رابطه ی نگرش مذهبی و علایم اختلال استرس پس از سانحه در زلزله زدگان شهرستان بم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مجله اصول بهداشت روانی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مقاله 7، دوره 13، شماره 50، تیر 1390، صفحه 93-182 اصل مقاله (281.76 K) | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.22038/jfmh.2011.1018 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| نویسنده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| محمدعلی گودرزی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دانشیار روان شناسی بالینی و مرکز جمعیت شناسی، دانشگاه شیراز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چکیده | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مضامین دینی حاکی از این است که انسان به هنگام برخورد با شرایط تهدیدکننده، خدا را میخواند. تحقیقات آسیبشناسی روانی نیز نشان داده است که وقایع تکاندهنده و تهدیدکننده ممکن است در برخی از افراد مستعد، علایم اختلال استرس پس از سانحه را ایجاد نماید. لذا هدف این تحقیق، بررسی رابطهی بین نگرش مذهبی و علایم اختلال استرس پس از سانحه در افرادی بود که در زلزلهی بم حضور داشتند. روشکار: تحقیق حاضر از نوع همبستگی و پسرویدادی است. آزمودنیها شامل 117 نفر (70 مرد و 47 زن) از مردم شهرستان بم بودند که به روش نمونهگیری تصادفی ساده از بین افرادی که در حادثهی زلزله حضور داشتند، انتخاب شدند. آزمودنیها دو مقیاس نگرش مذهبی و اختلال استرس پس از سانحهی میسیسیپی (اشل) را به صورت فردی تکمیل کردند. برای تحلیل دادهها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و آزمون تی استفاده شد. یافته ها: نگرش مذهبی تنها قادر بود مولفههای ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی مقیاس اشل را به صورت معکوس پیشبینی کند. همچنین، آزمودنیهای دارای علایم خفیف در مقایسه با آزمودنیهای دارای علایم شدید، نگرش مذهبی برتری نشان دادند (001/0P<). نتیجه گیری: نگرش مذهبی میتواند در کاهش علایم عاطفی اختلال استرس پس از سانحه موثر باشد ولی بر علایم خودآیند آن تاثیری ندارد. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کلیدواژهها | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اختلال استرس پس از سانحه؛ افسردگی؛ زلزله؛ عاطفه؛ کنترل | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اصل مقاله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
گاهی افراد، سوانح تکاندهندهای را تجربه میکنند که شدت آن برای هر کسی آسیبرسان است و در نتیجهی آن، علایمی مانند زندهشدن سانحه در رویا یا خیالات هنگام بیداری، برانگیختگی فزاینده، اجتناب مستمر از یادآوری سانحه و کرختی پاسخگری به چنین یادآوریهایی را بارز میسازند. موارد یاد شده در چهارمین نسخهی راهنمای طبقهبندی تشخیصی و آماری اختلالات روانی[1] (1) در طبقهی تشخیصی اختلال استرس پس از سانحه قرار میگیرند. سوانح تکاندهنده شامل تجارب جبههی جنگ، سوانح طبیعی (سیل، زلزله)، مورد حمله یا تجاوز به عنف واقع شدن و تصادفات شدید (رانندگی و در حین کار) میشود. نتایج تحقیقات نشان میدهند که سوانح تکاندهنده تمام سطوح وجودی فرد اعم از جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی را تحت تاثیر قرار میدهند (2). یکی از سطوح وجودی فرد که تحت تاثیر سانحه قرار میگیرد، معنویت[2] او است. معنویت، شامل یک انرژی وحدت بخش است که همهی ابعاد وجودی فرد را به هم متصل نموده و به واسطهی آن، فرد حیات را تجربه میکند. یک بعد معنویت، دینداری است. دینداری یک طریق شخصی بیان معنویت از طریق شرکت در مراسم، آیینها و اعمالی است که مبتنی بر شریعت میباشد (3). دینداری نقش عمدهای در زندگی و فرهنگ مردم ایران بازی میکند. در قرآن کریم در آیات متعددی اشاره شده است وقتی انسان در شرایط خطرآفرین و آسیبرسان قرار میگیرد که مرگ او را تهدید میکند، خدا را میخواند و از او کمک و یاری میطلبد. مثلا آیهی 67 سورهی الاسراء مطرح میکند: «و چون در دریا به شما صدمهای برسد