیتلیوم و رنگپذیری لنفوسیتها ( بزرگنمایی 100×)
جدول1. توزیع فراوانی شدت رنگپذیری در گروههای مورد مطالعه
جدول2. توزیع فراوانی درصد سلولهای رنگ گرفته (وسعت رنگپذیری) در گروههای مورد مطالعه
داده ها به وسیله (درصد) تعداد توصیف شده اند
جدول3. ضخامت اپیتلیوم رنگ گرفته
داده ها به وسیله (درصد) تعداد توصیف شده اند
بحث در مطالعات پیشین، اغلب فقط شدت رنگپذیری CD44 گزارش شده است.(10, 8) البته در مواردی هم وسعت رنگپذیری (درصد سلولهای رنگ گرفته) بررسی شده است.(8) مطالعه Ratuava و همکاران(6)، تنها مقالهای بود که همچون مقاله حاضر اختلاف آماری معنیداری در میزان بیان CD44 بین دیسپلازی و SCC گزارش نکرد و محققین اعلام کردند که از روی میزان بیان CD44v6 نمیتوان برای پیشبینی رفتار کلینیکی دیسپلازی دهانی استفاده کرد. در مطالعه Bahar و همکاران(10) در 80 درصد ضایعات دیسپلاستیک و 100 درصد ضایعات SCC کاهش یا عدم بیان CD44 دیده شد. Simionescu و همکاران(8) ، نیز مشاهده کردند که ضایعات SCC با تمایز خوب، بیشترین میزان رنگپذیری را داشتند. موارد با تمایز متوسط، بیان کمتر CD44 و موارد با تمایز ضعیف، کمترین میزان بیان و یا حتی عدم بیان مارکر را نشان دادند. یافتههای مطالعه حاضر نیز رنگپذیری بیشتر در مواردSCC با تمایز خوب را نشان داد، هر چند که اختلاف آماری معنیداری مشاهده نشد. در تعدادی دیگر از مقالات، نتایج متفاوتی گزارش شده است. در مطالعه Sawant و همکاران(11)، مشاهده شد که با افزایش مرحله پیشرفت بیماری، رنگپذیری ایمونوهیستوشیمیاییCD44 افزایش مییابد. نویسندگان نتیجه گرفتند که از این مارکر میتوان برای پیشبینی عود موضعی و پیشآگهی ضعیف بیماران سرطان دهان استفاده کرد.(11) Abdulmajeed و همکاران (12)، نیز افزایش بیان CD44 درSCC دهان در مقایسه با بافت نرمال را گزارش کردند. آنها عنوان کردند که افزایش پیشرونده بیان این مارکر از بافت نرمال به سمت دیسپلازی و بدخیمی در دهان با یافتههایی در مورد بافتهای مری و معده در یک مطالعه که به بررسی 30 نمونه لیکنپلان همانطور که پیشتر عنوان شد عدهای لیکنپلان به ویژه نوع اروزیو را ضایعهای پیشبدخیم برمیشمارند.(4) در این مطالعه هر چند اختلاف آماری معنیداری بین بیان CD44 در نمونههای دیسپلازی، SCC و لیکنپلان یافت نشد، ولی در اغلب موارد، در دیسپلازی و SCC نسبت به بافت نرمال کاهش بیان دیده شد، در حالیکه در لیکنپلان افزایش بیان مشاهده شد. این یافته شاید شاهدی باشد بر اینکه پروفایل مولکولی لیکنپلان با دیسپلازی و ضایعات پیشبدخیم متفاوت است. ضخامتی از اپیتلیوم که این یافته در مطالعات دیگر همچون مطالعه Abdulmajeed و همکاران(12) و Fitzpatrick و همکاران (16) مشاهده شد و نشاندهنده این است که فارغ از اینکه شدت رنگپذیری در نمونههای دیسپلازی و SCC و حتی لیکنپلان نسبت به بافت نرمال افزایش یا کاهش پیدا کند، الگوی رنگپذیری CD44 در بافت نرمال (محدود به لایه بازال و پارابازال) نسبت به این ضایعات (گسترش در تحقیق پیش رو محل بیان مارکر در سلول نیز مورد بررسی قرار گرفت. موارد دیسپلازی اغلب نتیجهگیری بیان CD44 در لیکنپلان اروزیو، دیسپلازی و SCC دهانی تفاوت آماری معناداری نداشت و این پروتئین احتمالا نمیتواند مارکر مناسبی جهت تأیید پیشبینی توانایی تهاجم در ضایعات پیشبدخیم و SCC باشد. بیان افزایشیافته CD44 در لیکنپلان اروزیو میتواند مربوط به نقش این مارکر در التهاب باشد. تشکر و قدردانی مقاله برگرفته از پایان نامه به شماره د/پ م/36/361 از دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز می باشد. بدین وسیله از معاونت محترم پژوهشی آن دانشگاه جهت تصویب و پرداخت هزینههای این مطالعه تقدیر و تشکر میگردد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 1,620 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 826 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