هر که را جز او میخوانید ناپدید میگردد و چون خدا شما را به سوی خشکی رهانید رویگردان میشوید و انسان همواره ناسپاس است». گزارشهایی که پس از سانحهی 11 سپتامبر در آمریکا ارایه شده است، حاکی از این است که بلافاصله پس از سانحه، میزان حضور مردم در مراسم مذهبی در کلیسا افزایش یافته است (2). آیهی 156 سورهی بقره نیز به این نکته اشاره میکند که وقتی فرد مومن کسی را از دست میدهد یا به او مصیبتی وارد میآید، مصیبت وارده را با جهانبینی الهی خود تفسیر میکند و به خود میگوید ما از خداییم و بازگشت همهی ما نیز به سوی اوست: «آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان میرسد میگویند ما از خداییم و به سوی او بازمیگردیم. بر ایشان درودها و رحمتی از پروردگارشان باد و ایشان راهیافتگاناند». در آیهی 28 سورهی رعد به این امر اشاره شده است که قلوب افراد مومن با یاد خدا آرام میگیرد و بنا بر این یاد خدا باعث میشود که اضطراب و تنش وارد به قلب مومن کاهش یابد: «همان کسانی که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مییابد». تحقیقات متعددی در کشورهای دیگر نشان داده است که افرادی که اعتقادات دینی دارند یا اعمال مذهبی انجام میدهند نسبت به افرادی که اعتقادات دینی ندارند یا اعمال مذهبی انجام نمیدهند از سلامت روانی و سازگاری بهتری برخوردارند (4،5) و در شاخصهایی مانند افسردگی، اضطراب، آشفتگی روانشناختی و آسیب روانشناختی نمرات کمتری را کسب میکنند (12-6). تحقیقاتی که در جامعهی اسلامی ایران انجام گرفته است، به طور کلی حاکی از این است که سلامت روانی و اعتقادات یا اعمال مذهبی با یکدیگر رابطهی مثبتی را نشان میدهند (18-13). تعدادی از مطالعات، اثرات دینداری را در تحمل تنش و آسیب، مورد بررسی قرار دادهاند. نونی[3] گزارش داد که مذهب با فراهم آوردن منابع اجتماعی و روانشناختی در سازگار شدن افراد با تنش موثر است (19). صیادیتورانلو، جمالی و میرغفوری رابطهی مثبتی را بین سطح هوش هیجانی و اعتقادات مذهبی گزارش دادند به طوری که افزایش اعتقادات مذهبی با افزایش توان کنترل احساسات و هیجانات درونی خود و دیگران همراه بوده است (20). تاجری و بحیرایی گزارش دادهاند که مادران واجد نگرشهای مذهبی در کنار آمدن با تنشهای ناشی از تولد یک کودک کمتوان ذهنی بهتر عمل میکنند (21). معتمدی، اژهای، فلاح و کیامنش گزارش دادهاند که سالمندان موفق که تنشهای ناشی از سالمندی را بهتر تحمل و اداره میکنند نسبت به سالمندان غیر موفق، گرایشهای مذهبی بیشتری دارند (22). اکلین، براون و موگر[4] و چومانوا، وانات، بارت و کوپمن[5] گزارش دادند که نگرش مذهبی در مبتلایان به بیماری سرطان میتواند به سازگاری و افزایش طول عمر این بیماران منجر شود (23،24). بررسیهای متعدد در مورد تفاوت افراد دیندار و غیر دیندار حاکی از این است که افراد دیندار، حمایت اجتماعی گستردهتری را دریافت میکنند، عادات رفتاری مثبتی را اتخاذ نموده، به نیروی نظمدهندهی فراگیر اعتقاد دارند و رابطهای خصوصی را با خدا برقرار میکنند که این تفاوتها نیز میتواند در انطباق افراد دیندار با شرایط تنشآمیز و بحرانی کمک کند. پارگامت و هان[6] در مطالعهی خود روی 124 دانشجوی دیندار دورهی کارشناسی نتیجه گرفتند که مذهب در جریان حل مسئله به ویژه در جریان دورههای تنشآمیز برای فرد، حمایت عاطفی فراهم میکند. آزمودنیهایی که در این مطالعه شرکت کرده بودند از خدا میپرسیدند که چرا این فاجعه اتفاق افتاد و دعا میکردند که خداوند نیروی لازم را برای مقابله به آنها بدهد (25). وارثینگتون[7] که مقالهای تحت عنوان «ایمان مذهبی در طول زندگی: دلالتها برای مشاوره و تحقیق» نوشته است نتیجهگیری کرده است که دینداری ممکن است به فرد کمک نماید تا مسئله را بازتعریف کند به طوری که قابل حل شود و ممکن است از طریق فراهم ساختن معنا و امید دادن به فرد کمک کند تا در حین رویارویی با موقعیت تنشآمیز، خود را از لحاظ عاطفی مستحکم نگاه دارد (26). لازاروس و فولکمن[8] معتقدند ارزش های مذهبی به فرد کمک میکنندکه موقعیتی را کمتر تهدید کننده قلمداد کند و احساسش را برای رویارویی با آن تقویت کند (27). الموتاوا[9] در بررسی تاثیر مذهب در ایجاد اختلال استرس پس از سانحه در بین زندانیان کویتی جنگ، گزارش داد که رابطهای بین مذهبی بودن و اختلال استرس پس از سانحه وجود ندارد، ولی اعمال مذهبی «متوسط» اثرات مثبتی در تطبیق با شوک ناشی از حادثهی آسیبزا دارد (28). تونیبویل، استیگال، کشتگر و نیومن[10] در مرور مطالعات انجام گرفته بر روی مفید یا مضر بودن مقابلهی مذهبی یا معنوی با سرطان، اشاره کردهاند که مذهب از طریق فراهم آوردن معنا و هدف و آرامش عاطفی و احساس امید و حفظ عزت نفس بیماران به سازگاری آنها با بیماری سرطان کمک میکند (29). هاف، جوهانسن هنری، راس، هیویت و جوهانسن[11] در مرور بر مطالعاتی که در مورد کاهش خطر سرطان در بین افراد مذهبی انجام دادند، نتیجهگیری کردند که عامل کاهشدهندهی خطر سرطان در بین افراد مذهبی، سبک زندگی سالمی است که در اعمال مذهبی آنها وجود دارد (30). با وجود این، در تحقیقات ذکر شده به دلیل عدم کنترل متغیرهایی مانند مرحله یا سطح بیماری و حمایت اجتماعی ادراک شده نمیتوان با قطعیت در مورد اثرات مثبت مقابلهی مذهبی سخن گفت (29). در حقیقت بررسی رابطهی بین نگرش مذهبی و شدت نشانههای اختلال استرس پس از سانحه بدون در نظر گرفتن نقش عواملی که در شدت این نشانهها تاثیرگذارند، امکانپذیر نمیباشد. نتایج مطالعات مختلف نشان داده است که به طور کلی زنان نسبت به مردان پس از حوادث تکاندهنده علایم بیشتری را بروز میدهند (34-31). دو متغیر دیگری که کنترل اثر آنها لازم است، وضعیت تاهل و تحصیلات میباشد. تحقیقات گذشته نشان داده است که اختلال استرس پس از سانحه در افراد مجرد، بیوه و مطلقه بیشتر از افراد متاهل مشاهده میشود (35) و میزان تحصیلات با شدت اختلال استرس پس از سانحه رابطهی معکوس دارد (36). با وجود یافتههای متعدد در مورد اثرات مثبت دینداری بر روی تحمل تنشهای روانی و آیات صریح قرآنی در مورد این که انسانها در شرایط دشوار به خدا پناه میبرند، تاکنون مطالعات اندکی به بررسی رابطهی دینداری با نشانههای اختلال استرس پس از سانحه که یکی از پیامدهای مواجهه با حوادث تنشزا است، پرداختهاند. هدف تحقیق حاضر این است که رابطهی نگرش مذهبی و شدت نشانههای اختلال استرس پس از سانحه را در ساکنان شهر زلزلهزدهی بم مورد بررسی قرار دهد. روش کار روش تحقیق از نوع همبستگی و پسرویدادی است. در این تحقیق نگرش مذهبی یا مولفههای آن به عنوان متغیر پیشبین و شدت نشانههای اختلال استرس پس از سانحه به عنوان متغیر ملاک مورد بررسی قرار میگیرد. متغیرهای سن، جنسیت، تحصیلات و وضعیت تاهل نیز به عنوان متغیرهای مداخلهگر میباشند. این متغیرها نیز همراه با متغیرهای پیشبین و ملاک وارد معادله رگرسیون میشوند و از این طریق، اثر آنها بر متغیر پیشبین، کنترل میشود. نمونهیاین تحقیق شامل 117 نفر از مردم شهر بم بود که به روش نمونهگیری تصادفی ساده از بین تمام کارمندان آموزش و پرورش، کارمندان شهرداری و بازاریان و مغازهداران شهر بم انتخاب شدند و در هنگام وقوع زلزله در بم حضور داشتند. به منظور اندازهگیری نگرش مذهبی از مقیاس نگرش مذهبی[12] استفاده شد. این مقیاس که اولین بار در ایران توسط خدایاری فرد، غباری بناب و شکوهی یکتا بر روی گروهی از دانشجویان دانشگاه صنعتی و طلاب حوزهی علمیهی قم اجرا شده، حاوی 40 سئوال پنج گزینهای است که جهانبینی و ایدئولوژی را اندازه میگیرد. گزینهها شامل کاملا موافقم، تا حدی موافقم، بینابین، تا حدی مخالفم و کاملا مخالفم میباشد. برخی از سئوالات پرسشنامه به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. بر اساس گزارش خدایاری و همکاران، ضریب آلفای کرونباخ این پرسشنامه برابر 95/0 بوده است. همچنین، محققین فوق توانستهاند با استفاده از این مقیاس بین دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و طلاب حوزهی علمیهی قم و دانشجویان سهمیهی شاهد و غیر شاهد از لحاظ میانگین نمرات کسب شده، تفاوت آماری معنیداری را پیدا کنند. توانایی افتراق فوق میتواند به عنوان مدرکی برای روایی مقیاس نگرش مذهبی تلقی شود (37). به نقل از مطالعهی گودرزی برای اندازهگیری علایم اختلال استرس پس از سانحه از مقیاس اشل استفاده شد. این مقیاس برگرفته از مقیاس اختلال استرس پس از سانحهی میسیسیپی[13] است که اولین بار توسط کینی، کرل و تیلور[14] ساخته شد. فرم ایرانی این مقیاس توسط گودرزی با فرهنگ ایرانی انطباق یافته و شامل 39 سئوال است که در یک مقیاس لیکرت 5 گزینهای نمرهگذاری میشود. ده تا از سئوالات این مقیاس به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. همسانی درونی مقیاس اشل برحسب آلفای کرونباخ برابر 92/0 و ضریب بازآزمایی آن برابر 91/0 گزارش شده است. تحلیل عاملی مقیاس چهار عامل زیر را آشکار ساخته است: خاطرات رخنهکننده، ناتوانی در ارتباطات بین فردی، مشکل در مهار عاطفی و افسردگی (38). دو مقیاس نگرش مذهبی و اشل به همراه چند سئوال دیگر که ویژگیهای جمعیتشناختی آزمودنیها را میسنجد بر روی گروه نمونه اجرا شد. نحوهی اجرا به این صورت بود که با مراجعهی تصادفی به آزمودنیها وکسب رضایت شفاهی آنها برای شرکت در تحقیق، ابتدا توضیحاتی در مورد پژوهش و نحوهی پاسخگویی به سئوالات داده میشد و آنگاه پرسش نتایج ویژگیهای جمعیتشناختی گروه نمونه به شرح زیر بود: 70 نفر مرد، 47 نفر زن؛ 78 نفر متاهل، 29 نفر مجرد؛ تحصیلات 15 نفر زیر دپیلم و تحصیلات 102 نفر بین دیپلم تا کارشناسی و شغل 56 نفر آزاد و 61 نفر دولتی بود. میانگین سن آزمودنیها برابر 48/30 سال و انحراف معیار آن برابر 40/8 سال بود. به منظور ترسیم چهارچوب کلی دادهها میانگین و انحراف معیار نمرات گروه نمونه در مولفههای مقیاسهای اشل و نگرش مذهبی محاسبه گردید (جدول 1).
جدول 1- میانگین و انحراف معیار گروه نمونه در خرده
برای بررسی رابطهی مقیاس نگرش مذهبی و خردهمقیاسهای اشل، ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون بین نمرات آزمودنیها در مقیاس اشل و نمرات آنها در مقیاس نگرش مذهبی محاسبه شد. جدول 2 نتایج تحلیلهای همبستگی را نشان میدهد. همان گونه که در جدول 2 مشاهده میشود، مقیاس نگرش مذهبی با تمام خردهمقیاسهای اشل همبستگی منفی داشته است. با وجود این، تنها همبستگی مقیاس نگرش مذهبی با سه خردهمقیاس خاطرات رخنهکننده، ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی از لحاظ آماری معنیدار بوده است که به این معنی است که با افزایش نگرش مذهبی، خاطرات رخنه با توجه به این که در روش تحلیل همبستگی سهم سایر متغیرهای موثر مورد بررسی قرار نمیگیرد، نمیتوان نتیجه گرفت که رابطهی به دست آمده بین مقیاس نگرش مذهبی و خردهمقیاسهای اشل از متغیرهای دیگری تاثیر نپذیرفته باشد. به همین دلیل، به منظور مطالعه و کنترل متغیرهای موثر بر رابطهی بین خردهمقیاسهای اشل و مقیاس نگرش مذهبی و همین طور تعیین سهم متغیر نگرش مذهبی در پیشبینی علایم اختلال استرس پس از سانحه، اثر متغیرهای جنس، سن، تحصیلات، وضعیت تاهل (متغیرهای کنترل) بر نگرش مذهبی (متغیر پیشبین) با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام برای چهار خردهمقیاس اشل (متغیرهای وابسته) در چهار معادلهی جداگانه مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج این تحلیل ها در جدول 3 درج شده است.
جدول 2- همبستگی نمرات خردهمقیاسهای اشل و مقیاس نگرش مذهبی
*05/0P<، ** 01/0P>
معادلهی 1 در جدول 3 نشان میدهد که نمرات خردهمقیاس خاطرات رخنهکننده به ترتیب از طریق متغیرهای تحصیلات، جنس و وضعیت تاهل، قابل پیشبینی است. برای مولفهی خاطرات رخنهکننده، ضرایب رگرسیون (B) متغیرهای همچنین، میانگین نمرات آزمودنیهای مجرد در این خرده میانگین نمرات مولفهی خاطرات رخنهکننده در آزمودنیهایی نیز که تحصیلات زیر دیپلم داشتهاند (15=n، 5=SD، 33/18=M) نسبت به آزمودنیهایی که تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتهاند (102=n، 31/4=SD، 7/14=M) از لحاظ آماری به طور معنیداری بالاتر بوده است. با وجود این، نتایج نشان
جدول 3- نتایج رگرسیون گام به گام متغیر نگرش مذهبی بر علایم (خردهمقیاسهای) اختلال استرس پس از سانحه با کنترل جنس، سن، تحصیلات و وضعیت تاهل
*B، () Beta، {} t، []، ** خانههای خالی حاکی از خارج شدن متغیر از معادلهی رگرسیون میباشد. معادلهی 2 در جدول 3 نشان میدهد که هیچ کدام از متغیرهای تعدیلکننده و پیشبین نتوانستهاند نمرات خردهمقیاس مشکل در ارتباطات بین فردی را پیشبینی کنند. نتیجهی اخیر با نتیجهی به دست آمده از تحلیل همبستگی هماهنگی دارد. معادلهی 3 در جدول 3 نشان میدهد که نمرات مولفهی ناتوانی در مهار عاطفی به ترتیب از طریق متغیرهای وضعیت تاهل، نگرش مذهبی و سن، قابل پیشبینی بوده است. در سطور زیر معنای روابط فوق شرح داده میشود: میانگین نمرات آزمودنیهای مجرد در خردهمقیاس ناتوانی در مهار عاطفی (39=n، 58/2=SD ،12/19=M) نسبت به میانگین نمرات آزمودنیهای متاهل (78=n، 74/2=SD ، 23/17=M) از لحاظ آماری به طور معنیداری بالاتر بوده است. علاوه بر این، ضریب رگرسیون (B) متغیر پیشبین مولفهی ناتوانی در مهار عاطفی برای متغیرهای سن و نگرش مذهبی به ترتیب 077/0 و 032/0- بوده است. این امر به این معنا است که با افزایش یک نمره در متغیر سن، به طور متوسط میزان ناتوانی در مهار عاطفی 077/0 افزایش مییابد و با افزایش یک نمره در نگرش مذهبی به طور متوسط میزان ناتوانی در مهار عاطفی 032/0 کاهش مییابد. معادلهی 4 در جدول 3 نشان میدهد که نمرات خرده مقیاس افسردگی به ترتیب از طریق متغیرهای جنسیت، تحصیلات و نگرش مذهبی قابل پیشبینی بوده است. میانگین نمرات افسردگی آزمودنیهای زن (47=n، 1/5=SD ،15/12=M) نسبت به میانگین آزمودنیهای مرد (70=n، 14/4=SD، 7/9=M) از لحاظ آماری به طور معنیداری بالاتر بوده است. میانگین مولفهی افسردگی در آزمودنیهایی که تحصیلات زیر دیپلم داشتهاند (15=n، 6/4=SD، 47/13=M) نسبت به آزمودنیهایی که تحصیلات بالاتر از دیپلم داشتهاند (102=n، 55/4=SD، 27/10=M) از لحاظ آماری به طور معنیداری بالاتر بوده است. علاوه بر این، ضریب رگرسیون (B) متغیر پیشبین مولفهی افسردگی برای متغیر نگرش مذهبی 074/0- بوده است. این مسئله به آن معنا است که با افزایش یک نمره در متغیر نگرش مذهبی به طور متوسط میزان افسردگی 074/0 کاهش مییابد. به منظور بررسی قدرت برای تعیین گروه افراد با نمرات بالاتر و پایینتر از نقطهی برش مقیاس اشل برای اختلال استرس پس از سانحه از نمرهی برش 107 استفاده شد. در پژوهشی که گودرزی انجام داد بر اساس نقطهی برش 107 حساسیت و ویژگی آزمون اشل برای تشخیص اختلال استرس پس از سانحه به ترتیب 69 درصد و 74 درصد گزارش شد (38). مقایسهی نمرات نگرش مذهبی دو گروه با استفاده از آزمون تی برای گروههای مستقل نشان داد که میانگین نگرش مذهبی در گروه با نمرات بالاتر از نقطهی برش اختلال استرس پس از سانحه به طور معنیداری پایینتر از گروه با نمرات پایینتر از نقطهی برش بود (جدول 4). جدول 4- مقایسهی نمرات نگرش مذهبی افراد با نمرهی بالاتر و پایینتر از نقطهی برش مقیاس اشل (107) برای اختلال استرس پس از سانحه با آزمون تی در شرایط عدم تساوی واریانسها
بحث و نتیجهگیری هدف این تحقیق بررسی رابطهی بین نگرش مذهبی و علایم اختلال استرس پس از سانحه و تعیین قدرت نگرش مذهبی برای پیشبینی علایم اختلال استرس پس از سانحه بود. علاوه بر این، در تحقیق حاضر نگرش مذهبی در افرادی که در مقیاس اشل برای اختلال استرس پس از سانحه، نمرهای بالاتر از نقطهی برش به دست آورده بودند با افرادی که نمرهای پایینتر از نقطهی برش به دست آورده بودند، مقایسه شد. نتایج حاکی از این بود که بین نگرش مذهبی و دو مولفهی ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی همبستگی منفی وجود دارد و وقتی وقتی نگرش مذهبی افزایش مییابد، ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی در افرادی که در زلزلهی بم حضور داشتهاند کاهش مییابد. خردهمقیاس ناتوانی در مهار عاطفی شامل سئوالاتی مانند اگر کسی زیاد سر به سر من بگذارد احتمال دارد که شدیدا خشمگین شوم (3)، در تمرکز روی کارها مشکل دارم (20)، در شب به راحتی به خواب میروم (24، معکوس) و خردهمقیاس افسردگی نیز شامل سئوالاتی مانند هنگامی که در مورد زلزلهی بم فکر میکنم آرزو میکنم که ایکاش میمردم (8)، به نظر میرسد که گویی هیچ حسی ندارم (9)، اخیرا میل به خودکشی پیدا کردهام (10)، حیرانم در حالی که دیگران مردهاند چرا من هنوز زندهام (12) میباشد. این نتایج، با یافتههای لازاروس و فولکمن در مورد تاثیر ارزشهای مذهبی بر ادراک و قدرت رویارویی فرد در مقابل موقعیتهای تهدیدکننده (27) و با نتایج الموتاوا در مورد اثرات مثبت اعمال مذهبی در تطبیق با شوک ناشی از حادثهی آسیبزا (28) و با نتیجهگیری تونیبویل، استیگال، کشتگر و نیومن در مورد اثر مثبت نگرش مذهبی بر سازگاری بیماران سرطانی هماهنگ است (29) و نشان میدهد نگرشهای مذهبی میتوانند افراد را در کنار آمدن با عواطف منفی و افسردگی حاصل از حضور در موقعیتهای تکاندهنده کمک کند. از سوی دیگر، قدرت پیشبینی نگرش مذهبی برای دو مولفهی ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی به ترتیب برابر با 037/0 و 095/0 درصد بوده است. این اعداد نشان میدهند که نگرش مذهبی فقط در حدود کمتر از 1 درصد میتواند واریانس متغیرهای ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی را تبیین کند. علاوه بر این، نتایج حاکی از این بود که افرادی که در مقیاس اشل نمرهای بالاتر از نقطهی برش اختلال استرس پس از سانحه کسب کرده بودند نسبت به افراد دارای نمرهی کمتر از نقطهی برش، نگرش مذهبی ضعیفتری دارند. نتایج این تحقیق نشان داد که بین نگرش مذهبی و خردهمقیاسهای خاطرات رخنهکننده و مشکل در ارتباطات بین فردی، رابطهی خاصی مشاهده نمیشود. هر چند در محاسبهی ضریب همبستگی خردهمقیاس خاطرات رخنهکننده با نگرش مذهبی رابطهای منفی به دست آمد، کنترلهای آماری نشان داد که این یافته ناشی از اثرات تعدیلکنندهی متغیرهای جنس، تاهل و تحصیلات بوده است. خردهمقیاس خاطرات رخنهکننده شامل سئوالاتی مانند اگر چیزی اتفاق بیفتد و مرا به یاد زلزله بیندازد، به شدت پریشان و آشفته میشوم، از زلزلهی بم کابوسهای وحشتآوری دارم، بودن در موقعیتهای خاصی این احساس را در من به وجود میآورد که گویی دوباره دارد زلزلهی بم تکرار میشود، میباشد. این گونه سئوالات بیشتر علامت زنده شدن سانحه در خواب یا خیالات بیداری را نشان میدهد. در تفسیر این یافته باید اشاره کرد که برخی یافتهها نشان داده است که خاطرات رخنهکننده در بیماران مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه به صورت خودآیند بروز میکنند (39). فرآیندهای خودآیند در مراحل اولیهی پردازش اطلاعات رخ میدهند و به صورت سریع، موازی و با ظرفیت نامحدود اتفاق میافتند و فرد کنترل اندکی بر آنها دارد (40). آشکار است که بروز این فرآیندهای خودآیند میتواند ارتباط بیشتری با متغیرهای زیستی مانند سن و جنس داشته باشد. این نتیجهگیری را دادههای پژوهش حاضر نیز تایید میکنند. از سوی دیگر، فرد اعتقادات مذهبی را به اختیار خود برمیگزیند و قادر است بر آنها کنترل کافی داشته باشد. به همین دلیل، احتمالا اعتقادات مذهبی که فرآیندی کنترل شده است، خاطرات رخنهکننده را که به نظر میرسد فرآیندی خودآیند است تحت تاثیر قرار نمیدهد. عدم ارتباط بین خردهمقیاس مشکل در ارتباطات بین فردی و اعتقادات مذهبی حاکی از این است که اعتقادات مذهبی اثری بر مشکلاتی که افراد دارای علایم اختلال استرس پس از سانحه به دلیل علایم بیماری در ارتباطشان با افراد دیگر پیدا میکنند، ندارد. خردهمقیاس مشکل در ارتباطات بین فردی شامل این دو سئوال زیر بوده است که من قادرم از لحاظ عاطفی به دیگران نزدیک شوم و از همراهی دیگران لذت یافتهی دیگری که در این تحقیق به دست آمد برتری نمرات زنان نسبت به مردان در دو خردهمقیاس خاطرات رخنهکننده و افسردگی بود. این یافته با نتایج مطالعات مختلف که نشان دادهاند به طور کلی زنان نسبت به مردان پس از حوادث تکان همچنین نتایج این تحقیق نشان داد که شدت نشانههای خاطرات رخنهکننده و ناتوانی در مهار عاطفی در افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل است. علاوه بر این، نشانههای خاطرات رخنهکننده و افسردگی در افراد با تحصیلات پایینتر بیشتر از افراد با تحصیلات بالاتر بود. این نتایج به ترتیب با یافتههای گزارشهای قبلی در مورد بالاتر بودن میزان اختلالات استرس پس از سانحه در افراد مجرد نسبت به افراد متاهل و با نتایج مطالعهی یهودا[15] که رابطهی معکوس تحصیلات با اختلال استرس پس از سانحه در طول عمر را گزارش نموده، هماهنگ است (36،37). به طور خلاصه، نتایج، حاکی از این است که رابطهی معکوسی بین نگرش مذهبی و دو مولفهی ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی وجود دارد. این رابطه به این معنا است که افراد واجد نگرش مذهبی کمتر از افراد فاقد نگرش مذهبی پس از تجربهی شرایط آسیبرسان، ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی را که از مولفههای اختلال استرس پس از سانحه است، تجربه میکنند و بنا بر این کنترل عاطفی بیشتری دارند. با وجود این، رابطهای بین نگرش مذهبی و خاطرات رخنه کننده که تحت تاثیر فرآیندهای خودآیند هستند نشان داده نشد. باید توجه داشت که روابط به دست آمده در این تحقیق به مفهوم آن نیست که نگرش مذهبی میتواند به صورت علّی موجب تخفیف علایم اختلال استرس پس از سانحه شود. هر چند این حالت میتواند یکی از احتمالاتی باشد که قابل بررسی است ولی ممکن است متغیر دیگری باشد که عامل اصلی روابط به دست آمده در فوق باشد. همان گونه که در مقدمهی این تحقیق بیان شد، تحقیقات گذشته نشان داده است که نگرش مذهبی میتواند از طریق فراهم آوردن شبکههای حمایت اجتماعی، ایجاد امیدواری و عزت نفس و فراهم آوردن آرامش عاطفی و روانی به سازگاری بهتر برای مقابله با استرس کمک کند (26). همچنین، این نتایج با مضمون آیهی 28 سوره رعد که بیان می کند با یاد خدا دلها آرام میگیرد هماهنگی دارد. با توجه به فقدان رابطهی نگرش مذهبی و خاطرات رخنهکننده در تحقیق حاضر، پیشنهاد میشود که در تحقیقات آتی رابطهی بین اعتقادات مذهبی با فرآیندهای خودآیند و کنترل شده به صورت نظام یافتهتری مورد بررسی قرار گیرد.
[1]Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders-IV [2]Spirituality [3]Nooney [4]Acklin, Brown and Mauger [5]Choumanova, Wanat, Barrett and Koopman [6]Pargament and Hahn [7]Worthington [8]Lazarus and Folkman [9]Al-Mutawa [10]Thune-Boyle, Stygall, Keshtgar and Newman [11]Hoff, Johannessen-Henry, Ross, Hvidt and Johansen [12]Religious Attitude Scale [13]Mississippi Post Traumatic Stress Scale [14]Keane, Wolfe and Taylor [15]Yehuda
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مراجع | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
1- American Psychiatric Association. [Diagnostic and statistical manual of mental disorders (DSM-IV)]. 4th ed. Naenian MA, Madahi MA, Allahyari A, Biabangard A. (translators). Tehran: Shahed; 1994: 47-8. (Persian) 2- Corales TA. Trends in posttraumatic stress disorder research.Hauppauge, NY:Nova Science; 2005: 9-10.
3- Matthews DA, Clark C. [The faith factor: Proof of the healing power of the prayer]. New York: Penguin Books; 1998: 59-60.
4- Koenig HG, McCullogh ME, Larson DB. Handbook of religion and health. New York: Oxford; 2001: 53-60.
5- Vaillant G, Templeton J, Ardelt M, Meyer S. The natural history of male mental health: Health and religious involvement. Soc Sci Med 2008; 66: 221-31.
6- Lindenthal JJ, Myers JK, Pepper MP, Stern MS. Mental status and religious behavior. J Sci Study Relig 1970; 9: 143-9.
7- Hadaway CK. Life satisfaction and religion: A reanalysis. Soc Forces 1978; 57: 637-43.
8- Hannay DR. Religion and health. Soc Sci Med 1980; 14: 683-5.
9- Stack S. The effect of religious commitment on suicide: A cross-national sample. J Health Soc Behav 1983; 24: 362-74.
10- Stark R, Doyle DP, Rushing JL. Beyond Durkheim: Religion and suicide. J Sci Study Relig 1983; 22: 120-31.
11- Koenig HG. Religion and older men in prison. Int J Geriatr Psychiatry 1994; 10: 219-30.
12- Koenig HG, George LK, Peterson BL. Religiosity and remission of depression in medically ill older patients. Am J Psychiatry 1998; 155: 536-42.
13- Ghahremani M, Neughabi AD, Tavakolizadeh J. [The effect of fasting on mental health]. Proceeding of the 1st International Congress on Religion and Mental Health; 2001; April 16-19, Tehran, Iran. (Persian)
14- Ghobari B, Khodayarifard M, Shokohiyekta M, Faghihi AN. [The relationship between trust on God, anxiety, patient and hope in disaster conditions in college students]. Journal of Naghd Va Nazar 2002; 35-36: 84-121. (Persian)
15- Alborzi M, Samani S. A Study of relationship between religious beliefs and well-being. Proceeding of the 1st International Congress on Religion and Mental Health; 2001: 22; April 16-19, Tehran, Iran. (Persian)
16- Eslami AA, Shojaeizadeh AA, Vakili M. [The study of depression rate and its relationship with religious attitude among medical students of Gorgan University]. Journal of Teb Va Tazkyeh 2002; 43: 39-45. (Persian)
17- Sargolzaei MR, Behdani F, Ghorbani E. [Can religious activities prevent depression, anxiety and drug abuse in college students]. Proceeding of the 1st International Congress on Religion and Mental Health; 2001; April 16-19, Tehran, Iran. (Persian)
18- Karimelahi M, Aghamohammadi M. [The relationship between religious beliefs and depression in Ardabil Medical Sciences University students]. Journal of Teb Va Tazkyeh 2005; 53: 62-5. (Persian)
19- Nooney JG. Religion, stress, and mental health in adolescence: Findings from Add Health. The annual meeting of the American Sociological Association. Atlanta, Hilton Hotel, Atlanta, GA, 2003. Available from: URL; http://www.allacademic.com/meta/p106431_index.html
20- Sayadi Touranlou H, Jamali R, Mirghafouri HA. [A case study on university student's excitatory intelligence]. Andishe-e-Novine-e-Dini 2008; 3: 145-72. (Persian)
21- Tajeri B, Bohayraei AR. [The association of parenting stress, religious attitude and knowledge with maternal acceptance for sons with mental retardation]. Research on Exceptional Children 2008; 8: 205-25. (Persian) 22- Moatamedi A, Ejei J, Azadfallah P. [The relationship between religious tendency and successful aging]. Daneshvar Raftar 2005; 10: 43-56. (Persian)
23- Acklin MW, Brown EC, Mauger PA. The role of religious values in coping with cancer. J Relig Health 1983; 22: 322-33.
24- Choumanova I, Wanat S, Barrett R, Koopman C.Religion and Spirituality in coping with breast cancer: Perspectives of children women. Breast J 2006; 12: 349-52.
25- Pargament KI, Hahn J. God and the just world: Causal and coping attributions in health situations. J Sci Study Relig 1986; 25: 193-207.
26- Worthington EL. Religious faith across the life span: Implications for counseling and research. Couns Psychologist 1989; 17: 555-612.
27- Lazarus R, Folkman S. Stress, appraisal, and coping. New York: Springer; 1984: 77.
28- Al-Mutawa NA. The influence of religion upon the development of post traumatic stress disorder among Kuwaiti prisoners of war. Ph.D. Dissertation. Long Island University, Conolly College, 2004: 3.
29- Thune-Boyle IC, Stygall JA, Keshtgar MR, Newman SP. Do religious/spiritual coping strategies affect illness adjustment in patients with cancer? A systematic review of the literature. Soc Sci Med 2006; 63: 151-64.
30- Hoff A, Johannessen-Henry CT, Ross L, Hvidt NC, Johansen C. Religion and reduced cancer risk-what is the explanation? A review. Eur JCancer 2008; 44: 2573-9.
31- Kessler RC, Sonnega A, Bromet E, Hughes M, Nelson CB. Posttraumatic stress disorder in the national comorbidity survey. Arch Gen Psychiatry 1995; 52: 1048-60.
32- Breslau N, Davis GC, Andreski P, Peterson EL, Schultz LR. Sex differences in posttraumatic stress disorder. Arch Gen Psychiatry 1997; 54: 1044-8.
33- Stein MB, Walker JR, Hazen AL, Forde DR. Full and partial posttraumatic stress disorder: Findings from a community survey. Am J Psychiatry 1997; 154: 1114-9.
34- Moser JS, Hajcak G, Simons RF, Foa EB. Posttraumatic stress disorder symptoms in trauma-exposed college students: The role of trauma-related cognitions, gender, and negative affect. J Anxiety Disord 2007; 21: 1039-49. 35- Kaplan HI, Sadock BJ. [Synopsis of psychiatry: Behavioral sciences, clinical psychiatry]. 7th ed. Pourafkari N. (translator). Tehran: Shahre Ab; 1994: 351. (Persian)
36- Yehuda R. Risk factors for post traumatic stress disorder. USA: American Psychiatric; 1999: 42.
37- Khodayarifard M, Shokouhi Yekta M, Ghobari Bobab B. Preparing a scale measure religious attitudes of college students. J Psychol 2000; 4: 268-85. (Persian)
38- Goodarzi MA. [Evaluating reliability and validity of the Mississipi scale for post traumatic stress disorder in Shiraz city]. Journal of psychology 2003; 2: 153-78. (Persian)
39- Buckley TC, Blanchard EB, Neill WT. Information processing and PTSD: A review of the empirical literature. Clin Psychol Rev 2000; 20: 1041-65.
40- Shiffrin RM, Schneider W. Controlled and automatic human information processing: II. Perceptual learning, automatic attending and a general theory. Psychol Rev 1977; 84: 127-90.
41- Nemeroff CB, Bremner JD, Foa EB, Mayber HS, North CS, Stein MB. Posttraumatic stress disorder: A state-
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 6,756 تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 2,039 |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
